امر امامت ، عظمتش ، فوق تصور و ادراک ماست. غرض از خلقت... . وقتی گفته می شود غرض از خلقت ، تمام این منظومه ها ، کهکشانها ، حساب و حد و حصر اینها و عظمتشان را جز خالقشان نمی داند. همه این تشکیلات مقدمه دو کلمه است : یکی معرفت و یکی عبادت . خلقت ، غایتش و ث

یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
سخنان حضرت آیت‌الله وحید خراسانی درباره عید غدیر
سخنان حضرت آيت‌الله وحيد خراساني درباره عيد غدير امر امامت ، عظمتش ، فوق تصور و ادراک ماست. غرض از خلقت... . وقتي گفته مي شود غرض از خلقت ، تمام اين منظومه ها ، کهکشانها ، حساب و حد و حصر اينها و عظمتشان را جز خالقشان نمي داند. همه اين تشکيلات مقدمه دو کلمه است : يکي معرفت و يکي عبادت . خلقت ، غايتش و ثمرش اين است. لينک هاي صوتي منتخب سخنان آيت الله وحيد را پايين صفحه ببينيد بسم الله الرحمن الرحيم ‌عصاره اين عالم انسان است و انسان هم مخلوق براي اين دو کلمه است : خدا را بشناسد ، خدا را بپرستد . بعثت صد و بيست و چهار هزار پيغمبر هم، سلسله وحي و نبوت، مقدمه همين دو کلمه است . و اين دو ميسر نيست الا به اين دو امر. فقط آنچه بشر را به اين دو مطلب نائل مي کند عبارت است از: قرآن و بيان قرآن ، چون جز وحي خدا چراغ اين راه نيست. در مقام معرفت الله و عبادت الله تمام انوار عقول بشر خاموش است. نور عقل کار مي کند در آنچه زير شعاع عقل است. آنچه تحت فکر است ، قابل تفکر است ولي آنچه فوق فکر است ، فوق عقل است ، ديگر چراغ عقل و فکر آنجا خاموش است. آني که فوق عقل است ، خالق عقل است. آني که فوق فکر است ، آفريننده فکر است. اين است که آنجا هيچ مشعلي کار نمي کند. فقط چراغ وحي است و تفسير وحي. ‌آن وحي باز بدون آن مفسّر نتيجه اش عقيم است. هر قانوني مفسري لازم دارد. علم معلّم مي خواهد. طب ،‌طبيب مي خواهد. اگر طب باشد و طبيب نباشد نتيجه آن طب کجا حاصل مي شود؟ قرآن، طبّ بشريت است. امام، طبيب انسانيت است. قرآن، قانون معرفت و عبادت است. امام، مفسّر اين قانون است. اين است معني " الْيَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ ". فهميدن کلمات قرآن که ساده نيست. " الْيَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ ". اصلا تعبير خدا کمر شکن است. "اکملت" کامل کردم براي شما دين شما را، " وَرَضِيتُ لَکمُ الْإِسْلَامَ دِينًا ". معني اين جمله اين است که آن اسلامي که مقصد تمام انبياء و مرسلين بود. ابراهيم خليل وقتي کعبه را ساخت دعايش چه بود ؟ گفت او و اسماعيل آن هم هنگام ساختن کعبه: " رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَک وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَک ". اين منتهي الآمال ابراهيم خليل است. آن اسلامي که ابراهيم از خدا خواست آن اسلام مرضي خداست اما به شرط ولايت امير المؤمنين. " وَرَضِيتُ لَکمُ الْإِسْلَامَ دِينًا " ‌امروز من اسلام را به عنوان دين براي شما مرضي خودم قرار دادم و به اين اسلامي که توأم با او باشد راضي شدم. اين است که ما غافليم چه ايامي در پيش است؟ آن دهه ان شاء الله بايد در مملکت ايران تمام سرتاسر دهه، مجالس ، مساجد به شرح وقايع آن ايام مشغول باشد. يک دقايقي است که اينها مورد غفلت واقع شده است. آني که محير العقول است اين است که همه اين قضايا در همين ايام خاص است. روز غدير روزي بود که عَلَم اسلام را افراشته کرد آن هم دست خاتم. آن خطبه اي که خواند در آن روز که اقيانوس علم و حکمت و معرفت است، شقّ القمري کرد. و آن خطبه... بعد اميرالمومنين را سر دست بلند کرد. از عجايب اين است که در همان ايام سوره دهر نازل شد. سوره دهر کتابها شرح لازم دارد. " هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَکنْ شَيْئًا مَذْکورًا ، إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ، إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاکرًا وَإِمَّا کفُورًا ". همه اينها مقدمه است. ذي المقدمه آنجاست که مي فرمايد: " وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا ، إِنَّمَا نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْکمْ جَزَاءً وَلَا شُکورًا ". اين سوره در همان دهه نازل شد. سوره اي که غرض از خلقت را در اين چند نفر نشان داد غوغائي است. ما غفلت کرديم. ان شاء الله اين دهه بايد جوري احياء بشود، چون خدا در همين دهه هم نبوت را احيا کرد و هم امامت را . هم نبوت و هم امامت ، هر دو به چه زنده شد ؟ هر دو تا يعني تمام رسالت انبياء ، مقدمه خاتم بود. رسالت خاتم در همين دهه احياء شد. بعد آن رسالت باز سرمنشأ ولايت بود. آن ولايت در همين دهه احياء شد. اين مطالب است که مورد غفلت واقع شده است. به قدري اين قضيه مهم است. خوب اين را بفهميد، درک کنيد، و همه بايد بيدار بشوند در اين نکته. و آن نکته اين است که تمام علماء عامه متفق اند، احدي نيست که بتواند دم بزند، و آن قضيه اين است که در قضيه مباهله پيغمبر ثابت کرد خلافت بلافصل علي بن ابي طالب را. سرّش چيست ؟ سرّش اين است: اين بهت آور است: کسي که کتابي نوشته که ريشه شيعه را بِکند -اين عقل را مبهوت مي کند- در همان کتاب اين را نوشته. ببينيد خدا چه مي کند ؟ به دست خودِ نفاق ريشه نفاق را مي کند " وَمَکرُوا وَمَکرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاکرِينَ ". در همان کتابي که براي بطلان مذهب شيعه نوشته، نوشته که در قضيه شورا ، اميرالمؤمنين به همه صحابه جمع حاضر اين کلمه را گفت. گفت: از من نزديکتر به پيغمبر سراغ داريد ؟ آن وقت استدلالي که حضرت کرد، اين است. خوب اينها را درک کنيد. فرمود : خدا خودش در قرآن مرا جان پيغمبر قرار داده ، فرموده : "وانفسنا وانفسکم"، پسران مرا پسران خودش قرار داده ، "وابنائنا وابنائکم". زنان مرا زنان خودش قرار داده "ونسائنا ونسائکم"، از من نزديکتر به او کسي هست ؟ اين نص قرآن است ، " فَمَنْ حَاجَّک فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِينَ ". احتجاج اين است. اين منطق شيعه است. فرمود: از من نزديکتر به پيغمبر کسي هست ؟ اگر صحبتِ زن در آيه کرده نساء مرا نساء خودش قرار داده. اگر گفتگوي فرزند آمده ، فرزندان من است اما خدا فرموده: "ابنائنا"، نسبت به خاتم داده. مرا هم جان او قرار داده ، آيا از من نزديکتر کسي هست ؟ همه گفتند... ، همه گفتند : اللهم بلي، خدا را شاهد مي گيريم همين طور است. آن وقت بايد گفت به همه اينها که دم از فلان و فلان مي زنند، جان پيغمبر را ول کرديد، کسي را جاي پيغمبر نشانديد که خود او مي گويد: اقيلوني اقيلوني و لست بخيرکم ، من از شما بهتر نيستم ، بياييد اين گردن بند خلافت را از گردن من برداريد. دومي مي آيد روي اين منبر مي نشيند، بعد مي گويد: همه مردم از من فقيه ترند حتي زنهايي که حجله نشينند. عقل ، فکر و درک اين قدر تنزل کند که آن کسي که نسبتش با پيغمبر به نص قرآن اين است او را خانه نشين کنند، اين را سر کار بياورند . اگر دنيا عرضه دارد جواب اين را بدهد. مهم اين است. اين است که آن دهه بسيار مهم است. وقتي سيطره اسلام جهان گير شد، فتح مکه که شد. بعد از فتح مکه نامه نوشت به کسري، شاهنشاه ايران. نامه نوشت به امپراطور روم. عظما بشر را دعوت کرد به اسلام. فرستاد نزد نصاراي نجران. آنجا تمرکز نصرانيت بود. اين است که گفتم آن دهه هم نبوت زنده شد هم امامت احياء شد. فرستاد نزد نصاراي نجران: يا سر بسپاريد در مقابل اين آيه " إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ کمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کنْ فَيَکونُ " ، يا براي مباهله حاضر بشويد. تمام ارکان مسيحيت همه حرکت کردند، آمدند. بعد که احتجاج کرد، همه درمانده شدند. فرمود: يا بپذيريد يا حاضر براي مباهله بشويد، يکي از اين دو تا. آني که حق است آني که برهان قاطع الهي دارد، اين است. يا تسليم يا دست به دعا بر مي داريد، خود خدا حق را روشن کند. وقتي اين پيشنهاد را کرد گفتند: امشب برويم فکر کنيم. رفتند. تمام ارکان مسيحيت کتب آسماني را مطالعه کردند، عصاره مطلب اين شد. آن اسقف اعظم گفت: ما فردا مي رويم اگر آمد با اصحاب و انصار، حاضر بشويد، خبري نيست، اما اگر خودش آمد و اخص خواصش، آن وقت مبادا دست به دعا با او برداريد که سال نو نشده، ريشه همه شما کنده مي شود. فردا صبح شد. عالَمي در انتظار است که آيا چه مي شود؟ صبح که شد، فاتحه آن روز اين بود... . اينها که مي گويم تمام علماء عامه ملزم اند بپذيرند. هر کس که قدرت دارد دم بزند!!! همان روز آمد، اميرالمؤمنين را خواست، صديقه کبري را خواست، حسن و حسين را خواست، زير آن کساء برد. بعد فرمود: " إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکمْ تَطْهِيرًا ". ام سلمه گفت: يا رسول الله من هم راه دارم؟ فرمود: أنت بخير، تو بخير باش. اينجا حريمي است که غير از اينها احدي راه ندارد، همان هايي که اين آيه درباره شان نازل شد. بعد که کساء را برداشت، خودش جلو ، سيد الشهداء را در آغوش گرفت. دست امام حسن را به دستش گرفت. پشت سرش صديقه کبري ، پشت سر صديقه کبري اميرالمؤمنين. به اين هيأت وارد ميدان مباهله شد. همين که چشم اسقف اعظم افتاد، اعلام کرد گفت: چهره هايي را مي بينم که اگر اينها دست به دعا بردارند يک نفر از نصاري در روي زمين باقي نخواهد ماند. آني که نبوت را احياء کرد-دنيا هم نمي تواند منکر بشود- اين است که وقتي کار به اينجا رسيد همه علماء نصاري سر سپردند، تسليم شدند جزيه بدهند اما با او دست به دعا برندارند. برهان قاطع نبوت در آن دهه حاصل شد. اين يک کلمه بود . کلمه دوم اين بود که به نصّ قرآن... . يک وقت مطلب در گوشه فلان کتاب است، روايتي است ، يک وقت نص قرآن است. نص قرآن اين است "وانفسنا و انفسکم". به اتفاق همه در مقابل "انفسنا" فقط کسي را که آورد علي بن ابي طالب بود. پس علي به حکم خدا جان پيغمبر شد، وقتي جان پيغمبر در امت است امامت امت به ديگري نمي رسد. اين است که مسأله مذهب شيعه، قضيه رياضي است. دو دو تا چهار تا.اگر دنيا قدرت دارد جواب اين مطلب را بدهد؟ "وانفسنا وانفسکم". پس او شد نفس پيغمبر و او شد جان پيغمبر. خلاصه تا علي هست پيغمبر هم هست. اين است که وقتي خطبه خواند براي ماه رمضان، بيان خود خاتم النبيين اين بود: يا علي آن کسي که تو را بکشد مرا کشته. همه اينها ريشه در قرآن دارد، چون او نفس پيغمبر است. حالا همه اينها چيست؟ خوب فکر کنيد. همه اينها قدرت نفس پنج نفر است. اين است که برهان مذهب شيعه به اين حد از قدرت است. اگر يک نفر... . خوب اين دو کلمه را ياد بگيريد. اگر يک نفر بود از اين چهار نفر بالاتر بود، پيغمبر او را واگذاشته بود، اينها را برده بود، اين مي شد ترجيح مرجوح بر راجح، و ترجيح مرجوح بر راجح بر خدا محال است. اگر يک نفر هم بود در همه امت در هم طراز اين چهار نفر بود، آن را مي گذاشت اينها را مي برد، ترجيح بلا مرحج بود و ترجيح بلامرجح عقلا و نقلا باطل است. پس به حکم قرآن و عقل، ثابت شد که اعلي، اشرف، اکمل، افضل از اين چهار نفر در کره زمين نبود. خلاصه کلام اين روزها بايد احيا بشود، اين حقايق بايد در مساجد منتشر بشود. هر بابي کتابي دارد. اميدواريم ان شاء الله امسال يک عده مردم با همت دامن به کمر بزنند اقدام به اين کار بکنند، در حسناتي که سال به سال افزوده مي شود همه سهم داشته باشند. من سنّ سنة حسنة فله أجر من عمل بها. اگر شما بنيانگذار يک آئين مقدسي شديد اجر هر کسي که عمل کند در نامه عمل شما نوشته مي شود. اين سعادتها را از دست ندهيد. هر مجلسي که منعقد بشود در آن مجلس مناقب اين خانواده ، فضائل اين جمع ذکر بشود در دفتر عمل شماها نوشته مي شود. بالاتر از همه مطالبف دعاي امام ششم است: رحم الله من أحيي أمرنا . کساني هم که در اين کارها اقدام مي کنند اين را بايد بدانند: دستگاه قدس شرط دارد. هر کسي را راه نمي دهند. بايد اين چند کلمه را رعايت کنند. خدمتگزاران فاطميه ، خدمتگزاران علويه ، خدمتگزاران صادقيه ، خدمتگزاران دهه ولايت و امامت کبري همه بايد اين چند کلمه را مراعات کنند : اول: نماز. رابطه خود را با خدا محکم کنند. بر همه کار نماز را مقدم بدارند. هر روز بدون استثناء هر چه مي توانند قرآن بخوانند براي امام زمان. اين برنامه را ترک نکنند اسمشان در دفتر نوشته خواهد شد و ابدا قلم نخواهد خورد. چون خود حضرت فرمود کسي که اين کار را بکند با ما خواهد بود. کسي که امام وعده داده با ماست ديگر ممکن نيست جدا بشود. از امروز شروع کنيد. به ديگران هم توصيه کنيد. ان شاء الله موفق باشيد . اللهم کن لوليک الحجة ابن الحسن صلواتک عليه وعلي آبائه في هذه الساعة وفي کل ساعة وليا وحافظا وقائدا وناصرا ودليلا وعينا حتي تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فيها طويلا . جمعه 1388/8/15 هجري شمسي مطابق با 1430/11/18 هجري قمري بيانات حضرت آيت الله وحيد خراساني درباره « حضرت اميرالمومنين علي (ع) و منزلت ايشان » بيانات حضرت آيت الله وحيد خراساني « آثار غزوه بدر در اسلام »، به مدت 30:54 بيانات حضرت آيت الله وحيد خراساني با عنوان « معيار انسانيت »، به مدت 31:25 بخش اول سخنراني استاد رحيم پور ازغدي پيرامون ولايت؛مکتب عقل واخلاق (1) سخنراني حجت الاسلام رفيعي پيرامون تجليل همه انبيا از غدير سخنراني علامه محمد تقي جعفري با موضوع ارمغان مولا علي(ع) براي بشريت منبع:رسا تنظيم:مجيد نقدي گروه حوزه علميه

پربازدیدها

پربحث‌ها