درباره وجه تسمیه و تاریخچه گیلان
تاریخ گیلان با تكیه بر پاره ای اشاره ها و كاوش های باستان شناختی به دوره پیش از آخرین یخبندان (بین 50 تا 150 هزار سال پیش) میرسد.
در اسناد تاریخی و باستانی، مورخین یونانی از سرزمین گیلان به نام کادوس یا کادوسیان یاد کرده اند. این ناحیه در دوره حکومت هخامنشیان و ساسانیان همیشه تحت حکومت های محلی اداره می شد.
به سبب صعب العبور بودن، دسترسی قوای اسلام به این منطقه با دشواری روبرو بود و دین اسلام به تدریج از طریق طبرستان و مازندران، توسط شیعیان زیدیه رواج یافت. در سال ۷۰۶ هجری قمری ایلخان الجایتو موفق شد که ناحیه گیلان را به تصرف خود درآورد. از سال ۷۶۲ هجری قمری خاندان کارکیا قدرت را در لاهیجان به دست گرفت و شاه عباس اول صفوی با ضمیمه کردن گیلان به قلمرو صفویه درسال ۱۰۰۰ هجری قمری دست این خاندان را از این ناحیه کوتاه کرد.
سرزمین گیلان در گذشته شامل سه ناحیه طالش، دیلم و گیلان (جیلان) می شد. در قرون وسطی از جانب جنوب شرقی تا ناحیه چالوس وسعت داشت و نخستین کرسی آن در این زمان دولاب بود که بعدها فومن و سپس لاهیجان جای آن را گرفت و بعد از تصرف گیلان توسط صفویه مرکز آن به رشت منتقل شد.
ناحیه طالش که در شمال غربی عهدنامه گلستان در سال ۱۲۸۸ هجری قمری که توسط میرزا ابوالحسن ایلچی به امضا رسید، قسمتی از طالش که در شمال رود آستارا قرارداشت، به تصرف روسیه درآمد.
در سال ۱۳۲۷ هجری قمری آقا بالاخان سردار افخم، از طرف داران جدی استبداد و حاکم گیلان، در باغ مدیریه رشت کشته شد و در پی آن مشروطه خواهان گیلانی به سرپرستی محمد ولی خان تنکابنی به عزم فتح تهران حرکت کردند. آنان در ابتدا قزوین را تصرف کردند و سپس به تهران رسیدند و پس از سه روز به همراهی مشروطه خواهان بختیاری پایتخت را فتح و محمد علی شاه را از سلطنت خلع کردند.
درسال ۱۳۱۶، در تقسیمات کشوری جدید آن دوران، استان یکم تاسیس گشت که شامل استان های کنونی قزوین، زنجان و مرکزی هم می شد و شهر رشت به مرکزیت آن انتخاب شد.
وجه تسمیه
گیلان در اوستا با نام «وارِنا» معرفی شده است و یونانیان این سرزمین را با نام یکی از اقوام بومی ایران پیش از آمدن آریاییها یعنی کادوسیان مینامیدند.
گیلان قسمتى از کرانههای جنوب غربى و غرب دریاى خزر است كه از گذشته دور تا چند قرن پیش به دو بخش تقسیم میشد. بخش غربى؛ سمت راست سفیدرود را «بیه پس» و بخش شرقى؛ یعنى سمت چپ سفیدرود را «بیه پیش» میگفتند. بیه در زبان محلى به معناى رود یا ساحل است. بدین ترتیب بیه پس به سرزمینى اطلاق مىشد كه عقب سفیدرود قرار داشت و بیه پیش به سرزمینى اطلاق مىشد كه جلوی سفیدرود قرار داشت.
بنا به گفته عبدالرزاق سمرقندى مؤلف كتاب مطلع السعدین و مجمع البحرین (قرن نهم هجرى)، دو بخش گیلان داراى دو تختگاه بوده است كه تختگاه بیه پس شهر فومن و تختگاه بیه پیش شهر لاهیجان بوده است.
برخى از محققان در اطلاق نام گیلان بر این سرزمین معتقدند كه این سرزمین محل سكونت قومى به نام «گلاى» بوده است که بعدها به صورت گیل درآمده و «ان» پسوند مكان به آن اضافه شده و نام گیلان به خود گرفته است بنابراین گیلان کلمهای مركب از «گیل» و «ان» به معناى مكان گیلها میباشد.
گروهى دیگر از محققان نام گیلان را مأخوذ از كلمه «گِل» میدانند زیرا در اثر بارش مداوم باران، زمینهاى آن غالباً باتلاقى و گلآلود است.
الكساندر خودزكو در این باره آورده است: «نام این ایالت كه ساكنانش گاهى آن را گیل و زمانى گیلان و گاهى گیلانات مینامند، در واقع معرِّف سرزمینى باتلاقى است. در واقع زمین این بخش از کرانههای دریاى خزر، از سایر نواحى پستتر است و تعداد بیشمارى از رودهاى سیلابى كه از شكاف کوههای خزر سرچشمه میگیرند، این سرزمین را كه شیب ناچیز آن مانع از تخلیه سریع آب است، مشروب ساخته و فضاى آن را مدام از رطوبت آكنده میدارند».
برخى از تاریخنگاران پیشین مانند مؤلف كتاب بستان السیاحه، گیلان را مأخوذ از نام جیل بن ماسل از فرزندان حضرت نوح میدانند که این سرزمین را بنا نموده است.
برخى نیز مانند لسترنج در كتاب سرزمینهای خلافت شرقى درباره نامگذارى این سرزمین به نام جیلان آورده است: «زمینهای رسوبى دلتا را جغرافىنویسان عرب به طور خاص جیل یا جیلان میگفتند و وقتى میخواستند تمام ایالت گیلان را اراده كنند، آن را به صورت جمع یعنى جیلانات (گیلانات) مینامیدند.»
منطقه گیلان تا قبل از اسلام به نام دیلم و دیلمان مشهور بود و تا قرن چهارم یعنى همزمان با اوجگیرى قدرت آلبویه، تمام منطقه گیلان و ولایات كوهستانى شرق گیلان در امتداد دریاى خزر یعنى طبرستان (مازندران)، جرجان (گرگان) و قومس (سمنان)، جزو ایالت دیلم بود و مجموع این مناطق را دیلمان مینامیدند ولى بعدها این نواحى از هم تفكیک شده و رفته رفته اسم دیلم نیز از زبانها افتاد و نام زمینهای دلتاى سفیدرود یعنی «جیلان» بر تمام ناحیه مجاور اطلاق گردید. امروزه از دیلم بزرگ تنها بخش دیلمان از شهرستان سیاهكل بر جاى مانده است.
گیلان در دوران هجوم مسلمانان، «دارالمرز» نامیده میشد و این وجه تسمیه شاید به این خاطر باشد كه حدود متصرفات مسلمین در این نقطه به پایان میرسید.


