مغازه شیرینی فروشی

  • پیرمرد مهربان

    پیرمرد مهربان

    گلي و قلي دست هم را گرفته بودند و از کنار ويترين مغازه ها رد مي شدند و لباس هاي قشنگ پشت ويترين را نگاه مي کردند. واي چه لباس هاي