مسافر کوچک

  • مسافر کوچک

    مسافر کوچک

    هواپیما می خواست از زمین بلند شود. همه کمربندهای خود را محکم بسته بودند. یکباره صدای جیغ های پی در پی کودکی همه را متوجه خود کرد. گریه های معصومانه ی دخترک مسافران را کنجکاو می کرد.