جامعه امروز از کارکرد مستندهای سینمایی غافل است سینمای مستند در ایران در حالی به حاشیه رانده شده که میتواند با اتکا به داشتههایش یکی از نقشهای موثر را در تلنگر زدن به اجتماع و هشدار درباره آسیبهای اجتماعی ایفا کند. همانطور که در دنیا نیز غیر از مستندهای تعدادی فیلمساز خاص و شناخته شده معمولاً اغلب مستندها از نمایش عمومی بازمیمانند، در ایران این فیلمها شرایط مشابه دارند؛ با این تفاوت که در ایران حتی آثار مستندسازان حرفهای و باسابقه یا حتی مستندهایی که در مقطعی میتوانند روشنگر بسیاری از نکات در جامعه باشند، راهی به نمایش عمومی نمییابند. تلویزیون هم که در سطح جهان به عنوان رسانه رسمی پخش مستند شناخته شده غیر از اقدامهای مقطعی برای نمایش مستندهایی که جای خالی آن در میان نمایش انبوه فیلمهای سینمایی و برنامههای تلویزیونی دیده میشود، جریانی مداوم را پی نگرفته است. این معضل سالهاست وجود دارد و از آنجا که به نظر میرسد رفع آن دغدغه مدیران نیست، اتفاقی هم برای بهبود آن نمیافتد. سالهاست جشنوارهها تنها مرکز رسمی نمایش مستندها بودهاند که اغلب به دلیل مداوم نبودن آنها مستندهای به نمایش درآمده نیز چندان در نقش جریانساز و آگاهیدهنده ظاهر نمیشدند. در مورد جشنوارههای معتبرتر هم از آنجا که بخش مستند همواره در حاشیه بوده، نمایش آثار با استقبال کمتر مواجه شده و برنامهریزی دقیق هم برای پخش مستندهای ارزشمندتر دیده نمیشود. تلویزیون هم که در سطح جهان به عنوان رسانه رسمی پخش مستند شناخته شده غیر از اقدامهای مقطعی برای نمایش مستندهایی که جای خالی آن در میان نمایش انبوه فیلمهای سینمایی و برنامههای تلویزیونی دیده میشود، جریانی مداوم را پی نگرفته است. در این میان جشنواره کیش در شش سالی که با دبیری کامران شیردل برگزار شد توانست با انتخابهای دقیق فیلمها و برپایی جلسه نقد و بررسی، انتظار مخاطب سینمای مستند را برآورده کند. اما مشکل جشنواره برگزاری در کیش و محدودیت دسترسی مخاطبان بود. سال هفتم هم با تغییر دبیر عملاً کارکرد خود را از دست داد و تعطیلی آن پس از دوره هفتم دلیلی است بر این مدعا. مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به عنوان متولی دولتی سینمای مستند برای پر کردن جای خالی جشنواره کیش از سال گذشته جشنواره سینما حقیقت را برپا کرد. جشنوارهای که در نخستین سال با دعوت از میهمانان خارجی و نمایش مجموعهای از مستندها در چهار سالن سینما توانست تا حدودی انتظار دیدن مستندهای بهروز را در تهران برآورده کند. اما مخاطب محدود جشنوارهای که عموماً از دل خود دستاندرکاران سینمای مستند برآمدهاند کسانی هستند که در این جشنواره و جشنوارههایی از این دست امکان دیدن فیلم را به دست میآورند. از همین رو است که باز هم فاصلهای از اهداف ساخت و نمایش مستند مشاهده میشود. پخش مستند از تلویزیون همواره جزو برنامههای اصلی رسانه ملی است، اما سهم مستندهای پیشرو ایرانی در این میان همواره ناچیز بوده است. شبکه چهار به عنوان شبکهای که جدیتر از هر شبکه دیگر پخش مستند را در برنامههای خود قرار داده، در قالب برنامههای مختلف از جمله "مستند چهار"، "بیست شب" و برنامههای موضوعی دیگر مستند پخش میکند. در این میان نمایش مستندهایی مانند آثار شیردل و فیلمسازان جوانی چون کیوان علیمحمدی و امید بنکدار بسیاری از خواستههای مخاطب سینمای مستند را برآورده میکند. اما قطع این جریان در مقاطع مختلف سال و مشخص نبودن یک جایگاه برای این آثار در کنداکتور پخش موجب میشود آن میزان تاثیرگذاری که از پخش این آثار انتظار میرود به دست نیاید. اما از سوی دیگر نقطه ضعف دیگر نبود تبلیغات مناسب در مورد پخش این آثار است. کمتر کسی از مخاطبان تلویزیون از زمان و اطلاعات لازم در مورد این مستندها مطلع میشود و همین مسئله حتی پخش مستند از تلویزیون را به آن حد از انتظار در جذب مخاطب نمیرساند. سینمای مستند در ایران در حالی به حاشیه رانده شده که میتواند با اتکا به داشتههایش یکی از نقشهای موثر را در تلنگر زدن به اجتماع و هشدار درباره آسیبهای اجتماعی ایفا کند. به نظر می رسد راه یافتن مستندها به شبکههای پربینندهتر تلویزیون یا تبلیغات در مورد پخش این آثار در دیگر شبکهها میتواند انتظار از تلویزیون را برای عرضه مستند به مخاطب تا حدود زیادی برآورده کند. پخش مستند در قالب هفته فیلم، برنامههای انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند در خانه هنرمندان و... بیش از یک کورسو برای ایجاد عرصه نمایش مستندها نیست. مسئله دیگر حتی در این نمایشهای محدود نبود مخاطب است. کمتر تماشاگری برای پرکردن وقت خود سراغ دیدن مستند میرود و از همین رو اغلب سالنهای نمایش فیلم مستند معمولاً با 50 تا 100 نفر پر میشود. هجوم تماشاگران برای دیدن مستندهایی که اطلاعرسانی گستردهتر برای پخش آنها شده نشان میدهد در صورت تبلیغات مناسب میتوان بینندگان را به سالن آورد. منبع : مهر