به روی دست پدر ظهر روز عاشورا گلوی اصغر از هم دریده را دیدم
افسوسا! كه شما راز كار مرا نمىدانيد. بهره آنچه انجام دادهام، فزونتر از همه چيزهايى است كه خورشيد بر آن مىتابد