جهان، آلوده ی خواب است.فرو بسته است وحشت در به روی هر تپش، هر بانگ چنان كه من به روی خویش در این خلوت كه نقش دلپذیری نیست...

سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۶ - ۰۰:۰۰
وهم
وهم جهان، آلوده ی خواب است. فرو بسته است وحشت در به روی هر تپش، هر بانگ چنان كه من به روی خویش در این خلوت كه نقش دلپذیری نیست. و دیوارش فرو می خواندم در گوش: میان این همه انگار چه پنهان رنگها دارد فریب زیست! شب از وحشت گرانبار است. جهان آلوده خواب است و من در وهم خود بیدار: چه دیگر طرح می‌ریزد فریب زیست در این خلوت كه حیرت نقش دیوار است؟

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها