ناجی تمام خوبیها

  • ناجی تمام خوبیها

    ناجی تمام خوبیها

    شانه هایم سخت سنگینی می كند و احساس می كنم پشتم زیر خروارها بار در حال خم شدن است ای غایب از نظرمی دانی چرا؟ نمی دانم چرا عطش سرخ نگاهم را نادیده گرفتی . گلایه ندارم بلكه مصمم تر در كوچه های…