«ققنوس» از نیمایوشیج

  • «ققنوس» از نیمایوشیج

    «ققنوس» از نیمایوشیج

    قُقنوس، مرغ خوشخوان، آوازه ی جهان، آواره مانده از وزش بادهای سرد، بر شاخ خیزران، بنشسته است فرد. بر گرد او به هر سر شاخی پرندگان.او ناله های گمشده ترکیب می کند،از رشته های پاره ی صدها صدای…