بهاء الدين محمد بن عزالدين بن عاملي جبعي (جباعي) معروف به شيخ بهائي در سال 953 ه.ق 1546 ميلادي در بعلبك متولد شد. او در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام جبع يا جباع مي زيسته و از نژاد حارث بن عبدالله اعور همداني از علمای اسلامی بوده ا

چهارشنبه ۴ دی ۱۳۸۷ - ۰۰:۰۰
با تصاویر چشم نواز در شیخ بهایی
با تصاویر چشم نواز در شیخ بهایی سمانه احمدی بهاء الدین محمد بن عزالدین بن عاملی جبعی (جباعی) معروف به شیخ بهائی در سال 953 ه.ق 1546 میلادی در بعلبك متولد شد. او در جبل عامل در ناحیه شام و سوریه در روستایی به نام "جبع" یا "جباع" می زیسته و از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همدانی" از علمای اسلامی بوده است. بهاءالدین در كودكی به همراه پدرش از جبل عامل به ایران آمد و در پایتخت ایران (قزوین ) كه مركز تجمع دانشمندان شیعه بود سكنی گزید . این مقطع سنی این دانشمند برجسته جهان اسلام اكنون بن مایه فاز اول سریال شیخ بهایی را شکل می دهد . مقطع کهنسالی و مرگ این عالم اسلامی بخش دیگری است که به عنوان فاز دوم در مجموعه تلویزیونی که شهرام اسدی ساخته است ، به تصویر کشیده می شود . به تصویر كشیدن مقاطع مختلق سنی شیخ بهایی در حالی است که در علوم فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت، مجموعه تألیفاتی كه از او بر جای مانده در حدود 88 كتاب و رساله است. وی چندی نیز در مشهد به تحصیلات خود ادامه داده و مدتی در هرات به جای پدر مقام شیخ الاسلامی را عهده دار بوده است و بعدها پس از اتمام تحصیلات، شیخ الاسلام اصفهان شد. چون در سال 991 هجری قمری به قصد حج راه افتاد، به بسیاری از سرزمینهای اسلامی از جمله عراق، شام و مصر رفت و پس از 4 سال در حالی كه حالت درویشی یافته بود، به ایران بازگشت. او در سال 1031 ه.ق در اصفهان درگذشت و بنا بر وصیت خودش، پیكر او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع)جنب موزه آستان قدس ، بین صحن امام و صحن آزادی ،‌ و در جایی كه پیشتر محل تدریس او بوده به خاك سپردند . شاید ثبت نام شیخ بهایی به عنوان یکی از مشاهیر ایرانی در سازمان یونسکو و پاسداشت مقام این علم فرزانه همزمان با سال نجوم ( 2009 ) ، امری مباهات برانگیز برای ما ایرانیان باشد، اما جای بسی تأمل است که مباهات صرف ، بدون شناخت گنجینه های فرهنگی، احساسی زودگذر و امری ابتر خواهد بود . ساخت و تولید سریال فاخر و دیدنی « شیخ بهایی » در مركز تخصصی سیمافیلم تلاشی است تحسین برانگیز در جهت عمق بخشیدن به مباهات فرهنگی ایرانیان . از این رو در آستانه پخش این مجموعه از تلویزیون و در پی رونمایی سریال ، با شهرام اسدی کاررگردان شیخ بهایی گفت و گویی شکل گرفت که آنچه در پی می آید ماحصل پرسش و پاسخ مطبوعاتی است که در مرکز سیما فیلم انجام شد. با توجه به این که شیخ بهایی از سوی مرکز سیما فیلم به شما سفارش داده شده ، چقدر ساخت آن جنبه سفارشی داشته و چه مقدار از آن منعکس کننده آراء و نظرات خود شما ؟ من این کار را علیرغم این که در سئوال شما چند بار به عنوان سفارش اشاره شد ، اصلاً به آن معنا و مفهوم سفارشی نمی بینم . شاید در جریان باشید که پس از سه سال تحقیقی که آقای محسن دامادی انجام دادند ، فیلمنامه ای نوشته شده بود که به عقیده من فیلمنامه محکم و منسجمی نبود . در نتیجه با نقطه نظرات و صحبت هایی که پس از بررسی های تخصصی در شورای فیلم نامه آن زمان مطرح شد ، فیلمنامه از ابتدا کاملاً به صورت جدیدی نگاشته شد و من بازنویسی دوباره ای بر روی نسخه ای که آقای دامادی نوشتند ، انجام دادم . بنابراین این سئوالی که می پرسید چقدر از نقطه نظرات من در این کار لحاظ شده ، باید بگویم تا حدود زیادی این امر صورت گرفته است. برای شروع کار به منابع مختلفی هم رجوع کردید؟ اگر حقیقت اش را بخواهید ؛ نه . چون منابعی که در این زمینه وجود دارد به طوری است که اغلب اصل ماجرا را از روی هم نوشته اند و در نسخه های مختلف چیزهایی را به آن اضافه کرده اند . اگر بخواهیم درست عنوان کنیم شاید در این زمینه دو منبع اصلی بیشتر وجود نداشته باشد اما به طور مثال با 60 مورد برخورد کنیم که همین موضوع را گسترش داده و از منظر دیگری به آن نگاه کرده اند . در این سریال نویسنده بیشتر سعی کرده که آنچه می نویسد مبتنی بر واقعیات تاریخی آن عصر و زندگینامه شیخ باشد بعلاوه این که وجوه دراماتیک لازم را به آن بیفزاید ... که کافی است . یکی از منابع تصویری که بطور ضمنی به زندگی شیخ بهایی در کنار ملاصدرا می پردازد ، سریال « روشنتر از خاموشی» است ، که سالها پیش ساخته شد . شما آن را قبل از شروع کار دیده بودید ؟ من در آن دوران ( زمان پخش سریال ) در ایران نبودم و به طور جسته گسیخته بخش هایی از آن را دیده بودم و ذهنیت خاصی هم نداشتم.اما یادم هست چند سال قبل، ساخت آن به من پیشنهاد شده بود و زمانی هم که آن را خواندم ، احساس کردم فقط 50 و اندی جلسه نشست و بحث علمی است که شخصیت ها فقط حرف می زنند . آن نسخه که به من پیشنهاد شد، بیشتر مناسب اجرای رادیویی بود و ... که بحث های فنی هم در آن مطرح می شد اما در زمان ساخت، در سریال تغییراتی در آن داده شده بود که من کامل ندیدم . اما یکی از اشکالات آن کار که دیده شد این بود که وجود لهجه های مختلف باعث تشتت افکار بیننده می شد . فکر می کنم بعد از گذشت چند سال خود آقای فتحی هم در این زمینه با من هم عقیده باشند . به همین علت در شیخ بهایی از لهجه خاصی استفاده نکردم. در طی انجام کار چقدر خودتان را جای مخاطب می گذارید؟ من همیشه مثل دو کفه ترازو عمل می کنم . یعنی یک بار از منظر تماشاگر فیلمنامه را می نویسم ، با بازیگر ها تمرین می کنم و ... و بار دیگر از نقطه نظر ایده آل ها و آرمان های خودم . اما سعی می کنم تا جایی که می توانم ، این دو کفه را موازی پیش ببرم ولی اگر راهی نداشته باشم ، کفه آرمان گرایی خودم را جلوتر می برم . برای جذب بیشتر مخاطب عام ، چقدر سعی کرده اید که در نوع روایت تان به وجهه دراماتیک قصه بپردازید ؟ طبیعاً این عمل در کار صورت گرفته و وجود دارد . چون در تاریخ به خودی خود درام به معنای آنچنانی وجود ندارد. مخصوصاً وقتی که به مسائل علمی و سیاسی آن پرداخته می شود ،مطالب به صورت خشک به مردم می رسد. به همین علت ما شخصیت هایی را در داستان داخل کردیم و حواشی و شاخ و برگ هایی به آن افزودیم تا درام به صورتی جذاب و دیدنی به مردم برسد . با این حساب چه مقدار آن مبتنی بر مستندات تاریخی است و چه مقدارش محصول تخیل و ذهنیات شما ؟ نمی توان تقسیم بندی دقیقی ارائه داد . اما بهر حال چارچوب کار مبتنی بر واقعیات تاریخی است . اما این که مثلاً غلام شیخ چه نام داشته و یا چه گفت و گو هایی بین شخصیت ها شکل گرفته و ... مواردی هستند که بعضاً از آنها در تاریخ به اندازه یک خط و یا کمتر یاد شده که این صحنه ها و سکانس ها بر اساس افت و خیزی که قصه باید طی کند ، طراحی می شود . اما همیشه چارچوب اصلی در روایت وجود دارد که نباید از آن خارج شد.