اولين روحاني مجروح و اسير جبهه هاي حق عليه باطل، اولين روحاني شهيد جنگ ايران و عراق، اولين نماينده امام خميني(ره) كه در جنگ به شهادت رسيد، اولين فرمانده شهيد جنگ هاي چريكي و پارتيزاني، تشكيل دهنده گروه هاي مسلح به امر امام خميني(رحمه الله عليه) در سال 134
حجت الاسلام والمسلمين شهيد محمد حسن شريف قنوتي اولين روحاني مجروح و اسير جبهه هاي حق عليه باطل، اولين روحاني شهيد جنگ ايران و عراق، اولين نماينده امام خميني(ره) که در جنگ به شهادت رسيد، اولين فرمانده شهيد جنگ هاي چريکي و پارتيزاني، تشکيل دهنده گروه هاي مسلح به امر امام خميني(رحمه الله عليه) در سال 1342، اولين برگزارکننده تظاهرات در شهرستان بروجرد تا جايي که به عنوان رهبر انقلاب بروجرد معرفي شد، اولين تشکيل دهنده ستاد پشتيباني از جبهه هاي جنگ و حمايت از جنگ زدگان در بروجرد، اولين ارسال کننده محموله هاي تدارکاتي از بروجرد به مناطق جنگي به خصوص خرمشهر، اولين گروه اعزامي از بروجرد به خرمشهر جهت دفاع ازشهر، تشکيل اولين گروه مدافع به نام «لشکر الله اکبر» که همراه برادران ارتشي و سپاهي به مدت 35روز در خرمشهر مقاومت کردند. ولادت تحصيلات همکاري با شهيد نواب صفوي پيروزي انقلاب دوران جنگ شهادت بازتاب شهادت ولادت حجت الاسلام والمسلمين شهيد محمد حسن شريف قنوتي، در سوم تير 1313، در خانوادهاي مذهبي، در اروند کنار از توابع آبادان به دنيا آمد و تحت تعليم و تربيت پدر و مادري پارسا و باتقوا قرار گرفت. محمد حسن از همان دوران کودکي، کلام وحي را در ذره ذره جان خويش جاي داد تا ياريرسان تشنگان هدايت باشد و پرتويي از روح بلند اسلام و هدف والاي آن را بر عاشقان اين دين مبين عرضه دارد. شهيد شريف قنوتي در دامان پدر و مادري پرورش يافت که از همان اوان کودکي، او را با نور علم و تقوا آشنا کردند. او به دليل علاقهاي که به روحانيت و علوم ديني داشت، به کسب معارف ديني و اسلامي روي آورد و با هوش سرشار خود، مدارج کمال را به سرعت پيمود. تحصيلات شهيد شريف قنوتي، مقدمات علوم اسلامي را در آبادان و نزد عمويش، شيخ عبدالستار اسلامي که از بزرگان خوزستان بود، فراگرفت. او در سال 1332 وارد حوزه علميه آبادان شد و پس از دو سال تحصيل، به حوزه علميه بروجرد رفت و از محضر آيت الله العظمي بروجردي رحمهالله بهرهها برد. او سپس به قم عزيمت کرد و با شرکت در درس حضرت امام خميني رحمهالله و آيت الله العظمي گلپايگاني رحمهالله از محضر آنان استفاده برد و به درجه اجتهاد رسيد. اعزام به اردکان شهيد شريف قنوتي همزمان با تحصيل، مبارزه با ستم رژيم پهلوي را آغاز کرد و از سوي امام خميني رحمهالله براي تبليغ به اردکان اعزام شد. او همزمان با مبارزات سياسي، به فعاليتهاي اجتماعي نيز پرداخت. بازسازي مساجد جامع و حجت بن الحسن (عج) و ساختن حمام و مسجد در روستاهاي اطراف منطقه اردکان، سبب شد تا خيلي زود مورد احترام و اعتماد مردم قرار گيرد؛ آنگونه که وقتي به دليل فعاليتهاي سياسي، ساواک وي را دستگير کرد و به زندان انداخت، طوايف