ديدن خداوند، تقاضاى جاهلانه‏ى بنى‏اسرائيل بود كه از موسى مى‏خواستند خدا را با چشم سر به آنان بنماياند (كه در آيه 155 اعراف مى‏خوانيم)، و آن كافران غافل از بودند كه هرگز چشم توان ديدن خداوند را ندارد، «لاتدركه الابصار»(1)، بلكه بايد خدا را با چشم دل ديد و

یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
70نفری که صدای خدا را شنیدند!
70 نفری که صدای خدا را شنیدند دیدن خداوند، تقاضاى جاهلانه‏ى بنى‏اسرائیل بود كه از موسى مى‏خواستند خدا را با چشم سر به آنان بنمایاند (كه در آیه 155 اعراف مى‏خوانیم)، و آن كافران غافل از بودند كه هرگز چشم توان دیدن خداوند را ندارد، «لاتدركه الابصار»(1)، بلكه باید خدا را با چشم دل دید و به او ایمان آورد. چنانكه حضرت على‏علیه السلام فرمود: «رأته القلوب بحقایق الایمان»(2) چشم دل باز كن كه جان بینى‏ آنچه نادیدنى است آن بینى‏ امام صادق‏علیه السلام در مورد «انا اوّل المؤمنین» فرمودند: «انا اوّل مَن آمن و صَدّق بانّك لاتُرى»،(3) من اوّلین ایمان آورندگان باشم به این‏كه ذات الهى قابل دیدن نیست. در جلسه‏اى مأمون به امام رضاعلیه السلام گفت: مگر شما نمى‏گویید انبیا معصومند، پس چرا موسى رؤیت الهى را از خداوند درخواست كرد؟ «أرنى أنظر الیك»(4)، آیا موسى نمى‏دانست كه خداوند قابل دیدن نیست؟ امام‏علیه السلام در جواب او فرمودند: حضرت موسى‏علیه السلام مى‏دانست كه خداوند قابل دیدن با چشم نیست، امّا هنگامى كه خدا با موسى سخن گفت و آن حضرت به مردم اعلام نمود، مردم گفتند: ما به تو ایمان نمى‏آوریم مگر اینكه كلام الهى را بشنویم. هفتاد نفر از بنى‏اسرائیل برگزیده شدند و به میعادگاه كوه طور آمدند. حضرت موسى‏علیه السلام سؤال آنان را از خدا درخواست نمود، در این هنگام آنان كلام الهى را از تمام جهات شنیدند، ولى گفتند ایمان نمى‏آوریم مگر اینكه سخن گفتن خدا را خود ببینیم، صاعقه‏اى از آسمان آمد و همه‏ى آنان هلاك شدند. حضرت موسى گفت: اگر با چنین وضعى برگردم، مردم خواهند گفت تو در ادّعایت راستگو نیستى كه دیگران را به قتل رساندى. به اذن الهى دوباره همه زنده شدند، این بار گفتند: اگر تنها خودت نیز خدا را ببینى، ما به تو ایمان مى‏آوریم. موسى گفت: «انّ اللّه لایُرى بالابصار و لاكیفیّة له و انّما یعرف بآیاته و یكلّم باعلامه»، خدا را تنها با نشانه‏ها و آیاتش مى‏توان درك كرد. امّا آنان لجاجت كردند، خطاب آمد موسى بپرس آنچه مى‏پرسند و تورا به خاطر جهالت آنان مؤاخذه نمى‏كنم. حضرت موسى‏علیه السلام گفت: «ربّ ارنى انظر الیك»، خطاب آمد: «لن ترانى» هرگز، امّا نگاه كن به كوه، اگر پایدار ماند تو نیز خواهى توانست مرا ببینى. با اشاره‏ى الهى كوه متلاشى و به زمینى صاف تبدیل شد وموسى پس از به هوش آمدن گفت: «سبحانك تبتُ الیك»، خدایا! از جهل و غفلت مردم، به شناخت ومعرفتى كه داشتم بازگشتم ومن اوّلین كسى هستم كه اعتراف مى‏كنم خدا را نمى‏توان با چشم‏سر دید. مأمون با این پاسخ شرمنده شد.(5) در واقع حضرت موسى‏علیه السلام با بیان جمله‏ى «ارنى» و پاسخ «لن ترانى» خواست به مردم بفهماند كه خداوند براى من قابل رؤیت با چشم نیست، تا چه رسد به شما. از امام صادق‏علیه السلام پرسیدند: اگر خدا قابل رؤیت نیست، پس در مورد روایاتى كه مى‏گویند: پیامبرصلى الله علیه وآله، خدا را دید، یا در قیامت مؤمنان خدا را در بهشت مى‏بینند، شما چه مى‏فرمایید؟ حضرت تبسّمى كردند و فرمودند: بسیار زشت است كه شخصى 70 - 80 سال در زمین خدا زندگى كند و از رزق و روزى او استفاده كند، امّا او را چنانچه باید نشناسد. پیامبر، خدا را باچشم ندیده است و اگر كسى چنین ادّعایى داشته باشد، دروغگو و كافر است، چنانكه آن حضرت فرمودند: «مَن شبّه اللّه بخلقه فقد كفر» كسى كه خدا را به صفات مخلوقات تشبیه كند، كافر است. حضرت على‏علیه السلام در پاسخ به این سؤال كه اى برادرِ پیامبرصلى الله علیه وآله! آیا تو خدا را دیده‏اى؟ فرمود: «لم أعبد ربّاً لم أره و لم تره العیون بمشاهدة الاعیان ولكن تراه القلوب بحقایق الایمان»،(6) خدایى را كه ندیده باشم عبادت نمى‏كنم، امّا نه با چشم سر، كه با چشم دل. در جاى دیگر فرمود: «ما رأیتُ شیئاً الاّ و قد رأیتُ اللّه قبله و بعده و معه و فیه»(7) چیزى را ندیدم، مگر آنكه خداوند را قبل و بعد و همراه با آن دیدم. آرى، چشم توان دیدن او را ندارد، «لاتدركه الابصار و هو یدرك الابصار»(8)، امّا با چشم دل مى‏توان خدا را دید، چنانكه قرآن مى‏فرماید: «لقد رآه نَزلَة اُخرى عند سِدرة المنتهى»(9) پیامبر، در معراج، ایات عظمت الهى را دید. البتّه آنچه در تورات در مورد ماجراى حضرت موسى در كوه طور آمده، از تحریفات تورات است.(10) _______________ 1) انعام، 103. 2) تفسیر صافى. 3) تفسیر اثنى‏عشرى. 4) اعراف، 143. 5) تفاسیر نورالثقلین و فرقان. 6) تفسیر فرقان، معانى الاخبار. 7) تفسیر فرقان. 8) انعام، 103. 9) نجم، 13 - 14. 10) تورات، سِفرخروج، باب 23، آیه 9. تنظیم برای تبیان: شکوری

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها