پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰
ایران عصر صفوی
شیخ صفی‌الدین اردبیلی، نیای بزرگ صفویان هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرین‌کلاه بود. فیروزشاه از بومیان ایرانی و کردتبار بود که در منطقه مغان نشیمن گرفته بود. زبان مادری شیخ صفی‌الدین تاتی بود و اشعار تاتی او امروزه در دست است. تاتی یکی از زبان‌های ایرانی و زبان بومی آذربایجان بوده‌است. دودمان پادشاهی صفویه به وسیله شاه اسماعیل اول با اتکا بر پیروان طریقت تصوف علوی تأسیس شد. این پیروان که عمدتا از ایلهای ترک آناتولی بودند ,و بعداً به قزلباش‌ها ملقب شدند بر سر اعتقادات خود سالها به طرفداری از آق‌قویونلو‌ها و قراقویونلو‌ها درگیر جنگهای پیاپی با دولت عثمانی بودند. اسماعیل جوان نوه شیخ جنید، پسر شیخ صفی الدین و نوه اوزون‌حسن آق قویونلو تحت آموزش بزرگان قزلباش پرورش یافت و رهبر دینی آنان بشمار می‌آمد. پادشاهان صفوی شاه اسماعیل شاه طهماسب اول شاه اسماعیل دوم سلطان محمد خدابنده شاه عباس اول شاه صفی شاه عباس دوم شاه صفی دوم شاه سلیمان شاه سلطان حسین شاه طهماسب دوم شاه عباس سوم شاه اسماعیل سوم شاه اسماعیل با برخورداری از نیروی جان بر کف غزلباش عزم نمود، که ایران را متحد سازد. ابتدا سلطان مراد حاکم عراق عجم -که پسر سلطان یعقوب آق قویونلو بود- را در نواحی مابین همدان و بیجار شکست داد و سلطان مراد به شیراز گریخت. شاه اسماعیل او را تعقیب نمود و او از ترس به بغداد گریخت و شاه اسماعیل بدون جنگ شیراز را تصرف نمود و از آنجا به قم رفت. سپس بر حسین کیای چلاوی حاکم سمنانو فیروزکوه پس از جنگی سخت غلبه کرد. و نهایتا یزد و ابرقو را که در اختیار محمدکره بود، تصرف کرد و از شهری به شهری رفت و حکام محلی را برانداخت و یا تابع خود نمود. آنگاه در سال 887 ه.ش. (914ه.ق.) عازم عراق عرب شد و بغداد و نجف را نیز فتح نمود. بدین ترتیب او در مدت هفت سال تمام ایران بزرگ به جز برخی نواحی نظیر خراسان و ارمنستان را تصرف نمود و حکومتی واحد و مستقل را در آن برقرار ساخت و به عنوان پادشاه ایران تاجگذاری نمود. خلق و خوی مردم در آن دوران که توسط مشرق شناسان ثبت شده است «ایرانیان باادب‌‏ترین افراد مشرق‌‏زمین و نرم‌خوترین و خوش‏‌خلق‌‏ترین مردم جهانند و تربیت‌یافتگان ایرانى اهلیت و سزاوارى دارند که با مؤدب‏ترین افراد اروپایى برابرى کنند. آنان بیش از اندازه گشاده‏‌رو، آرام، ملایم، متین، موقر، باشکوه و نوازشگرند. هنگام ورود یا خروج از محلى براى مقدم بودن به‌هم تعارف مى‏‌کنند. در موارد دیگر نیز تعارف را از یاد نمى‌‏برند. اما آنکه حق تقدم با او است، زیاد درنگ نمى‏‌کند. از آداب و رسوم ما اروپاییان دو چیز در نظرشان عجیب و شگفت‏‌انگیز مى‏‌نماید. نخست اینکه ما براى تقدم خود هنگام درآمدن به جایى چندان درنگ و تعارف نمى‏‌کنیم؛ دو دیگر اینکه به هنگام اداى احترام کلاه‌مان را از سرمان برمى‏‌داریم و این کار در نظر آنان نوعى بى‌‏ادبى و بى‏‌احترامى به‌شمار مى‌‏رود و فقط ممکن است درباره افراد مادون یا بستگان و خویشاوندان انجام بگیرد. ایرانیان دست راست را بر دست چپ مزیت مى‏‌دهند و دست چپ ما دست راست همه مردمان مشرق‌‏زمین است. مى‏‌گویند کوروش کبیر نخستین کسى بود که بزرگان را به نشان حرمت‌گزارى و تجلیل طرف چپ خود مى‏‌نشاند زیرا طرف چپ ضعیف‏‌تر از طرف راست و آسیب‌‏پذیرتر است. رسم ایرانیان بر این است که در همه عیدها و سوگواری‌ها با آداب تمام به دیدار هم مى‏‌روند. بزرگان توقع دارند هر زمان برایشان مصیبتى وارد مى‌‏شود کوچک‌تران به‌منظور تسلیت گفتن و دلدارى دادن از آنان دیدن کنند، همچنین در اعیاد به دیدارشان بروند و مبارکباد و تهنیت بگویند. از آن پس بزرگان به بازدید کوچکان مى‏‌روند.» تعلیم و تربیت «آموزش و پرورش نوجوانان و جوانان ایران به تمام معنى خوب و ستوده مى‌‏باشد. این واقعیتى است غیرقابل انکار، زیرا خانواده‏‌هاى سرشناس و صاحبنام و متمکن- طبقه اعیان و اشراف به معناى واقعیش وجود ندارد- در تربیت کودکان خود نهایت دقت و مواظبت را به‏‌جا مى‌‏آورند. آنان پرورش خردسالان را به عهده خواجگان مى‏‌سپارند. این مربیان، کودکان را زیر فرمان خود مى‏‌گیرند و تحت مراقبت شدید مى‌‏پرورانند و جز براى دیدار بستگان یا شرکت در نمایش‌هاى ورزشى و اعیاد به آنان اجازه نمى‌‏دهند از خانه خارج شوند. برخی پدران و مادران چون بیم مى‏‌کنند اگر فرزندانشان به مکتب و مدرسه بروند بر اثر همنشینى و هم‏صحبتى بچه‏‌هایى که تربیت صحیح ندارند اخلاقشان فاسد شود، آنان را به مدرسه نمى‌‏فرستند، بلکه معلم سرخانه براى آنان مى‏‌آورند. همچنین به آنان اجازه نمى‌‏دهند که با خدمتگران صحبت بدارند و نیز کمال مراقبت را به کار مى‌‏برند تا چشم فرزندانشان به‌منظره‏‌هاى زشت و ناسزاوار نیفتد و گوششان حرف بد نشنود. خدمتگران نسبت به آنان نهایت ادب را رعایت مى‏‌کنند. افراد طبقات پایین‏‌تر نیز در تربیت فرزندان خود سعى بسیار به‏‌‌جا مى‌‏آورند و از دویدن در کوى و برزن و بازى کردن بسیار در بیرون خانه و جنگ با همسالان و بازیگوشى و شیطنت منعشان مى‏‌کنند. آنان هر روز دوبار بچه‏‌هاى خود را به مدرسه مى‏‌فرستند و وقتى به خانه بازگشتند آنها را نزد خود نگاه مى‏‌دارند تا به شغل و پیشه‌‏اى که در آینده باید بدان اشتغال ورزند، آشنا کنند. جوانان نباید پیش از بیست سالگى وارد اجتماع شوند، مگر اینکه پیش از این زمان زن بگیرند. به هر روى جوانان ایرانى هنگامى که وارد اجتماع مى‌‏شوند افرادى عاقل، هوشمند، درستکار، شرمگین، باادب، کم‏‌گو، متین، محتاط و در گفتار و کردار پاک و هنرمندند..» نظافت «مردم ایران بر این اعتقادند که شست‌و‌شوى تن با آب حمام چرک بدن را مى‏‌زداید و در درمان کردن برخى از بیماری‌ها اثر بسیار دارد. گفتنى است که ایرانیان بر اطلاق، بیش از دیگر مردمان کشورهاى مشرق زمین از آب حمام استفاده مى‏‌کنند. اما ساکنان مناطق شمالى و مغرب چون در محله‌اى نسبتاً سردتر زندگى مى‏‌کنند از این‌رو که نیاز زیاد به رفتن حمام ندارند کمتر بدان جا مى‏‌روند و مردمان مناطق شرق و جنوب نیز غالباً در رودخانه‌‏ها و برکه‌‏ها و غدیرهاى نزدیک خود تنشان را مى‌‏شویند. سه عامل: به جا آوردن احکام مذهبى، حفظ تندرستى و رعایت پاکیزگى، محرک ایرانیان به استفاده کردن از حمام مى‌‏باشد. اسلام به مسلمانان توصیه کرده است که همواره تن خود را از پلیدى بزدایند و ایرانیان به این مسأله توجه بسیار دارند.» پی نوشت: 1- جلوه‌هایی از اخلاق عمومی و آداب اجتماعی در ایران عصر صفوی، یعقوب پناهی، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، روزنامه ایران 2- تاریخ ایران

پربازدیدها

پربحث‌ها