روستای بورکی
بورکی سفلی، روستایی از توابع بخش خشت و کمارج شهرستان کازرون در استان فارس ایران است.
بورکی سفلی، روستایی از توابع بخش خشت و کمارج شهرستان کازرون در استان فارس ایران است.
بورکی نه تنها سه روستا به نام بورکی یکی در نزدیکی مرودشت و دوتای دیگر در دشت خشت هست بلکه به قلم دکتر محمود دهقانی در سال ۱۳۷۴ کتاب رمان روستائی به سبک نگارشی کلاسیک با نام بورکی نیز به چاپ رسیده که در کتابخانه ملی ایران نام آن ثبت است. ناشر کتاب "بورکی" انتشارات نوید شیراز است.دهستان بورکی در دشت خشت به سه محله تقسیم شده. قسمتی که به جاده شیراز و بوشهر شهر کنارتخته نزدیک است محله بالائی، قسمتی که به شهر خشت نزدیک است محله پائینی و میانه دهستان بورکی را محله میانی مینامند. یکی از ویژه گیهای منحصربهفرد دهستان بورکی چند فرهنگی بودن آن ذکر شده است. اگر به گذشته و تاریخ مهاجرت مردم دهستان بورکی مراجعه شود، چنین است که هرطایفهای برای خود سنت و رسومی داشتهاند و از جاهای دیگر به این روستا کوچ کردهاند. طایفه "موردکی" از موردک در نزدیکی تنگ ابو الحیات و چنار شاهیجان، طایفه "نمد مال ها" از دلوار تنگستان، طایفه "دریسی ها" از دریس، طایفه "لیراوی ها" از لیراو، طایفه "مشتونی ها" از مشتون و گروههای دیگر هریک از نقاطی دور به دهستان بورکی در دشت خشت مهاجرت کردهاند. دلیل عمده این مهاجرتها احتمالاً مساعد بودن آب و هوا و یا سهولت فراهم آوردن آذوقه در روزگاران گذشته ذکر شده است. روستای کوچکتری نیز به نام بورکی آغالی در دشت خشت هست. زبان هر سه روستای بورکی در استان فارس ایران، فارسی است.
این روستا در دهستان خشت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶۹ نفر (۴۶خانوار) بودهاست.مردم بورکی که همچنین به بِرکی و بَرَکی نیز شناختهشدهاند قومی ایرانیتبار هستند که در وزیرستان پاکستان و ولایت لوگر افغانستان بسر میبرند. زبان بومی و اصلی این قوم زبان اورمری است که از زمره زبانهای ایرانی شرقی محسوب میشود. این زبان که بهشدت تحت تاثیر زبانهای فارسی، اردو و پشتو قرار گرفته امروز درحال نابودی است و کمتر از هزار تن گویشور دارد. آنگونه که در گزارشهای الفینستون ثبت شده در سال ۱۸۱۵ مردم بورکی از زمره تاجیکان بشمار میرفتند.
بیلو نویسندهٔ کتاب «جستجویی در تبارشناسی افغانستان» از زبان هرودوت پدر تاریخ آورده است , در زمانیکه شاه فارس داریوش هیستاسپ قصد لشکرکشی بمقابل سکائیها از طریق باسفورس داشت، حاکم مصری او یک قوت دریائی و نظامی بمقابل مستعمرات یونانی بارکی و کیرینی به لیبیا میفرستد؛ و پس از اینکه پارسیان بارکی ها را تصرف میکنند، آنها را برده نموده و بهنگام برگشت ازآنجا انها را در باخترزمین جا به جا می سازد. به اساس گفتهٔ هردودت، این اقوام محل بودو باش خود در باختر زمین را نیز به یاد موطن اصلی شان در لیبیا، «برکه» نام گذاری کردند. همین اکنون «برکه» یا «بورکه» نام یکی از ولسوالیهای ولایت بغلان است.پس از سلطه یونانی برکیها ازنگاه تعداد و نفوذ افزایش یافته وموقعیت بسزائی بطرف هندوکش درشمال و کوه سلیمان درجنوب ودر شرق تا به اندوس حاصل مینمایند. بهنگام سلطنت محمودغزنوی، برکی یک قبیله مهم بوده محمود غزنوی را در اشغال هند همراهی کرده و در گشودن دروازهٔ سومنات نقش مهمی داشتهاند . با همین اعتبارشاهان افغان (بخصوص شاهان برکزی) همیشه محافظین شخصی خویشرا ازطایفه برکیداشتند. برکیها توسط امپراتور بابر، در بین قبایل اساسی کابل در اوایل سده شانزدهم ذکر شده است. ولی سوال اینکه چرا برکی ها در مدت بشتر از 2350 سال به اینسو در همین نفوس کم باقی مانده است جای شک وتردید است. بزرگترین زوال برکیها از کامگاری و نفوذی که در زمان سلطان محمودغزنوی برخوردار بودند، ممکن است در اثر انشقاق و بیگانگی در آمادگی یکی و مخالفت دیگری در پذیرش اسلام شروع شده باشد. به روایت خیرالبیان که احتمالاً درسال ۹۷۸ هجری نوشته شده است .ظهیرالدین محمد بابر نخستین کسی است که از زبان برکی در «بابرنامه» سخن به میان آورده است. او مینویسد: “ در سرزمین کابل تبارهای گونه گون وجود دارند. در دشتها و درههای کوچکش ترکها، عربها، در شهرها و روستاهایش پشه ییها و پراچیها، تاجکها، برکیها و قبایل افغان زندگی میکنند. در کوههای غربی اش، قبایل هزاره و نکودری که برخی از آنها به زبان مغولی صحبت میکنند، در برخی نقاط کوهی شمال آن کافر و کتور و گیبرک زندگی میکنند و مناطق جنوب محل بودو باش قبایل افغان است. حدود یازده تا دوازده زبان در کابل رواج دارد؛ که از آن میان میتوان اینها را نام برد: عربی، فارسی، ترکی، مغولی، هندی، افغانی، پشه یی، پراچی، گیبری، برکی، و لغمانی... ” . بابر کابل لوگر وردک پروان را بنام کابل یاد آوری نموده است.هندی ها و پاکستانی ها تا اکنون افغانستان را کابل می نامند. حتا بعضی از مهاجرین افغان افغانستان را کابل می گفتند.براساس شواهد آثار تاریخی که دربورکی علیا(بالا) وجود دارد گواه قدمت این روستا می باشد واین آثار در نزدیکی های شرکت زرین پاک می باشد مثل کاروانسرا و خانه های اطراف آن(که با سنگ و ساروج ساخته شده) و راسه بازار و تل میل و2 آب انبار که یکی کاملا تخریب گردیده و دیگری هنوز پابر جا می باشدو ... آثارهای دیگری که وجود دارد و در زمین های کشاورزی این محدوده به وفور کوزه و کاسه وسنگ آسیاب واشیاء دیگر توسط کشاورزان یافت می شود و به علت ناآگاهی کشاورزان آثار بدست آمده را ازبین می برند و به علت عدم کاوشگری و باستان شناسی در این روستا مشخص نیست که این آثار و قبر هایی که وجود دارد در چه دوره زمانی بوده است و این آثار به مرور زمان توسط کشاورزان دچار تخریب و ویرانی شده و خواهد شد.
همانگونه که در فرهنگ لغت استاد معین آمده(بورک +ی)بورک =یعنی جایی که زمینش بصورت دیم یک سال کاشته می شود و یک سال دیگر کاشته نمی شودرا بورک گفته و آن(ی)، (ی) نسبی است که به این نام داده شده است۰رضا دهقانی


