عالم عشق

  • پیچیده درحریر بهشتی

    پیچیده درحریر بهشتی

    شعر را می‏جوشاند... آب را... آب را... از آب رد می‏شوم که خنده‏ای برای این همه زُلال بی‏رحم ندارم؛ خنده‏ای برای فردای کودکی که شاعرانه‏ترین شناسنامه آب را برای دنیا خواهد نوشت. از لبخند می‏گویم…