به عنوان مثال در بازدیدی که آقای ضرغامی و شاهرودی از پشت صحنه سریال داشتند ، آقای شاهرودی فرمودند که طبق روایت تاریخی شیخ بهایی مردی زشت رو بودند ، اما شما یک آدم خوش سیمایی به اسم آقای نصیریان را در اینجا گذاشته اید . در جواب گفتم : در تصویر کردن تاریخ باید چنین تغییراتی را لحاظ کرد . چون وقتی قرار است تصویری با صرف وقت و هزینه بسیار و لحاظ نقطه نظراتی که از چنین فردی انتظار می رود ، ساخته شود ، باید چشم نواز باشد . این تصاویر به لحاظ دوره و زمان تاریخی چقدر باور پذیر خواهند بود؟ در کار سعی شده با پرداختن به زوایای درونی تر زندگی شخصیت ها این باور پذیری ایجاد شود . چون یکی از عیوب سریال های تاریخی به نظر من حرکت در چارچوب های خشک و قرار دادی و طرح مسائل مهم و کلی است . من سعی کردم در این کار با اضافه کردن سکانس هایی از زندگی های خیلی معمولی ، ملموس و روزمره به اصطلاح کوچه ای به قصه ،حتی شوخی های شاه عباس و صحبت های شیخ بهایی با هم دوره ای های خودش ، یا نمایش نزاع و بازی های او در کودکی با همسالانش موضوع و بیان را تلطیف کنم . با وجود حساسیت بالای شما در رسیدن به چنین باور پذیری ، چرا با وجود صدای سر صحنه ، سریال در نهایت دوبله شد؟ ما فیلم را در فاز اول با صدای سر صحنه شروع کردیم که مربوط به دوران نوجوانی شیخ بهایی می شد . چون بیشتر لوکیشن هایی که ما در آن مقطع زمانی داشتیم ، در بیابان و سیاه چادرها و فضاهایی دور از محیط شهری بود که سر و صداهای آنچنانی و مزاحم دور بودیم . اما در مرحله دوم در عرصه ای بودیم که باید به 67 سالگی به بعد شیخ بهایی تا زمان فوت شان در اصفهان و شهر هایی که هنوز آثار و بقایای آن وجود داشت ، می پرداختیم.شما اصفهان امروز و سر و صداهایش را با زمانی که ما می خواستیم ، تصویر کنیم ، مقایسه کنید! در نتیجه علی رغم میل صد در صد خودم که فکر می کنم صدای سر صحنه بهترین راه برای نشان دادن حقیقت درون بازی یک بازیگر است ، به دوبله پرداختیم . والحق باید در این زمینه از آقای زند تشکر کنم که به پای وسواس های من صبوری کردند و کاری در حد صدای سر صحنه ارائه دادند. صدای علی نصیریان توسط ناصر طهماسب دوبله شده است ، با وجود این که خود نصیریان صدای خوبی دارد و به تازه گی هم پخش سریال « مرگ تدریجی یک رؤیا» با بازی طهماسب به پایان رسیده ، تصویر و صدای وی هنوز در ذهن مخاطب باقی است ، فکر نمی کنید ، این انتخاب بر روی ذهن بیننده تأثیر لازم را نداشته باشد؟ من در دوبله سریال تا جایی که امکان داشت از خود بازیگران دعوت کردم که بیایند و جای خودشان صحبت کنند ، در مورد آقای نصیریان هم از اول بنا بر این بود که ایشان خودشان به جای شیخ بهائی صحبت کنند اما بخاطر مشکل شخصی که در آن مقطع برای شان پیش آمد ، نتوانستند این کار را انجام دهند و آقای طهماسب به جای ایشان صحبت کردند . البته حضور ایشان طبق نظر من و آقای زند صورت گرفت . از همه مهمتر نظر خود آقای نصیریان هم بر این بود که صدای آقای طهماسب نزدیک ترین صدایی است که می تواند جایگزین صدای ایشان شود. سریال «شیخ بهایی» پیش از این« آشیانه سیمرغ» نام داشت ، تغییر اسم آن هم بنا بر معذوریت خاصی صورت گرفته ؟ خیر . از ابتدا من آن اسم را خیلی دوست داشتم . اما وقتی کارهایی مانند ساخت سریال های تاریخی طولانی می شود ،گه گاه دیده می شود که اسم ها در جاهای دیگری هم مورد مصرف پیدا می کند و مشابهت هاییی ایجاد می شود . من صرفاً بخاطر این که دیدم ، چند کتاب ، فیلم و سریال با اسم های مشابه و همراه با نام سیمرغ از آن زمان تا کنون ارائه شده ، تصمیم گرفتم نام مستقیم تری را برای سریال انتخاب کنم که ضمن رساندن مقصود ، حق مطلب را بیشتر ادا کند . مورد دیگری که درباره این سریال حرف و حدیث های گوناگونی را به راه انداخت ، مسئله حذف بیشتر سکانس های آن بود که عده ای این مطلب را تأیید و برخی تکذیب می کردند . شما بگویید اصل مطلب چیست و از کجا ناشی می شود ؟ یک خلط مطلبی در این میان بوجود آمده که لازم است توضیح بدهم . قضیه از این قرار است که وقتی در مرحله بازنویسی فیلمنامه بودیم ، با دوستانی که آن زمان در مرکز سیما فیلم بودند ، مشورت کردیم که زمان بندی سریال به چه صورت باشد .چون در اروپا و امریکا استاندارد این مسئله 52 دقیقه است . اما دوستان گفتند که هر قسمت سریال می تواند 32 دقیقه باشد. كه با تیتراژ حدود 38 دقیقه روی آنتن می‌رفت. مجموعه‌ای كه می‌خواستیم بسازیم حدود 900 دقیقه بود و طبیعتاً می شد 30 تا 32 قسمت . بعد که جلوتر رفتیم دوستان گفتند که در سریال های تاریخی تا بخواهیم وارد قصه شویم ، 30 دقیقه سریال تمام می شود ، بهتر است که زمان هر قسمت بیشتر شود و با تیتراژ چیزی حدود 58 دقیقه آماده کنید . به این ترتیب جای مکث ها را تغییر دادیم و تقسیم بندی جدیدی شکل گرفت . اگر شما 900 دقیقه را تقسیم بر این زمان کنید ، تعداد قسمت های سریال 17 می شود ... در واقع همان 32 قسمت است که 17 شده است. اما دوستان در معاونت سیما از جزئیات این موضوع اطلاع نداشتند و فکر کردند که 32 قسمت تبدیل به 17 شده و در نتیجه 15 قسمت حذف شده و در جلسه ای عنوان کردند و .... که این طور نبوده است . با این حساب از زمان پخش سریال تان راضی هستید؟ بهر حال ما کار خودمان را انجام دادیم و نتیجه را به دوستان سپردیم .حتماً دوستانی که در بخش مدیریت هستند ، دل شان به اندازه من می تپد که این سریال در بهترین جا قرار بگیرد و بیشترین بیننده را داشته باشد . حتماً شبکه دوم هم تمام تلاش خود را به کار خواهد بست که این سریال به بهترین نحو ارائه شود . چقدر پیش بینی می کنید که «شیخ بهایی » با اصلاحات آن چنانی در پخش مواجه شود ؟ نمی دانم . بهر حال هر کارگردان و مؤلف و مصنفی نهایت آرزو و علاقه اش است که کارش دست نخورد و من هم امیدوارم که این اتفاق برای سریال من هم بیفتد . تا کنون اگر اصلاحاتی در سریال صورت گرفته ، چه مقدار از آن با نظر شما بوده است؟ من به قطعیت عنوان می کنم که هر نقطه نظری تا کنون در مورد سریال بوده چه در مرحله نگارش تا مرحله تصویربرداری و چه در پست پروداکشن و مراحل آماده سازی، من در جریان تمام مسائل آن بوده ام و دوستان کاملاً من را در جریان می گذاشتند . انتظار دارید شیخ بهایی هم همانند «روز واقعه» به اثری ماندگار تبدیل شود؟ زمانی كه فیلم «روز واقعه» را می‌ساختم به این موضوع فكر نمی‌كردم . آن طوری که به من گفته اند این فیلم تا کنون 46 بار از شبكه‌های داخلی و خارجی پخش شده ؛اما واقعیت این است که من در آن زمان سعی كردم یك فیلم درست بسازم تا این که اعتقادات و باورهای خودم را عنوان کنم . منتهی شما بهتر می دانید در یک کار جمعی و در روند ساخت سریال، وقتی موضوع تسری پیدا می کند ، تنها یك نفر دخیل نیست و بسیاری از پارامترها در كار شما تأثیر می‌گذارد .همه چیز از مسائل اجتماعی ، اقتصادی گرفته تا موارد ریز دیگر . بهر حال امیدوارم آنچه که در نهایت شکل گرفته مجموعه قابل قبولی برای بیننده باشد. چون نتیجه گیری نهایی بر عهده بیننده است . او باید کار را ببیند و نظرش را اعلام کند و بگویید که آیا این سریال می تواند بدل به مجموعه ای شود که بارها قابل دیدن باشد یا خیر. منبع: سیما فیلم

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها