سه‌شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
مشکلات فراروی مطالعه گردشگری
مشکلات فراروی مطالعه گردشگری پیچیدگی های موجود در تعریف گردشگری و پیوندهای نامشخصی که با سایر زمینه های مرتبط با آن یعنی تفریح و فراغت دارد، از جمله مشکلات اصلی فراروی دانشجویان گردشگری به حساب می آیند، هرچند که مشکلات موجود تنها محدود به این نمی‌باشد. مشکلات فراروی مطالعه گردشگری به چهار دسته طبقه بندی می شوند. دسته اول مربوط به تفاوت موجود در عملکرد اداری کشورها در خصوص تشخیص و ثبت سطوح فعالیت گردشگریف امکان مطالعه تطبیقی گردشگری در گذر زمان و گستره مکان را مشکل و حتی در مواردی از مواقع غیرممکن می‌سازد. دسته دوم این طور استدلال می شود که مشکلات ذاتی در تعریف گردشگری به عنوان یک صنعت وجود دارد، اما مزایای علمی نیز در توصیف آن به عنوان حوزه‌ای مرتبط و متصل با فعالیت اقتصادی وجود دارد. مشکل سوم ضعف پایه نظری مطالعات گردشگری است. این مسئله از آن جا حایز اهمیت است که درنبود یک زیربنای نظری مستحکم مطالعات گردشگری به سمت رویکردهایی صرفاً تجربی و توصیفی سوق می یابند. مشکل چهارم این است که اتخاذ رویکرد بین رشته‌ای در حرف آسان‌تر از عمل است. چرا که استفاده از دیدگاه های جایگزین می تواند پیچیده و مشکل باشد. پیچیدگی های موجود در تعریف گردشگری و پیوندهای نامشخصی که با سایر زمینه های مرتبط با آن یعنی تفریح و فراغت دارد، از جمله مشکلات اصلی فراروی دانشجویان گردشگری به حساب می آیند، هرچند که مشکلات موجود تنها محدود به این نمی‌باشد. این مشکلات در مجموع به چهار دسته طبقه بندی می شود: 1. تفاوت موجود در عملکرد اداری کشورها و در خصوص تشخیص و ثبت سطوح فعالیت گردشگری، امکان مطالعه تطبیقی گردشگری در گذر زمان و گستره مکان را مشکل و حتی در مواردی از مواقع غیرممکن می سازد. در برخی از کشورها حتی تعداد افراد خارجی که از مرزها عبور می کنند نیز ثبت نمی‌شود. از جولای سال 1995 با کم رنگ شدن کنترل مرزها در کشورهای عضو اتحادیه اروپا (EU) که امضاکننده معاهده شینگن هستند، امکان جابجایی گسترده و بدون محدودیت گردشگران بین این کشورها فراهم شده است. در کشورهای دیگری که حضور ملیت های خارجی در مبادی ورودی کشور ثبت می شود، استفاده از تعاریف محلی برای تشخیص گردشگر یا ناتوانی در تشخیص انگیزه های واقعی از مسافرت نیز می تواند شمارش دقیق گردشگران را غیرممکن سازد. برخی کشورها مسافرت کاری را گردشگری قلمداد می کنند در حالی که برخی دیگر ممکن است این گونه عمل ننمایند. در داخل کشورها نیز ممکن است آمار گردشگران بر مبنای پژوهش های تصادفی از دیدارکنندگان یا بر اساس دفتر ثبت هتل ها باشد. هرچند که طبیعتاً چنین نمونه گیری های انتخابی (ونه تصادفی) از دقت کافی برخوردار نیستند. برای مثال ارقام بدست آمده از هتل ها، گردشگرانی که در خانه دوستان و بستگانشان اقامت دارند را از نظر دور می دارد. بنابراین، داده های حاصله به ندرت قابل مقایسه مستقیم هستند و غالباً باید با احتیاط مورد استفاده قرار گیرند. 