ادبیات داستان کویر شریعتی کهکشان

  • شاهراه علی

    شاهراه علی

    آن شب نيز من خود را بر روي بام خانه گذاشته بودم و به نظاره آسمان رفته بودم؛ گرم تماشا و غرق در اين درياي سبز معلقي كه بر آن، مرغان الماس پر ستارگان زيبا و خاموش، تك تك از غيب سر مي زنند و دسته…