مخمسي از مرحوم علامه طباطبايي (ره) اين مخمس تقريبا بين سال 1327-1328 شمسي توسظ استاد سروده شد و غير از قسمت اول بقيه استقبال از پنچ بيت از ابيات غزل 439 خواجه حافظ شيرازي مي باشد و ايشان آن را طي نامه اي به برادر عارف خود مرحوم آيت الله حاج سيد حسن الهي ارسال داشته تا در مجلس عزاي عصرهاي شنبه که در منزل بيت الشرف حاج سيد احمد قاضي طباطبايي برادر مکرم آيت الله حاج سيد علي قاضي طباطبايي قدس سره منعقد مي شده خوانده شود. مخمسي از مرحوم علامه طباطبايي (ره) گفت آن شاه شـهيدان که بلا شد ســويم با همين قـــــــافله ام راه فـــــنا مي پويم دست همت ز سراب دو جهان مس شويم شـــور يعقوب کنان يوسف خود مي جويم که گمان شد ز غمش قامت چون شمشادم گفت هر چند عطش، کنده بن و بنيادم زيــــر شمشيرم و در دام بلا افتادم هدف تيرم و چون فاجته پر بگـــــشادم فاش مي گويم و از گفته خود دلشادم بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم من به ميدان بلا روز ازل بودم طاق کــــشته يارم و با هستي او بسته وثاق مَنِ دل رفته کجا و کجا دشت عراق طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق که در اين دامگه حادثه چون افتادم تا در اين بزم بتابيد مه طلعت يار من کنم خون دل و يار کند تير نثار پرده بدريده سرگرم به ديدار نگار نيست بر لوح دلم جر الف قامت يار چه کنم حرف دگر ياد نداد استادم تشنه وصل وي ام آتش دل کارم ساخت شربت مرگ همي خواهم و جانم بگداخت از چه از کئي تو ام دست قصا دور انداخت کوکب بخت مرا هيچ منجم نشناخت يا رب ار مادر گستي به چه طالع زادم لوحه سينه کم گر شکند سم ستور ور سرم سير کند شهر به شهر از ره دور باک نبود مرا نيست به جز عشق حضور ساسه طوبي و غلمان و قصور و قدحور به هواي سر کوي تو برفت از يادم تنظيم:اميد واضحي آشتياني_گروه حوزه علميه تبيان