چرا تصوير در مساجد وجود ندارد؟ بر گرفته از مقاله: روح هنر اسلامي گرچه وحدت خود يک حقيقت کاملاً عيني است لکن به نظر انسان يک مفهوم ذهني و انتزاعي جلوه ميکند. اين امر و نيز يکي دو عامل که از روحيه و طرز تفکر مردم سامينژاد بر ميخيزد علت انتزاعي بودن هنر اسلامي است. اسلام مبتني بر توحيد است و وحدت را نميتوان با هيچ تصويري نمودار ساخت و بيان کرد. لکن بهکار بردن تصوير در هنر اسلامي بهکلي منع نشده است. وجود نداشتن تصاوير در مساجد در مرتبة اول يک هدف منفي دارد و آن از ميان برداشتن هر گونه « حضوري » است که ممکن است در مقابل « حضور نامرئي » خداوند جلوه کند و باعث اشتباه و خطا شود به علت نقصي که در هر تمثيل و رمزي وجود دارد . در مرتبة ثاني اين وجود نداشتن تصوير يک هدف و غايت مثبت دارد که آن تأکيد جنبه تنزيه ذات باريتعالي است بدين معني که ذات مقدس او را نمي توان با هيچ چيز سنجيد. بنا به نظر اسلامي که اساس آن در شهادة اول لا الله الا الله بيان شده است منشأ هرگونه خطا از اين سرچشمه مي گيرد که نسبي و مقيد به عنوان مطلق تلقي شود و بنابراين به آنچه نسبي و مقيد است يک استقلال وجودي داده شود که در واقع از او نيست و فقط متعلق به مطلق است، و همان خيال و بصورت دقيقتر وهم است که انسان را به اين اشتباه مي کشاند. مسلمانان در هنر تصويري يکي از انواع آشکار و مسري اين خطا را مي بينند زيرا به نظر آنان حتي اگر يک تصوير نمودار و مبين الوهيت نباشد باز هم باعث اشتباه بين دو مرتبه از واقعيت مي شود مثلاً در مورد تصوير يک حيوان واقعيت پايينتر سنگ مرده واقعيت برتر گوشت و خون زنده را غصب مي کند. دارويي که اين گيجي و اشتباه را علاج ميکند حکمت است که هر چيز را در جاي خود قرار مي دهد. در هنر بکار بردن حکمت يعني درک اين حقيقت که هر اثر هنري بايد طبق قوانيني که بر موادي که آن اثر از آن بوجود آمده است حکمفرمايي مي کند ساخته و پرداخته شود و اين قوانين بايد بيان شود و آشکار باشد نه اينکه کتمان شود و در حجاب مستور ماند... ... همچنين مطابق با قول استادان اسلامي که مؤيّد اين امر است مي توان گفت که هنر عبارت است از ساختن و پرداختن اشياء مطابق با طبيعت و فطرت آنها که بالقوه زيبا است و چون از دست خداوند آمده است. هنر يعني ماده را شرافت و اصالت بخشيدن. اينها اصولي است که ميتوان در صنايع و هنرهاي فرعيتر نيز يافت مثلاً در قاليبافي که اينقدر در جهان اسلامي عموميت دارد. محدوديت به طرحهاي هندسي و فقدان هر گونه شکلي که بتوان واقعاً آن را تصوير خواند به هيچ وجه مانع خلاقيت و حاصلخيزي نشده است بلکه برعکس هر قطعه مگر آنکه براي بازار اروپايي تهيه شده باشد شادي و سرور هنرمندي را که آن را بافته است جلوهگر مي سازد... به قلم تيتوس بور کهارت ٭ گروه حوزه علميه تبيان:اميد واضحي آشتياني ٭- اصل اين مقاله تحت عنوان « The spirit of Islamic Art » به قلم Titus Burckhardt در مجلة Islamic Quarterly ,Vol . I, No 4,1954 به طبع رسيده است . آقاي بورکهارت که خود ساليان دراز در بلاد اسلامي مخصوصاً در مغرب اقصي يا مراکش گذرانيده و با آثار هنراسلامي آشنايي فراوان دارند . نوشته هاي ايشان درباره تصوف و نيز هنر ديني شهرت جهاني دارد . برخي از آثار معروف ايشان عبارت است از: Introduction aux doctrines esotriques de l Islam, Lyons, 1955 که به زبان آلماني تحت عنوان Von Sufitum و به انگليسي به نام Introduction to Sufi Doctrine ترجمه شده است . ( رافم اين سطور اين کتاب و مؤلف آن را در مجلة راهنماي کتاب ، شمارة دي ماه 1338 ، ص 617-620 ، معرفي کرده است) ؛ De l, homme universel , Lyons , 1953 که ترجمه فصول اول الانسان الکامل عبدالکريم جيلي است ؛ La Sagesse des prophetes , Paris , 1955 يکي از شاهکارهاي ايشان که ترجمه و شرح فصوص الحکم ابن عربي است ؛ Alchemie , Sinn und Weltbild , Olten , 1960 که دربارة کيميا و رموز و تمثيلات آن است در زمينة هنر علاوه بر مقالات متعدد آقاي بورکهارت مؤلف کتاب بسيار مهمي است در هنر ديني به نام Principes et methodes de l,art sacree , Lyon , 1958 که به زبان آلماني Von Wesen heiliger Kunst in den Weltreligionen , Zurich, 1955 به طبع رسيده و به زودي به زبان انگليسي نيز چاپ خواهد شد . به علاوه ايشان مدير دورة کتابهاي« Statten des Geistes » هستند که به زبان آلماني و در بعضي موارد انگليسي دربارة شهرهاي بزرگ ديني و معنوي جهان چاپ مي شود .