اطراف شيراز و اردکان خواستار آزادي وي شدند و رژيم نيز براي آرام ساختن ايلهاي منطقه، او را آزاد کرد. شريف قنوتي براي مردم اردکان و حومه، مصلحي خيرانديش، معلمي آگاه، مبلغي پرهيزکار، عالمي دلسوز و مرجعي براي حل مشکلات و شريکي براي غمها و شاديهايشان بود. همکاري با شهيد نواب صفوي شهيد شريف قنوتي در جريان مبارزه با رژيم پهلوي، با گروه فداييان اسلام و شهيد نواب صفوي نيز همکاري داشت، بهطوري که پس از شهادت نواب، همواره مورد تعقيب رژيم بود و بهطور مرتب در شهرهاي گوناگون تردد ميکرد. الگوگيري از شيوه مبارزه گروه فداييان اسلام در مبارزه با رژيم، او را به «نواب ثاني» معروف کرده بود. جسارت و شجاعت و مبارزه با هرگونه ظلم و تعدي، چنان در وجودش گسترش يافته بود که هيچگاه دست از فعاليتها و مبارزات خويش برنداشت. او پس از شهادت نواب صفوي و يارانش، فعاليتهاي خويش را در کنار ياران امام خميني رحمهالله ادامه داد. فعاليت با نام مستعار شهيد حجت الاسلام و المسلمين شريف قنوتي، در رديف کساني بود که به علت پيشينه مبارزاتياش، همواره مورد تعقيب عوامل ساواک بود. از اين رو، در شهرهاي گوناگون با نام مستعار رفت و آمد ميکرد و به فعاليتهاي خويش ادامه ميداد. در شيراز، ساواک که از فعاليتهاي وي احساس خطر کرده بود، براي دستگيري به خانهاش هجوم برد، ولي او به اصفهان گريخت. پس از شهادت آيت الله سعيدي، به دليل فعاليتهاي سياسي دستگير و در دادگاه نظامي شيراز به اعدام محکوم شد، ولي برخورد مثبت، ارشادي و هدايتگرانه او با عوامل نظامي، سبب لغو حکم و آزادي وي گرديد. او هرچند ممنوعالمنبر شده بود، به طور جدي به مبارزه ادامه ميداد و در اين سالها از نامهاي مستعار براي پيشبرد اهداف مبارزاتياش استفاده ميکرد. شريف قنوتي در مسجد سليمان شهيد شريف قنوتي که به دليل حجم فعاليتها و مبارزاتش، چهره شناختهشدهاي در اردکان، شيراز، ياسوج و اصفهان بود، به مسجد سليمان عزيمت کرد و آنجا به مبارزات خويش ادامه داد. او به دليل آنکه تحت تعقيب عوامل ساواک بود، براي آنکه مشکلي براي کسي به وجود نياورد، مسجد را پايگاه خود قرار داد و همواره شبها را در مسجد ميگذراند. البته با وجود اين احتياطها، عوامل ساواک، آنجا هم دست از سرش برنداشتند و شبانه او را دستگير و به زندان اهواز منتقل کردند. شهيد شريف قنوتي در زندان نيز دست از فعاليت برنداشت و براي افشاگري بر ضد رژيم، به مدت هشت روز دست به اعتصاب غذا زد. او در عاشوراي 1357 به همراه زندانيان به اقامه عزاداري پرداخت که به شورش زندانيان انجاميد. اين فعاليتها در درون زندان و نيز فشار روحانيت مبارز و مردم مسجد سليمان سبب شد تا رژيم، شريف قنوتي را از زندان آزاد کند. پيروزي انقلاب با پيروزي انقلاب اسلامي، شهيد شريف قنوتي با شور و عشقي مضاعف براي پاسداري از دستاوردهاي انقلاب، بار ديگر به اردکان رفت و بنا به درخواست مردم منطقه، مسئوليت نمايندگي شوراي شهر را بر عهده گرفت. او باز هم به فعاليتهاي عمراني و اجتماعي مشغول شد و به رفع مشکلات فرهنگي