بیاد بچه های آسمان

  • بیاد بچه های آسمان

    بیاد بچه های آسمان

    شب پهلوى مصطفى ایستاده بودم. دیدم زیر لب مى خندد. نمى دانستم چرا. نماز كه تمام شد، در تعقیبات نماز از او پرسیدم، چى شده، گفت: «اینها یك روباه زده اند و آن را آورده اندو بالاى غسالخانه مسجد گذاشته…