2. هرچند که مشکلات ذاتی در تعریف گردشگری به عنوان یک صنعت وجود دارد، اما مزایای علمی نیز در توصیف آن به عنوان حوزه‌ای مرتبط و متصل با فعالیت اقتصادی وجود دارد. این طور استدلال می شود که تعریف گردشگری به عنوان یک «صنعت» چارچوبی را فراهم می آورد که به کمک آن می توان فعالیت گردشگری و اثرات حاصل از آن را اندازه گیری و ثبت نمود؛ مهم‌تر آن که از این طریق می توان به فعالیت گردشگری که اغلب تلاش می شود نزد تحلیل گران سیاسی و اقتصادی از اهمیت استراتژیک برخوردار باشد، مشروعیت و مقبولیت بیشتری بخشد. بهرحال گردشگری در عمل، حوزه‌ای مبهم و نامشخص است که چنان چه به عنوان صنعتی مشخص با محصولی تعریف شده و جریانات قابل اندازه گیری از کالا، نیروی کار و سرمایه در نظر گرفته شود به خودی خود خالی از اشکال نیست. معمولاً صنعت به مجموعه‌ای از بنگاه های اقتصادی اطلاق می شود که در تولید و یا ساخت م حصولی مشا رکت دارند. در گردشگری محصولات و خدمات متعددی وجود دارد، برخی از آن ها ملموسند (تدارک اقامت، تفریح و هدایا و سوغات) و بعضی کمتر ملموسند (مانند خلق تجربه، خاطرات یا ارتباطات اجتماعی) بسیاری از شرکت های ارائه دهنده خدمات به گردشگران، همان خدمات را به افراد بومی نیز ارایه می دهند، هرچند که آنان گردشگر محسوب نمی‌شوند اما ممکن است در محاسبه، این خدمات نیز جزو خدمات ارایه شهت به گردشگران منظور شوند. بنابراین بر طبق هیچ یک از تعاریف معمول، گردشگری صنعت نیست. در حقیقت گردشگری مجموعه‌ای از صنایعی است که به درجات متفاوت به گردشگران وابتسه است، وابستگی که به لحاظ زمانی و مکانی تغییر می کند. 3. مشکل سوم، ضعف پایه نظری مطالعات گ ردشگری است. این مسئله از آن جا حائز اهمیت است که در نبود یک زیربنای نظری مستحکم مطالعات گردشگری به سمت رویکردهایی صرفاً تجربی و توصیفی سوق می یابند. در نتیجه بینشی که می توانست از بطن چارچوبه نظری قوی و تجزیه – تحلیل هایی ساختار یافته‌تر حاصل آید، میسر نمی شود. البته این بدان معنا نیست که هیچ گونه نظریه پردازی در مطالعه گردشگری وجود نداشته است. در شناخت بسیاری از زوایای گردشگری، درجات متفاوتی از تفکرات نظری موثر بوده است، اما آن چه به میزان زیادی کمبوشد در این میان احساس می شود، گسترش موضوعات و دورنمای گوناگون است. جغرافیا به عنوان یک رشته علمی ذاتاً گزینشی، بهتر از هر نظام علمی دیگر می تواند دیدگاه «کل نگر» مورد نیاز پدیده های چندوجهی مانند گردشگری را ارائه نماید. اما باز هم نسبت به دایره شناختی که دیگر رشته های علمی به صورت منفرد می توانند ارایه دهند، دارای محدودیت هایی است. 4. اتخاذ رویکردهای بین رشته‌ای در حرف آسان‌تر از عمل است. چرا که استفاده از دیدگاه های جایگزین، به خصوص وقتی که با پدیده‌ای چندوجهی مانند گردشگری روبرو هستیم، می تواند به همان میزان که سهل و ممتنع است، پیچیده و مشکل نیز باشد.

پربازدیدها

پربحث‌ها