داستانی شنیدنی از شیخ بهلول

  • داستانی شنیدنی از شیخ بهلول

    داستانی شنیدنی از شیخ بهلول

    شیخ بهلول می‌فرمودند: زمانی در مشهد به منزل یكی از آشنایان كه سیّد بود، رفتیم. اتفاقاً هوا بارانی بود و خانم خانه هم زایمان كرده بود و چند تا بچه آورده بود و شوهرش هم در منزل نبود. متوجه شدم…