مردم پرداخت. شريف قنوتي پس از چندي، به عنوان دادستان انقلاب بروجرد به خدمت مشغول شد و بدينسان، عمر بابرکت خويش را در راه خدمت به ملت و مملکت اسلامياش گذراند. او در راه رسيدن به لذت وصل، هرگز دل به زيورهاي دنيوي نبست و عارفانه و عاشقانه، سلوک وصل را پيمود تا آنگاه که جام شيرين شهادت را سر کشيد. دوران جنگ شهيد محمد حسن شريف قنوتي با شروع جنگ تحميلي، نخستين ستاد کمک رساني و پشتيباني جنگ را در بروجرد داير کرد و براي کمک به جبهههاي نبرد، در سوم مهر 1359 همراه کارواني متشکل از 21 کاميون آذوقه، به خرمشهر رفت. او پس از بازگشت از خرمشهر، گروههايي از جوانان بروجرد را سازماندهي کرد و دوباره به خرمشهر بازگشت. در آنجا با تشکيل گروه الله اکبر که بعدها به «لشکر اللهاکبر» تبديل شد و گروهانهاي مقاومت، چندين بار شهر را از خطر سقوط نجات داد. در شرايطي که عراق توان نظامي عظيمي را براي اشغال خرمشهر بسيج کرده و توان نظامي خرمشهر براي دفاع تنها سيزده دستگاه تانک بود و سپاه خرمشهر و شهيد جهانآرا، با تمام توان در حفظ شهر ميکوشيدند، شهيد شريف قنوتي مسئوليت تأمين مهمات را بر عهده گرفت. او با روحيه بلند و مقاوم خود، مايه دلگرمي رزمندگان شد و چندين بار دشمن متجاوز را از شهر بيرون راند. شريف قنوتي و انسجام نيروها شايد به جرئت بتوان گفت شهيد شريف قنوتي، نخستين پايهگذار جنگهاي چريکي در خرمشهر بود. در حالي که نيروهاي مردمي با پيروي از دستور امام خميني رحمهالله براي مقابله با دشمن و دفاع از انقلاب اسلامي و کيان کشور به طور داوطلب وارد خرمشهر ميشدند، شهيد شريف قنوتي با تشکيل گروههاي چريکي، به آنها آموزشهاي خاص مقطعي ميداد و آنها را در مکانهاي حساس خرمشهر مستقر ميکرد. او با توجه به امکانات محدود، با عملياتهاي ايذايي و بازدارنده، سعي داشت جلو تصرف خرمشهر را بگيرد. از اين رو، با انسجام نيروهاي داوطلب و مردمي و آموزش آنها، به ارتش مجهز عراق حمله ميکرد و در حد توان خود، نيروها و امکانات موجود دشمن را به صورت مقطعي به عقب ميراند. شناخت شهيد شريف قنوتي از وضعيت خرمشهر در آن دوره زماني به اندازهاي بود که فرماندهان دسته يا گروهانهاي اعزامي به خرمشهر، درباره نوع درگيري با دشمن و ادوات زرهي آنها و شيوه انهدامشان، از شهيد شريف قنوتي ياري ميگرفتند. شهيد شريف قنوتي عامل روحي و رواني قوي شهيد شريف قنوتي، مصداق آيه شريفه «اِسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»بود. او در مواقع بحراني، با حفظ آرامش خويش، نيروها را به صورت شايسته هدايت ميکرد و در آن شرايط نيز دست از تبليغ برنميداشت. در حقيقت، در شرايط حساس جنگ، آن شهيد والامقام، عاملي قوي و محکم از نظر روحي، رواني و معنوي براي رزمندگان و مدافعان خرمشهر بود. او با سخنرانيهاي پرشور و بيان محبت خويش به نيروهاي سپاهي، ارتشي و مردمي، در آنان انگيزه ايجاد ميکرد و ميکوشيد روحيه اميد را در وجود آنان همواره زنده نگاه دارد. مقاومت خرمشهر، مقاومت عرف نظامي نبود؛ جلوهگر عشق بود و اين عشق را انسانهاي وارستهاي همچون شهيد شريف قنوتي که تمام حرکات و گفتارش روحيهبخش و عامل تقويت کننده براي همه نيروهاي موجود بود، تقويت ميکرد. به راستي، در دوران اوج مظلوميت انقلاب و ارزشها و يارانش، شخصيتي همچون شهيد شريف قنوتي حجتي براي بسيجيان، ايثارگران و عاشقان امام و انقلاب بود. عامل اصلي توقف ارابه جنگي عراق با نگاهي به وضعيت خرمشهر و شرايط حساس زمان جنگ، به جرئت ميتوان گفت شهيد شريف قنوتي، يکي از عوامل اصلي و اساسي توقف ارابه جنگي عراق در منطقه بود. عراق با توان نظامي خود بايد در همان يکي دو روز اول، خرمشهر را اشغال ميکرد، چنانکه با همين تصور وارد خرمشهر شده بود، ولي مقاومت سرسختانه نيروهاي دفاعي شهر و مردم، مانعي بر سر تحقق اين هدف بود. مقاومتي که برخاسته از حضور نيروهاي نظامي و امکانات نظامي نبود، بلکه از شجاعتها، رشادتها و ايثارگريهاي نيروهاي مردمي سرچشمه ميگرفت. شهيد شريف قنوتي به عنوان نقطه ثقل وحدت ميان نيروها و عامل اصلي و قوي شکلدهي اين مقاومت مردمي در خرمشهر، نقشي انکارناپذير داشت. درگيري در کوچههاي خرمشهر، درگيري چريکي در خيابانها و حتي در مناطق مسکوني، سبب زمينگير شدن دشمن شده بود. اين حرکتهاي مردمي و انسجام و اتحاد در برابر دشمن که بر محور شهيد شريف قنوتي ميچرخيد، سبب اصلي کند حرکت کردن عراق شمرده ميشد. دميدن روحيه اميد در کالبد مردم بيشک، شهيد شريف قنوتي را ميتوان از رزمآوران بزرگ و ارکان استوار روزهاي آغاز دفاع مقدس دانست. نقل ميکنند در آن شرايط که هر روز تعداد زيادي از نيروها به شهادت ميرسيدند، شهيد شريف قنوتي براي بازگرداندن روحيه اميد به نيروها، اقدامات گوناگوني انجام ميداد. حمله به دشمن و غنيمت گرفتن و اسير کردن برخي از نيروهاي دشمن و چرخاندن آنها در شهر، يکي از اين اقدامات بود؛ آن هم در شرايطي که نه تنها به اسارت گرفتن نيروهاي دشمن، بلکه گرفتن غنيمت و حمل آن به جبهههاي خودي، آسان نبود و شايد بتوان گفت در آن شرايط، اين انديشه به ذهنها خطور نيز نميکرد؛ چرا که نيروها تنها به دفاع از شهر و جلوگيري از سقوط آن ميانديشيدند. رفتار با زنان نقش زنان در حماسه خرمشهر، به زمان و مکان خاصي محدود نميشد. هجوم گسترده دشمن، از تعداد امدادگران مرد کاسته بود و زنان، ميداندار اصلي اين فعاليت مشقت بار شده بودند. انتقال مجروحان و شهيدان، کمکهاي اوليه، پرستاري، شناسايي شهيدان و مجروحان و حتي گاه شرکت در روياروييهاي با دشمن، از جمله فعاليتهاي زنان در حماسه مقاومت خرمشهر بود. در آن شرايط که زنان نقش چشمگيري بر عهده داشتند و در هر امر ضروري شرکت ميکردند، شهيد شريف قنوتي با حمايت و تشويق آنان، امور مهمي از جمله توزيع سلاح و مهمات ميان نيروهاي مردمي براي دفاع و پنهان کردن سلاحهاي غنيمت گرفته شده از دشمن از تيررس منافقان و نيروهاي ستون پنجم را به آنان ميسپرد. شهادت دستور پيشروي يگانهاي دشمن به سوي خرمشهر، در 24 مهر 1359 صادر شد و خيابان چهل متري اين شهر، بهعنوان خيابان مرکزي، شاخص تقسيم نيروها و