ویژگی های فرهنگی استان گیلان «بخش اول»
گیلان منطقه ای است که از لحاظ فرهنگی، گویشها، آئینها و خوراکها جای مطالعه بسیاری دارد. در این مقاله قصد داریم شما را با ویژگی های فرهنگی این منطقه آشنا سازیم.
استان گیلان از دیرباز محل سکونت قوم های گوناگونی است که از جمله می توان به گیل ها دیلم ها کادوس ها ماردها کاس ها و .. اشاره کرد.
زبان و گویش های مردم گیلان
گویش اصلی مردم گیلان، « گیلکی » است و گویش های دیگری نیز در بعضی از مناطق گیلان وجود دارد. در نواحی غربی و شمال غربی گیلان که تالش نشین است، گویش « تالشی » و در مناطق کوهستانی گیلان، گویش « دیلمی » رایج است. در برخی مناطق آستارا، تالش و رودبار زبان « ترکی » هم متداول است.
گیلکی: گیلکی از گویش های ایرانی است که در قسمت گیلان و دیلمستان متداول بوده و هنوز مردم استان گیلان آن را در گفتار به عنوان زبان مادری خود به کار می برند. گیلکی مشتمل بر دو گویش متمایز در دو ناحیهٔ غربی و شرقی است (بیه پس، بیه پیش). یکی گویش رایج در رشت، بندرانزلی، لشت نشا، صومعه سرا و کوچصفهان و دیگر، گویشی که در لاهیجان، لنگرود و رودسر متداول است.
زبان گیلکی از خانوادهٔ زبان « پهلوی » است. واژه های زیادی در گیلکی وجود دارد که ریشه در زبان پهلوی دارد؛ مانند کلمهٔ « کفتن » که در فارسی « افتادن » و در پهلوی « کفتن » است یا کلمهٔ « واش » در گیلکی به معنای « علف » و در پهلوی همان « واش » است. واژهٔ « دیم » به معنای « چهره و رخسار » ریشه ای « اوستایی » دارد و در منابع قدیم فارسی دری استعمال می شده است ولی اکنون دیگر رایج نیست، در حالی که در زبان گیلکی متداول است. در گیلکی به واژه هایی برمی خوریم که معرّف زندگی و نمودار ویژگی های قومی آداب و رسوم ساکنان گیلان است. این واژه ها قدمت چند هزار ساله دارند که برخی از آن ها در کتب قدیم فارسی نیز منعکس شده است؛ مانند چپر (دیواری که از چوب و علف می سازند، ورزا (گاو نرکاری)، ویریس (طنابی که از خوشه های خشکیده برنج می تابند)، هلاچین (طناب بازی بچه ها) و گرباز (بیل نوک تیز که در مزرعه و باغ کاربرد دارد). با وجود اهمیت زبان گیلکی و قدمت تاریخی آن، متأسفانه در سال های اخیر بسیار از واژگان گیلکی به بوتهٔ فراموشی سپرده شده است که علت آن، متداول شدن زبان فارسی در فرهنگ اکثر خانواده های گیلانی است.
تالشی: در جلگهٔ گیلان در مناطق تالش، ماسال، شاندرمن، قسمت هایی از فومن، صومعه سرا و رضوان شهر و هم چنین در لنکران آذربایجان، زبان ایرانی دیگری متداول است که تالشی خوانده می شود. این زبان مثل زبان گیلکی از خانوادهٔ زبان های شمال غربی ایران است که در زمان های قبل (تا حدود قرن دهم هجری قمری) در سرزمین آذربایجان هم رایج بوده امّا از آن پس، جای خود را به زبان ترکی داده است.
بازی های محلی استان گیلان
بازی های محلی در استان گیلان از اهمیت ویژه ای برخوردارند و دارای قدمتی چندهزارساله اند. از دیرباز در استان گیلان پس از برداشت محصول برنج یا هنگامی که روستائیان از کار ابریشم (نوغانداری) فارغ می شدند و در سایر اوقات فراغت، مراسم جشن و شادی برپا می شد و در آن، با برگزاری مسابقات کشتی گیله مردی، لافندبازی، ورزاجنگ و …، روستائیان خستگی زحمات روزهای سخت کاری را از تن به در می کردند.
کشتی گیله مردی
سنت کشتی گرفتن و پهلوانی در همه جای ایران پیشینه ای کهن دارد و در هرجا با نام و شیوهٔ خاصی اجرا می شود. این کشتی در خطهٔ گیلان با نام گیله مردی معروف است که یادگار صلابت و دلاوری مردم این دیار در طول تاریخ است. کشتی گیله مردی همانند سایر انواع کشتی سلسله مراتبی دارد و دارای قوانین، فنون و آداب و رسوم خاصی است؛ به گونه ای که تازه کاران را به نوچه و به اصطلاح محلی و کشتی گیران میدان دیده و کارآزموده را « پهلوان » می نامند و در هر محله و روستا نیز یکی از پهلوانان پیش کسوت، عنوان « سرپهلوان » را دارد. کشتی گیله مردی معمولاً در تابستان و بیش تر در اعیاد و عروسی ها انجام می شود. شروع کشتی با صدای ساز و نقاره همراه است که با این کار، جمعیت بسیاری دور میدان کشتی گرد هم می آیند. این کشتی معمولاً چند روز طول می کشد. روزهای اوّل، کشتی گیران تازه کار (تنگوله ها) به زور آزمایی می پردازند و پس از آن، پهلوانان به میدان وارد می شوند و در آخرین روز، قوی ترین کشتی گیران به نبرد می پردازند. کشتی گیران در ابتدا به حضار احترام می گذارند، سپس با حرکت نمایشی قدرت خویش را به رخ حریفان می کشند و با رجز خوانی یا کف زدن، حریف می طلبند. پس از آن که حریف به آن ها پاسخ داد، نبرد ابتدا با حواله کردن مشت ها آغاز می شود و با درگیرشدن و پنجه در پنجهٔ هم انداختن ادامه می یابد. در این کشتی، هرگاه دست یکی از طرفین با زمین برخورد کند، بازنده محسوب می شود. در پایان، به کشتی گیران برتر جوایزی به صورت غیرنقدی شامل پارچه، آینه، پیراهن، گوسفند، گاو و … می دهند؛ به این جوایز، « برم » گفته می شود.
آداب و رسوم محلی گیلان
آداب و رسوم عبارت است از اعمال و رفتاری که در خانواده، قبیله و جامعه از زمان های گذشته به ارث مانده است و برای انجام آن اعمال و رفتار، دلیل منطقی یا دستور صریح یا قانون مدونی وجود ندارد. آداب و رسوم متأثر از فرهنگ ملی، محلی و هنجارهای اجتماعی است و معمولاً هر آدابی و رسمی علت خاصی دارد. از جمله آداب و رسوم فراوانی که در استان گیلان وجود دارد می توان موارد زیر را نام برد:
• آداب و رسوم مربوط به سوگواری: عزاداری ماه محرم، تعزیه، روضه خوانی، دسته جات عزاداری، زنجیرزنی، شام غریبان، علم واچینی و … .
• آداب و رسوم مربوط به اعیاد مذهبی: عیدفطر، عیدقربان، عید غدیرخم، نیمهٔ شعبان و ماه رجب.
• آداب و رسوم مربوط به تحویل سال نو و نوروز: خانه تکانی، گوله گوله چهارشنبه (چهارشنبه سوری)، دعای اوّل سال، نوروزخوانی، عروس گوله، دید و بازدید و سیزده بدر.
• آداب و رسوم مربوط به ازدواج و مراسم خویشاوندی: بله برون، عقدکنان، حنابندان و جشن عروسی.
• آداب و رسوم دیگر: مثل شب چلّه، دندان فشان و… .
آداب و رسوم ماه رجب: شب اوّلین جمعهٔ ماه رجب را « رغایب » می نامند. در گیلان رسم است که عصر روز پنج شنبه منتهی به ماه رجب مردم برای فاتحه خوانی بر سر مزارها رفته و خیرات می دهند. در همهٔ مناطق، خانواده ها لقمهٔ نان و خرما درست می کنند و برای همسایگان و اهل محل می فرستند. این رسم با اندک تفاوتی در همهٔ مناطق گیلان اجرا می شود؛ مثلاً، در مناطق شرق گیلان از نوعی نان محلی به نام نان تمیجان در این مراسم استفاده می شود. از دیگر مراسم مربوط به ماه رجب، می توان به برگزاری جشن های میلاد حضرت علی (ع) و عید مبعث اشاره کرد که در این مجالس، مردم به جشن و سرور و مدح و ثنا خوانی می پردازند.


