دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
سرگذشت معبد آرتمیس پس از تخریب
معبد آرتمیس پس از آخرین تخریبش در سال ۴۰۱ میلادی، دیگر به سان گذشته سرپا نشد و هم چنان ویرانه ای کهن باقی ماند. البته ویرانه های آرتمیس هم مورد توجه بود و بقایای بنا، منبعی اصلی برای تأمین مصالح و احداث ساختمان ها در دیگر شهرها محسوب می شد. به طور مثال، سنگ برخی از ستون های کلیسای مشهور ایاصوفیه در استانبول را متعلق به معبد آرتمیس می دانند. سنگ نوشته های محوطه معبد آرتمیس نیز از حمام های قسطنطنیه و کلیساهای سنت مری و سنت جان سر در آوردند. دیگر دارایی های معبد آرتمیس مانند پیکره ها، تندیس ها و برخی از قسمت های تزئینی معبد نیز در دیگر بخش های شهر تاریخی قسطنطنیه (استانبول امروزی) مورد استفاده قرار گرفتند. غارت مال و اموال و استفاده از بخش های مختلف معبد تا آن جا پیش رفت که چیزی جز شالوده و پی اولیه بنا باقی نماند. برخی از بخش های مرمری معبد سوزانده شدند تا با استفاده از سنگ آهک آن، ساروج تهیه کنند. جالب آن که معبد آرتمیس به قدری بزرگ، باشکوه و مملو از قسمت های تزئینی بود که جدا کردن، غارت و تخریب آن به کندی صورت می گرفت و تا ۱۰۰ سال بعد یعنی در زمان ژوستینین اول، هنوز پیکره ها و تندیس های قابل توجهی از بنا باقی مانده بود. ژوستینین اول که از امپراتوران بزرگ روم شرقی بود، دستور داد تا سردیس ها و تندیس های مرمرین معبد را جدا کرده و به شهر قسطنطنیه منتقل کنند. سال ها گذشت و از آن جا که معبد آرتمیس در معرض سیل ها و جریان های پی در پی قرار داشت، کل ویرانه های معبد از رسوبات و گل لای انباشته شد و به مرور، به کلی زیر خروارها خاک مخفی شد. کشف معبد آرتمیس میزان گل و لای و خاک های روی معبد به قدری بود که کاوشگران در قرن نوزدهم، به سختی و پس از مدتی بسیار طولانی، بلاخره توانستند به نشانه هایی از معبد دست یابند. جان ترتل وود که در سال ۱۸۶۹ از سوی موزه بریتانیا لندن به سفر اکتشافی در نزدیکی ازمیر رفته بود، پس از شش سال حفاری و کند و کار در محل های احتمالی، توانست محل دقیق معبد آرتمیس را بازیابد. این جست وجوها تا سال ۱۸۷۴ میلادی ادامه یافت. قطعاتی از مجسمه ها نیز در طی کاوش های سال ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۶ میلادی و زیر نظر دیوید جرج هوگارس پیدا شدند. امروزه همگی این بقایای باستانی در اتاق افسوس واقع در موزه بریتانیا لندن در معرض دید عموم قرار گرفته اند. از آن جمله، قطعاتی از مجسمه ها هستند که متعلق به قرن چهارم میلادی بوده و در حال حاضر به یک دیگر متصل شده اند. همچنین بخش هایی از معبد اولیه که در بازسازی و ساخت معبد دوم مورد استفاده بودند، در این اتاق به چشم می خورد. یکی دیگر از مواردی که در اتاق افسوس موجود در موزه بریتانیا در معرض دید قرار داشته، کوزه ای باستانی و مملو از سکه است که قدمتی ۲۶۰۰ ساله دارد. این کوزه در قسمت پی معبد اولیه و باستانی کشف شده بود. امروزه معبد آرتمیس درست خارج از شهر سلجوک (سلجوق)، ترکیه واقع شده و با یک ستون که از قطعات باستانی معبد ساخته شده، شناخته می شود. معبد آرتمیس در بطن زندگی مردم در زیر آثار به جا مانده از معبد نخستین، به وضوح نشانه هایی از تندیس ها و پیکره هایی از ایزدبانوان به چشم می خورد، اما درباره دین و مذهب مربوط به آن ها اطلاع دقیقی در دست نیست. داستان ها و حکایات ادبی، دین مردمان را آمازونی توصیف می کنند. زرق و برق و شکوه معبد آرتمیس و شهر افسوس، نشان از قدرت و نفوذ آرتمیس در میان مردم شهر می باشد و از اعتبار جهانی و محلی آرتمیس حکایت می کند. برخلاف آسیب های پی در پی معبد آرتمیس، هر بازسازی معبد به گونه ای بر شهرت و ارزش معبد افزوده است. جالب آن که هر ساله تعداد زیادی از مردم در ماه مارچ (فروردین) و ابتدای می (اردیبهشت) به معبد شهر افسوس می رفتند تا در مراسم و آئین های آرتمیس شرکت کنند. در تاریخ یونان که قدری جست و جو کنیم، حرم ها، معابد و فستیوال های آرتمیس را در سرتاسر جهان یونان باستان خواهیم دید، اما آرتمیسِ افسوس از دیگران متمایز است. مردمان افسوس، آرتمیس را مختص خودشان می دانستند و نسبت به هرگونه دریافت پیشنهاد مراقبت و محافظت از ایزدبانوی خود از سوی غریبه ها، خشم و انزجار خود را بروز می دادند. به طور مثال هنگامی که اسکندر سرزمین پارس را تصرف کرد و طبیعتا افسوس به دست او افتاد، به مردمان شهر پیشنهاد کمک مالی داد اما مسئولین معبد و شهر پیشنهادش را رد کردند. البته پیش از اسکندر و زمانی که حاکمان قدرتمند سرزمین پارس، کرزوس پادشاه لیدیه را اخراج و برکنار کردند، مردم افسوس تلاش های خود برای بازسازی معبد را ادامه دادند. در کل پارسی ها با افسوسی ها برخورد منصفانه ای داشتند و افسوسی ها نیز با ایرانی ها رابطه خوبی داشتند. فرماندهان ایرانی فقط برخی از دست سازه های مذهبی مردم را از معبد آرتمیس خارج کرده و با خود به شهر سردیس (در ترکیه امروزی) برده و در مقابل تندیس هایی از ایزدبانوان خود را به معبد آرتمیس بردند، که البته از دید مردمان افسوس ممنوع تلقی نمی شد. در سال های بعد و در دوران حکمرانی رومیان باستان، آئین های سنتی و مذهبی شهر افسوس گسترش پیدا کرد و به عنصری نمادین در جشنواره های دوره هلنیستی بدل شد. اهمیت آرتمیس در زندگی مردم در این دوران چند وجهی بود. بخشی از هویت قطعی سیاسی و فرهنگی را شکل می داد، برای زندگی اقتصادی مردم حیاتی بود و موقعیت مناسبی برای ازدواج دختران و پسران مجرد یونانی محسوب می شد. همچنین بازی ها، مسابقات و نمایش های بسیاری به یاد و نام ایزدبانو آرتمیس برگزار می شد. منبع:کتاب اطلاعات توریستی کشورهای جهان.سایت کارناوال

پربازدیدها

پربحث‌ها