دوشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
آشنایی با طوایف ترکمن های ایران «بخش دوم»
آشنایی با طوایف ترکمن های ایران «بخش دوم» تركمنها به قبایل و تیره های متعددی چون عالی ایلی، چاودار، یمرلی، ارساری، سالور، ساریق، تكه، یموت، گوكلان تقسیم می شوند. اكنون به بررسی محل زندگی و خصوصیات آنها می پردازیم با توجه به اینكه بیشترین اطلاعات در كتابهای مختلف در مورد سه طایفه تركمن یعنی تكه، یموت و گوكلان آمده است در مورد سایر طوایف تركمن فقط به معرفی و توضیحی مختصر اكتفا می كنیم. تركمنهای یموت: یموتها از قبایل قدیمی و پرجمعیت تركمن است و آنها نیز به مانند تكه ها از طوایف نیرومند و شجاع تركمن هستند كه در مصاف جنگ با ایرانیان و تزارهای وحشی شجاعت و نیرومندی خود را بارها به ثبوت رسانیدند. یموتها كثیرالعده و شدیداً پراكنده شده‌اند و ساكن مناطق استرآباد تا كراسنوودسك (قزل سو) سواحل شرقی دریای خزر و اطراف خیوه بودند. در گرگان نامه مسیح ذبیحی در مورد معرفی تركمنها مطالب ارزنده ای آمده است كه مختصراً می‌آوریم. ««در معرفی تركمنها ‌ ابتدا به آنهایی اشاره خواهیم نمود كه بیشتر در اطراف مشرق سكنی داشته و با روسها بیشتر مربوط بوده و معروفتر از دیگران هستند. نزدیك دریای خزر مابین رودخانه های اترك و گرگان تراكمه قره چوقا كه اصلاً یموت هستند سكنی دارند و همچنین تراكمه بایرام شالی است كه قسمت بیشتر آن در خیوق هستند و حال آنكه به همه جهت به قدر هزار خانواده از تراكمة قراچوقا در خیوق می باشند. تراكمه قراچوقا كه در نزدیكی دریای خزر زندگی می نمایند به دو قسمت تقسیم می شوند: یك قسمت آن شریف جعفربای می باشد كه به قدر هشت هزار خانواده در ساحل دریای خزر زندگی می كنند. قسمت دیگر كه موسوم به آق آتابای یا چونی است به قدر هفت هزار خانواده است كه پهلو بلكه قدری بیشتر در طرف مشرق زندگی می‌كنند. در میان عامه یموت این دو اسم مشهور مقبول است و نژاد شرف و از شرف و چونی از چونی سخت عار می‌كشند و حمایت دارند واتفاق و اتحاد ایشان در واقع سخت و موجب بسی حیرت است كه در حقیقت جزو اخلاق آنهاست. هر خصومت و رنجشی كه درمیان آنها حاصل می شود رنجش و خصومت ایلیت است همین كه پای غیر به میان آمده تمام با هم متفق می شوند در میانة یموت نجبارا «ایگ» و نانجیب را «قول» می‌نامند. ایگ آنهایی هستند كه پدرو مادرشان یموتی است. قول آنهائی هستند كه پدرشان یموت و مادرشان از ولایت است. سرزمین یموت محدود است از شمال به اترك، از مغرب به دریای خزر از جنوب به دهات اتك استرآباد یعنی بلوكات سدن رستاق، استراباد رستاق، كتول، فندرسك و سنگر، همه جا كنار جنگل علامت مرزی است و دشت پهناور ماوراء آن زیر تسلط تركمن ها است. و از طرف مشرق به هرهر و یاس تپه و یك باریكه خاك بی طرفی كه بین اقامتگاههای یموت و گوگلان واقع است. نام ایل یموت ماخوذ از اسم یموت پسر اغوزجك است. یموت صاحب دو پسر به نامهای «اوتلی تمور» و «قوتلی تمور» بوده است، اتلی تمور جد عشایر یموت خیوه و قتلی تمور جد مردم یموت ساكن در ایران هستند. یموتها در ایام چنگیزخان و تیمورلنگ اراضی فعلی را كه در دست دارند بدست آورده سكنی