خداوند خود نيک مي‏داند که رسالتش را کجا قرار دهد

پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۷ - ۰۰:۰۰
سرچشمه علوم الهي
سرچشمه علوم الهی عبداللَّه بن نافع بن ازرق یکی از سران فرقه خوارج بود که جزو سرسخترین دشمنان حضرت علی و خاندان وی علیهم‌السلام به شمار می‏رفت. وی ‏می‏گفت: اگر بدانم در زمین کسی هست که با من بر سر این نکته بحث کند که علی اهل نهروان را کشته و در این خصوص مرتکب ستمی نشده، هرآینه به سوی او می‏شتابم. از او سئوال شد: اگر در میان فرزندان علی کسی باشد که این پرسش تو را پاسخ گوید چطور؟ عبداللَّه گفت: آیا مگر در میان فرزندان او دانشمندی وجود دارد؟ به وی گفته شد: این آغاز نادانی توست. آیا مگر این خاندان هیچگاه از وجود دانشمند تهی می‏ماند؟! عبداللَّه گفت: دانشمند امروز آنان کیست؟ پاسخ گفتند: محمّد بن علی بن الحسین بن علی. عبداللَّه به همراه تنی چند از بزرگان یاران خویش به سوی امام باقر علیه‌السلام روانه شد و به مدینه در آمد. امام نیز در پی فرزندان مهاجران و انصار فرستاد و آنان را جمع کرد. سپس خود به سوی مردم رفت، گویی پاره‏ای از ماه بود. آن‏حضرت به سخنرانی ایستاد. خدای را ستود و بر پیامبر ش‏ صلی‌الله‌علیه‌وآله درود فرستاد و آنگاه فرمود: «سپاس خدا را که ما را به نبوّت گرامی داشت و به‏دوستی خویش اختصاص داد. ای فرزندان مهاجران و انصار هر که فضیلتی از علی بن ابی‌طالب به یاد دارد، برخیزد و بگوید.» مردم برخاستند و مناقب آن حضرت را بر شمردند. عبداللَّه گفت: من نیز این مناقب را از این مردم روایت می‏کنم، امّا من از کفر علی پس از تعیین حکمین در جنگ صفّین سخن می‏گویم. تا بر شما رشته سپید از رشته سیاه صبح آشکار شود، خداوند خود نیک می‏داند که رسالتش را کجا قرار دهد. صحبت تا آنجا ادامه یافت که به حدیث خیبر رسیدند. یعنی حدیثی که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در جنگ خیبر خطاب به‏مسلمانان فرموده بود: «هر آینه فردا پرچم را به دست مردی خواهم داد که ‏خدا و رسولش را دوست می‏دارد و خدا و رسولش هم او را دوست‏ می‏دارند. وی حمله‌کننده است نه گریزنده و باز نمی‏گردد مگر آنکه ‏خداوند فتح را بر دستان او جاری سازد.» امام باقر علیه‌السلام به عبد الله بن نافع فرمود: در باره‏ى این حدیث چه مى‏گویى؟ گفت:حدیث درستى است اما على بعدها كافر شد و خوارج را به ناحق كشت! امام فرمود: آیا خدا آنگاه كه على را دوست مى‏داشت، مى‏دانست كه او «خوارج‏» را مى‏كشد یا نمى‏دانست؟ اگر بگویى خدا نمى‏دانست كافر خواهى بود. گفت: مى‏دانست. امام فرمود: خدا او را بدان جهت كه فرمانبردار اوست، دوست مى‏داشت ‏یا به جهت نافرمانى و گناه ؟ گفت: چون فرمانبردار خدا بود، خداوند او را دوست مى‏داشت ( یعنى اگر در آینده نیز گناهكار مى‏بود، خداوند مى‏دانست و هرگز دوستدار او نمى‏بود، پس معلوم مى‏شود كشتن خوارج طاعت‏خدا بوده است) امام فرمود: برخیز كه محكوم شدى و جوابى ندارى. عبد الله برخاست و این آیه را تلاوت كرد: «حتى یتبین لكم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر» - اشاره به آنكه حقیقت چون سپیده صبح آشكار شد - و گفت: ‏«خدا بهتر مى‏داند رسالت‏خویش را در چه خاندانى قراردهد» مدرسی، سیدمحمدتقی، کتاب هدایتگران راه نور ( زندگانی امام محمّدباقر علیه السلام)، بااندكی تصرف

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها