حکايت

  • خولی و خر نامرد

    خولی و خر نامرد

    روزي خولی از راهي مي گذشت. درختي پيدا کرد و زير سايه آن کمي خوابيد. ناغافلي دزدي آمد و خرش را دزديد. خولی وقتي از خواب بيدار شد و ديد خرش نيست، خورجينش را برداشت ...