در تلقی ما, ولی عصر, سرپرست و صاحب اصلی حوزه هاست, ولی نعمت آنهاست, تغذیه فکری و مادی آنها, به عنایت اوست, هم سرباز اویند, هم برخوان نعمت او, از او چراغ راه می گیرند و رسم هدایت می جویند.

سه‌شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
امام زمان عج الله و رسالت حوزه های علمیه
امام زمان(عج) و رسالت حوزه هاي علوم ديني در تلقي ما, ولي عصر, سرپرست و صاحب اصلي حوزه هاست, ولي نعمت آنهاست, تغذيه فکري و مادي آنها, به عنايت اوست, هم سرباز اويند, هم برخوان نعمت او, از او چراغ راه مي گيرند و رسم هدايت مي جويند. گزاف نيست اگر بگوييم کارنامه حوزه ها, جز انتظار فرج نيست. اندک تأمّلي در تاريخ حوزه هاي شيعه, درستي اين گفت را مي نمايد. با اين همه, به سه رسالت اساسي که ساختار حوزه ها و بافت زندگي انديشه وران فرهيخته عصر انتظار را تشکيل مي دهد, اشارتي گذرا مي کنيم: 1. ائتمام و اقتداء: اسوه گيري از آرمانهاي مهدي و سامان دادن زندگي و تلاش حوزوي و سيرت و رفتار عالم ديني و طالبان علم, براساس سيره حضرت مهدي(عج) و پرتو گرفتن از آن انسان کامل. 2. وراثت: پاسداشت مکتب مهدي, حراست از معارف ناب اسلامي و خرافه زدايي از زلال سيماي مکتب وحي و معارف الهي. 3. نيابت: برفراز داشتن پرچم هدايت, نگاهداشت روح عدالتخواهي و ستم ستيزي, سرپرستي امت اسلامي در غيبت بزرگ و طولاني مهدي(عج). ائتمام و اقتداء امام زمان (عج) و انتظار براي حوزويان, نه يک عقيده که زندگي است, زندگي علمي ـ عملي و حوزوي. ائتمام و اقتداء در تلقي ما, ولي عصر, سرپرست و صاحب اصلي حوزه هاست, ولي نعمت آنهاست, تغذيه فکري و مادي آنها, به عنايت اوست, هم سرباز اويند, هم برخوان نعمت او, از او چراغ راه مي گيرند و رسم هدايت مي جويند. مردم نيز به آنها چنين مي نگرند و ايتام آل محمد(ص), در غيبت امام و سرپرست و سرور, به حوزه ها, پناه مي آورند و از آنان ياري مي خواهند و راه مي جويند. با اين برداشت, متوليان و سازمان دهندگان حوزه, که خود نيز به يمن وجود و عنايت و لطف او, عزّت يافته اند و سروري, بايسته است که خطوط نوراني قامت معنوي آن امام همام را تراز و شاغول سازماندهي ـ تشکيلات, بازسازي و بالنده سازي حوزه ها کنند. همّ خويش را در پي ريزي حوزه اي که خوشنودي مولاست به کار گيرند. رسالت جهاني مهدي را با همه بار معاني اش, دليل کارِ حوزه ها کنند. حوزه اي بسازند که شاگردانش اوصاف امام عصر(ع) را قبله خويش قرار دهند و عشق به او را راه خود. اگر مهدي, امام عصر, ولي عصر, امام زمان و صاحب عصر و زمان است, آنان نيز, زمان شناس بارآيند و پيشقراولان و طلايه داران عصر خويش, تا بتوانند, مدير و هادي قبيله خويش شوند و زمان و روزگار و جامعه و زندگي مردم را بر راستاي ويژگيها و هدفهاي مهدي, سامان دهند. اگر او, آيت کبراي الهي است, زندگي, گفتار, رفتار, مشي اجتماعي و سيره عملي و علمي آنان, صبغه الهي داشته و سيمايشان آيت و نشانه اي باشد, از جمال و جلال الهي, چهره شان خدا را فرا ياد آرد و نشست و برخاست با آنان, بر روحانيت و معنويت و ايمان, بيفزايد: امام صادق از رسول خدا(ص) نقل مي فرمايد: (قال الحواريّون لعيسي(ع) يا روح اللّه من نجالس؟ قال: مَنْ يذکّرکم الله رؤيته, ويزيد في علمکم منطقه ويرغّبکم في الآخرة عمله.)2 اين است که همنشيني و نگاه به سيماي او عبادت به شمار آمده: (النظر الي وجه العالم عبادة.)3 اگر او, حجت خدا در زمين است, دست پروردگان حوزه به راستي حجّت بر حقانيّت اسلام براي مسلمانان باشند. معارف ناب الهي را نوش کرده و با تبلور عشق صاحب زمان در دلها, بر دنيا و زرق و برق دلرباي آن, و آنچه مزاحم رسالت و تکليف است, چهار تکبير زنند: (العلماء امناء الله ما لم يدخلوا في الدّنيا) عالمان, وقتي امين خدايند که دلبستگي به دنيا نداشته باشند. اگر او (نوراللّه) است که در پرتو انوارش, هدايت جويان راه بينند و ره پويند, سربازان و شاگردان او نيز, بايد مشعلي باشند فرا راه رهجويان و ره پويان. به فرموده امام حسن عسکري به نقل از امام باقر(ع): (العالم کمن معه شمعةٌ تضيءُ للناس فکل من ابصر شمعته, دعا له بخير. کذلک العالم مع شمعةٍ, تزيلُ ظلمةَ الجهل والحيرة....)4 اگر او, به (امين الله) نواخته شده است, جهت گيري سازمان حوزه نيز, بايد در اين باشد که دست پروردگاني امين بپرورد: امين در رساندن معارف ناب اسلامي, امين در بيان حقايق, امين در پاسداري از عدالت, امين در حفظ ايمان و نواميس امت, امين در نگاهداري و صرف بيت المال و& اگر امام زمان, قله هاي فتح ناشده دانش را در عصر خويش, فتح مي کند و سرچشمه هاي جوشنده, دانش را مي گشايد و در روزگار او, علم, به شکوفايي مي رسد و بيش از نود برابر, بر ميراث دانش بشر مي افزايد: (العلم سبعة و عشرون حرفا فجميع ماجاءت به الرّسل حرفان فلم يعرف الناس حتي اليوم غير الحرفين, فاذا قام قائمنا أخرج الخمسة والعشرين حرفاً فبثّها في الناس وضمّ اليها الحرفين حتي يُبثّها سبعة وعشرين حرفا.)5 حوزه هاي علوم ديني نيز بستري مي شوند براي التقاء و ارتقاي علوم و دانشهاي گوناگون. اگر او, به فرموده امام باقر(ع): خردمنداني قله سان مي پرورد و مربّي عقل بشر است: (اذا قام قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد فجمع به عقولهم& )6 ما نيز حوزه هاي علوم ديني را در اين مسير قرار دهيم و خرد ورزي را به اعماق حوزه ها بريم و در پرتو آموزشهاي خرد برانگيز وحي, طالب علماني با خرد, منطقي, آزاد انديش و برخوردار از منطق برتر بپروريم. اگر صاحب خلق عظيم و ولي اعظم, اخلاق بشر را به کمال نهايي مي رساند و ارزشهاي الهي را در عمل مردم و جامعه خويش سرشار مي کند و دلسوختگان معنوي و عرفاني را مشروب مي سازد: (اذا قام قائمنا وضع يده علي رؤس العباد& وأکمل به اخلاقهم.)7 بايد نيروهاي انساني بر آمده از حوزه, تبلور اخلاق الهي و تجسم ارزشهاي اسلامي باشند. در گفت و کردار و رفتار, پرتوي از کمالات و کرامات ولوي را به نمايش گذارند و نيم رخي از رخ يار را بنمايانند. اگر او, مظهر عزت الهي است, حوزه ها نيز, دانشجويان با عزّت و مناعت طبع بسازند. اگر او, به گاه اقتدار, پوشش ساده, غذاي ساده و معيشتي چونان جدش مولاي موحّدان اميرمؤمنان(ع) دارد, حوزويان