محورها قرار گرفت. با گذشت ساعاتي از روز، در حالي که مدافعان اندک شهر به مقابله مشغول بودند، يگاني از نيروهاي دشمن با راهنمايي ستون پنجم، خود را به خيابان چهل متري رساند و با استقرار تيربار در چند نقطه و موضعگيري تکتيراندازان در ساختمانهاي مسلط بر اين خيابان، محور مرکزي و اصليترين راه پشتيباني و رفت و آمد نيروهاي مدافع را بستند. دشمن، ماشين حامل شهيد شريف قنوتي را در اين خيابان هدف قرار داد. پس از برخورد هفت ـ هشت گلوله به بدن شهيد، ماشين با آرپي جي هدف قرار گرفت و واژگون شد. دشمن که از همان ابتدا در پي دستگيري و شهادت شهيد شريف قنوتي بود، پيکر مجروح او را اسير کرد و با سر نيزه کلاشينکف، به شقيقه او ضربه زد و به شهادتش رساند. بازتاب شهادت خبر شهادت شهيد شريف قنوتي، تلاطم عجيبي در منطقه به دنبال داشت. دشمن، پيکر پاکش را به بند کشيد و در خيابانهاي شهر ميچرخاند. خبر شهادت او ميتوانست ضربه روحي و رواني شديدي براي نيروهاي مدافع باشد، ولي با توجه به شيوه رفتاري شهيد در آن دوره، نيروها بيش از پيش متوجه مسئوليت خويش شدند و پايداري و مقاومت بيشتري به خرج دادند. شهادت شهيد شريف قنوتي، نه تنها موجب رکود مقاومت شهر نشد، بلکه به وجود آورنده حرکت تازهاي در مقاومت رزمندگان بود. شهادت او، اعتقاد به نقش برجسته روحانيت را در دفاع از کيان امت اسلامي عميقتر کرد و نشان داد که روحانيت، مرد عمل و مبارزه است. درس ايستادگي و مقاومت به تمام نسلها مقاومت شهيد شريف قنوتي و نيروهايش در خرمشهر، اين امکان را براي مسئولان کشوري و لشکري فراهم کرد تا بتوانند در برابر دشمن ايستادگي کنند. به يقين، پايداري و استقامت شهيد شريف قنوتي، در آن دوره حساس و بحراني، به همه نسلها و قشرها درس مقاومت و ايثار داد. حماسههايي که او در دوران مقاومت در خرمشهر آفريد، هميشه در ذهنها باقي خواهد ماند. اين شهيد، پيکي بود که خداوند در آن زمان براي نيروهاي مدافع اسلام فرستاد تا از او درس جهاد، شهادت، رشادت و مردانگي بياموزند. او راه جاودانگي را يافته و خود به الگويي برجسته در اين مسير تبديل شده بود. اگر امثال شريف قنوتيها نبودند، خط سرخ شهادت بيمه نميشد؛ چرا که شريف قنوتيها همواره در نوک پيکان حمله دشمن بودند. کلام شهيد جبهه و ميدان نبرد، مکاني است که قدم نهادن در آن، لياقت و سعادت ميخواهد و نصيب هر کس نميشود، ولي آنان که مورد توجه خاص خداوندي قرار ميگيرند، اين مکان را عزيز مييابند. شهيد شريف قنوتي که همواره در آرزوي شهادت بود و رسيدن به چنين توفيقي را عاجزانه از خداوند درخواست ميکرد، به يقين ميدانست که «بالاي هر نيکي، نيکي است تا آنگاه که مرد در راه خدا کشته شود. پس چون در راه خدا کشته شد، بالاتر از آن نيکي و ارزشي وجود ندارد.» از اين رو، معتقد بود که: «امروز، روز امتحان است. براي خدا کار کنيد و خود را به سختي بيندازيد و جسمتان را پرورش ندهيد که اين جسم، فاني است و به زير خاک ميرود. شهادت، سعادتي است که نصيب هر کس نميشود و خون پاک و مطهر ميخواهد».