نيز به گونه اي ساخته شوند که به هنگام اقتدار, فريفته دنياي پر نيرنگ نشوند و کرسي قدرت, زبونشان نکند, بلکه با تقواي الهي قدرت را رام خدمت به خلق خدا کنند که دين شناس و فقيه واقعي در فرهنگ شيعه چنين است: (لايکون الرّجل فقيها حتّي لايبالي اي ثوبيه ابتذل وبما سدّ فورة الجوع.)8 در يک کلام, حوزه اي سامان دهيم که طالب علمان و عالمانش رو به کوي او دارند, آهنگ انتظار در تارهاي وجودشان مي نوازد و عشق به مولا, از نواي ضربان قلبشان به گوش مي رسد, شيفته و فرهيخته وصال اويند و در همه احوال, آماده لبيک به دعوت او. حوزه, چونان پادگاني باشد. هر وقت و هر لحظه در آماده باش کامل; چه هر آن ممکن است او از درآيد و بانگ قيام سر دهد. وراثت عالمان ربّاني و حوزه هاي علوم ديني در روزگاري که امام زمان, از ما چهره پوشانده است, وارث او, در نگاهباني ميراث معرفتي دين و ايمان مردمند. بيان احکام, روشن کردن مرزهاي اعتقادي, بيرون آوردن معارف,اخلاق, آداب, موازين تربيتي از متون ديني و تامين دانشهاي ديني مورد نياز جامعه اسلامي, بر آنان است. آنان در روزگار غيبت, بايد محاسن و نيکوييهاي معارف قرآن و اهل بيت(ع) را به نسلها بنمايانند و برتري منطق و توانايي اسلام را در برآوردن بهروزي و سعادت بشر, با زبان همان روزگار و با بهره وري از بهترين ابزار پيام رساني به جهان, برسانند: (العلماء مصابيح الأرض و خلفاء الأنبياء و ورثتي وورثة الأنبياء.)9 اين وراثت, همان زنده نگه داشتن اسلام بر فراز اعصار و امصار است: (من جاء اجله وهو يطلب العلم ليحيي به الإسلام لم يفضله النبيّون الاّ بدرجة) در روزگار طولاني غيبت حضرت, شيطانهاي پنهان و آشکار, تهاجم خود را آغاز مي کنند, تا پايه هاي اعتقادي مسلمانان را سست و ايمان آنان را بربايند, تنها پناهگاه مسلمانان, حوزه هاي علمي و اعتقادي است که بايد در خور هر مورد, به دفع و رفع اين زيانها و خطرها بپردازند و با بهره وري از منطق نيرومند وحي, کار وظيفه باني و مرزداري خويش کنند: (لو لا من يبقي بعد غيبة قائمنا, عليه السلام , من العلماء الدّاعين اليه والدّالين عليه والذّابين عن دينه بحجج اللّه والمنقذين لضعفاء عباد الله من شباک ابليس و مردته و من فخاخ النّواصب لما بقي احد إلاّ ارتدّ عن دين اللّه ولکنّهم الّذين يمسکون ازمّة قلوب ضعفاء الشيعة کما يمسک صاحب السّفينة سکّانها& ) 10 اگر در روزگار غيبت قائم, عالماني نبودند که ظهور و فرج او را فرياد کنند و مردم را به سوي او ره نمايند و از دين او, با استدلالهاي محکم, به دفاع برخيزند و کساني را که ايمان سستي دارند, از تور ابليس و پيروانش و از شکار ناصبيان (يورش گران بر ارکان دين) رهايي بخشند, هيچ کس باقي نمي ماند, مگر اين که راه ارتداد پيش مي گيرد, ولي آنان, زمام دلهاي شيعيان را در دست مي گيرند, چونانکه ناخداي کشتي عقبه کشتي را. گلهاي سرسبد حوزه ها, عالمان ربّاني, بحق در درازناي تاريخ تشيع. مرزباناني وظيفه بان و وارثاني امين و هوشمند بودند و از ميراث به جاي مانده پيامبر و امامان شيعه, نيک پاسداري کردند, در هر دوره اي غبار خرافه را از سيماي زلال دين زدودند و با خرافه و خرافه بافان, و خرافه سازان, به ستيز و رويارويي برخاستند, شبهه ها را پاسخي درخور دادند و دماغ شبهه افکنان در دين و ايمان مردم را با برهانها و استدلالهاي متين به خاک ماليدند و ايتام آل محمد(ص) را که ميراث معنوي و مذهبي شان مورد تاخت و تاز قرار گرفته بود, با رنجهاي استخوان سوز, طاقت فرسا و مقاومت و درايتي شگفت انگيز, پاس داشتند و توصيه امامان(ع) در توصيف وارث علم حقيقي اهل بيت را تبلور عيني و عملي بخشيدند. سرگذشت جهاد علمي عالمان ربّاني, در طول تاريخ حوزه هاي علوم شيعه, پر از حماسه, ايثار, نستوهي و سرباختگي است. آنان, هم اسلام ناب را پاس داشتند و هم در رويارويي با زر و زور و تزوير حاکمان تاريخ, پرچم سرخ تشيع را بر فراز فرهنگ شهر اين خاکستان, بر افراشته داشتند. عالم بودند و جامع, از پس هر پرسش و هجوم فکري و فرهنگي بر مي آمدند. ديده باني بودند که آفاق ديد تيزنگرشان, همه مرزهاي دارالاسلام را مي پاييد و حرکت دشمنان در اقصي بلاد اسلامي, از تيررس نگاه نافذ و دورنگرشان بيرون نبود, با منطق برتر و پشت کاري اعجاب برانگيز, تحرکات فکري و فرهنگي بيگانگان را از حرکت, باز مي ايستاندند. نگاهي به سيره و ميراث عظيم فرهنگي و علمي عالمان شيعه, گواه اين مدّعا است. نوشته هايي که هر کدام در پس خود فلسفه ها, رازها, و رنجها و حماسه ها دارند و فصلي پردامنه از رويارويي علمي و فرهنگي حوزويان و دگرانديشان را فراروي ما, مي گشايند. تنها در ميراث داري از غيبت مهدي(عج) و فرهنگ انتظار, صدها عنوان کتاب به دست ما رسيده است که مطالعه و کاوش در چند و چون و خاستگاه پديد آمدن اين کتابها, تابلويي زيبا از چگونگي مرزباني و وظيفه داري آنان است. تلاش آنان در پاسداشت اين انديشه و فرهنگ سرنوشت ساز و دشمن برانداز, بر تارک تاريخ تشيّع, خود نمايي مي کند و چشم و دل هر خواننده و پژوهشي تاريخ را مي نوازد. تابلويي که بيش از هزار سال, حماسه, تلاش فکري و فرهنگي, ميراث داري و تکليف شناسي حوزويان را در عرصه معارف (مهدويّت) به نمايش مي گذارد. از ابن بابويه, کليني, شيخ مفيد, علاّمه حلّي, تا ميرحامد هندي, علامه اميني و همفکران و شاگردان او. از اين تابلوي زيبا و نفيس تاريخ حوزه ها گرچه در کتابهايي چون: روضات الجنات, اعيان الشيعه, الذريعه و& نيم رخي و سرخطهايي نموده شده, ولي شرح و ترسيم کامل آن, موسوعه و دائرة المعارفي بيش از يکصد جلد مي طلبد که بر حوزه هاست که به نگارش آن همّت گمارند. در اين تابلوي زيبا, شگفتيهايي از جلوداري علمي و فکري, گستره آگاهي و آزاد انديشي, مرزباني تا پاي شهادت,مبارزه باخرافه و کژفکري و تنگ انديشي و& چشم را مي نوازد و براي امروز حوزه ها مي تواند راهنما و درس آموز باشد. نيابت دشوارترين وظيفه و تکليف حوزه ها در عصر غيبت, نيابت عامه است. بي شک نيابت از امامي که منادي عدالت است و در پس پرده غيبت, تا با ظهور خويش, حکومت جهاني بر موازين الهي, بر پاکند, به غور در اصول و فقه نيست, به کرسي مدّرسي و انبوه شاگردان نيست, به رساله و مناسک و گرفتن و تقسيم وجوهات و& نيست. نيابت, پذيرش همه تکاليف اسلامي: علمي, سياسي, اجتماعي, تربيتي و رهبري است. نيابت ازمقوله اقدام و عمل است, نه علم و حرف. نيابت, ميدان داري و حماسه گستري در برابر دشمن است, نه انزواگزيني و پسِ پرده نشيني. نيابت, شناخت زمان و جهان, سياستهاي جهاني و اشراف بر حرکت تاريخ و جامعه هاست, نه گز کردن خانه و مَدرس و بس. نيابت, پرتو افشاني است فرا روي همه پاکان و پاک فطرتان و حق طلبان جهان, نه چراغ کم سو, کنج حوزه ها. نائب امام زمان, نه هر فقيه و رساله داري است. عالم و دين شناسي است که روح دين را نوش کرده و در همه امور و زوايا و نيازهاي ديني مرجع است. نيابت, در حقيقت, زعامت و رهبري عامه است, رهبري سياسي, نظامي, فرهنگي و اقتصادي تشيّع. پاسداري از شيعه در درياي متلاطم روزگار خود و نگاهبان دارالاسلام در برابر هجوم امواج فکرها و فرهنگها, رهبري و مديريت سفينه شيعه بر غوغاي رهزن و حيرت زاي غولهاي امواج و اين, نه هر معمّمي است و نه همه فقهاي شيعه که: (فامّا من کان مِنَ الفقهاء صائنا لنفسه, حافظاً لدينه, مخالفاً علي هواه, مطيعاً لأمر مولاه, فللعوام أنْ يقلّدوه وذلک لايکون إلاّ بعض فقهاء الشّيعه لاکلّهم& )11 هر کس از دين شناسان و فقيهان در دين, که کشيک نفس کشد و دروازه شهر وجود خود بر هواها, هوسها و خواسته هاي نفساني ببندد و دين خود را پاس دارد و از مرزهاي آن دفاع کند و پا روي انبوه خواهشهاي نفساني خويش گذارد و دستورات مولا را در همه زمينه ها و زوايايش, فرمان برد, بر عموم مردم است که قيادت او پذيرند و از او پيروي کنند. بي شک, چنين کسي, نه همه فقهاي شيعه که اندکي از آنان هستند. اينان, دين شناسان و فقيهاني هستند که افزون بر گستردگي بينش, برخورداري از درايت و مديريت, اهل حماسه و اقدام باشند, سري نترس و زباني صريح در بيان معارف و ارزشهاي دين داشته باشند و شهادت در دفاع و ابلاغ و پاسداري از دين را يکي از دو نيکويي شمارند. همين اندک از عالمان شيعه, هميشه همه جا و در هر شرايطي, مشعل تشيع را روشن نگاه داشتند و در هر دوره, گرچه اندک شمار بودند,ولي آفاق اقدام و افکارشان همه گير بود. اينان, نه تنها در همه جنبشهاي درست اسلامي, حضوري پرشور و چشم گيري داشتند که خود پديد آورنده و سردمدار بسياري از جنبشهاي اسلامي و همه قيامهاي شيعي بودند. زيرا, مقتضاي نيابت را تلاش براي برپايي حکومت اسلامي و نابودي حاکمان جور, مي شمردند, با همين برداشت, براي زمينه سازي حکومت عدل, بر چوبه دار رفتند و گاهي در آتش قهر و کينه دشمن سوختند و از انوار شهادتشان, انسانها را راه نمودند و بر خروش درآوردند. شهيدان فضيلت حوزه هاي شيعه که بسيارند, گناهي جز پاسداشت نيابت امام(عج) نداشتند. شمارش اقدامها و حماسه هاي عالمان, فقيهان, متکلّمان, عارفان و فيلسوفاني که خليل آسا پا در معرکه مصاف با نمروديان زمان نهادند و قامت زيباي نيابت را با اقدام بجا و خدايي خويش, استوار داشتند, نه در خور اين مقال است. شاهد گويا و برکت عظيم اين تعليم ديني و مقام مقدس در غيبت کبرا, انقلاب کريمه ماست. انقلابي که طليعه انقلاب جهاني مهدي است, انقلابي که پياده کردن احکام و موازين وحي و اهل بيت(ع) را همّ خويش کرد و مي رود اسوه اي شود براي همه مسلمانان و حق جويان جهان. اين است که حوزه هاي علوم ديني, عالمان بزرگوار حوزه و فاضلان فرهيخته, گسترش اسلام ناب را بايد پاس اين نعمت کريمه بدانند و کرامتي را که براي حوزويان از برکت انقلاب و اقدام بزرگ امام راحل, پديد آمده است, پاسدارند. پاسداشت اين نعمت برين و بزرگ به برکشيدن حقايق و معارف ناب اسلامي, از لابه لاي گرد و غبار هزار ساله اي است که با دست عالمان متهتک و جاهلان متنسّک بر سيماي اسلام نشسته, بويژه احکام و معارف جامعه ساز و نظام پرداز و اين جز, با تحوّل و دگرگوني ژرف و همه جانبه در تشکيلات, شيوه آموزش, متون درسي و از همه مهم تر, دگرگوني در تلقي از رسالت حوزه ها و عالم ديني امکان پذير نيست. حوزه اگر بخواهد رسالت خويش در سه عرصه: اقتدا, وراثت و نيابت به انجام رساند, بايد سازمان و تشکيلاتي در خور پرورش و تربيت عالماني براي بر دوش کشيدن و انجام دادن اين سه مأموريت بزرگ, پي نهد و با کمک و ياري از نايب برحقش,مقام معظّم رهبري, که بيش از هر کس, درد کار آمدي و نقش آفريني حوزه ها و حوزويان را دارد, خوشنودي و رضايت صاحب اصلي حوزه, امام زمان(عج) را فراهم آورد. ما, به فراخور فهم خويش, آرمان گام زدن در اين وادي را در سر داشته و گفته هايي هر چند ناچيز, عرضه داشته ايم و هميشه دغدغه کار آمدي حوزه ها, حراست از ميراث حوزه, نماياندن انديشه هاي عالمان و بزرگان ناب انديش و دفاع از آنان بوده ايم و در همه اين زمينه ها, نوشته هايي داشته ايم. براي حراست از مقام مرجعيّت, ويژه نامه مرجعيت تقديم کرده ايم, در زمينه تشکيلات, سازمان, نارسايي متون درسي و خلاصه, اصلاح و تحول حوزه, قلم زده ايم. در جهت مبارزه با تحريف چهره ميراث داران حوزه هاي تشيّع, ويژه نامه هايي در زندگي ميرزاي بزرگ, آية اللّه بروجردي,امام خميني, سيد جمال الدين اسدآبادي و& , قدّس الله سرّهم, به عرصه فرهنگ, عرضه داشته ايم و اينک در راستاي خرافه زدايي از چهره اسلام ناب و فهم درست مفاهيم سياسي و اجتماعي تعاليم انسان ساز شيعه, اين هديه بسيار ناچيز را, تقديم ساحت امام عصر(عج) مي کنيم و از او اميد عنايت و خوشي فرجام و عاقبت داريم, تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد. تنظيم براي تبيان حسن رضايي گروه حوزه علميه منبع: حوزه نت -------------------------------------------------------------------------------- 1. (مفاتيح الجنان), شيخ عباس قمي, دعاي ندبة. 2. (اصول کافي), کليني ج39/1, دارالتعارف, بيروت. 3. (بحارالانوار), ج195/1, مؤسسة الوفاء, بيروت. 4. (الحياة) حکيمي, ج268/2,انتشارات اسلامي, وابسته به جامعه مدرسين, قم.(بحارالأنوار),ج4/2 . 5. (بحارالأنوار) ج336/52. 6. (همان مدرک). 7. (همان مدرک). 8 . (همان), ج49/2 . 9 . (ميزان الحکمة),محمد محمدي ري شهري ج466/6, انتشارات دفتر تبليغات اسلامي, قم. 10 . (همان) 456/ . 11 . (بحارالأنوار), ج6/2. 12 . (الاحتجاج), طبرسي ج459/2, مؤسسة الاعلمي,بيروت.

پربازدیدها

پربحث‌ها