گرفتند... . موقعی كه خاندان اتابكان حكمرانی می كردند یموت ها در منطقه شمال وشمال شرق ایران فعالیتهای زیادی در تركمن كردن منطقه داشتند. محل استقرار اولیة یموت عبارتند از: خوجه نفس، كمش تپه، خلیج حسنقلی، چله كن (چهاركن)، چكیشلر، اترك. ییت می‌نویسد: «یموت ها ظاهراً مردمی با ایمان و نسبت به معتقدات خود پای بند بودند، حتی خان های همراه ما نیز چندمرتبه در روز نماز خود را بجای می آوردند». اعتقاد كاملی به كلام ا.. مجید دارند. و در شهر صیام هرگاه مسافرت كنند تا آن مسافرت از ضروریات اسلامی نباشد روزه نمی‌خورند. به مشایخ و قضات و خوجه و صوفی خیلی احترام می‌كنند و نذورات برای آنها می برند. بعد از قتل عام یموتهای خیوه توسط روسها در سال 1873، مقاومت آنها در برابر فشار مداوم روس و ایران در هم شكست. قسمتی از یموتها تسلیم روس و قسمتی دیگر تسلیم ایران شدند. در گرگان نامه آمده است «بزرگتر و متمول‌تر و متمدن ترین تمام طوایف یموت اول طایفه جعفربای و ثانیاً طایفه آتابای است. ولی هیچ طایفه به تمول و تمدن جعفربای نمی‌رسد» و عده یموت‌ها تقریباً هفت هزار خانوار است، كه یك سوم صحرانشین اند و بقیه اقامتگاه ثابت دارند، جعفربای ها ملاح و ماهیگر و تجار قبیله اند و وضع كارشان از همه بهتر است. بعد از آنها آتابای داز و دوجی و یلقی قرار دارند. پست‌تر از همه چارواهای بیابانی و سركش و فقیر تیره های قان یوخمز وایگدر می‌باشند، كه فقط معاش روزانه را در چادرهای خود موجود دارند تیره داز به افسانه‌هایی اعتقاد دارند كه به موجب آن ایشان از بازماندگان خاندان پادشاهی هستند. همسایگان آنها نیز ایشان را ارجمندترین تیره قبیله یموت می‌شمارند قبیله های یموت از حدود غربی به مشرق به ترتیب ذیل مقیم هستند. جعفربای، آتابای، یلقی، داز، دوجی، بكه، بهلكه، بدراق، ایمیر، كوچك، سلاخ، قجق، قان یوخمز و ایگدیر. تراكمه جعفربای چون در سواحل سكنی دارند سابقاً اسباب واهمة ایرانیانی بوده اند كه در سواحل دریای خزر سكنی دارند و ایرانیها آنها را سارقین دریا و اشرار می پنداشتند. تركمنهای گوگلان: گوگلان اسمی است با مسمی، زیرا كه گوگلان مشتق از دو كلمة گوك ولان و گوك به تركی سبزولان به معنی جایگاه است. قبیلة گوكلان سرزمین محدودی را در مصب گرگان رود در اشغال دارند. منطقه آنا از یاس‌تپه در ساحل جنوبی رودخانه در مغرب تا سرچشمة گرگان رود در یلی چشمه و دهنة گرگان رود در تنگراه و یا تخمیناً از طول جغرافیایی 55 تا 56 درجة‌ شرقی می‌باشد. شهرهایی كه اراضی گوگلان را در جلگه گرگان مشروب می سازند، عبارتند از: آب حاجی لر، كچه قره شور كه از قلعه كافه و دوزین جاری می شوند و آب بانیل از وامنان وآب چقربیگدلی از دهنه فارسیان و فیرنگ و آب اوبه خالّی خان از دهنه تنگراه. مردم گوگلان افرادی كشاورز و در عادات خود مانند بادیه نشین ها نیستند. اینان در همان چادرهای نمدی تركمن زندگی می كردند، اما دیر و بندرت اوبه یا محل سكونت خود را عوض می كردند و در نتیجه محلی كه آنها در آن بسر می بردند بسیار كثیف و نامناسب می نمود. با روسیه تجارت گاو و گوسفند و پارچه ابریشمی دارند و درخت توت پرورش می دهند و كرم ابریشم تربیت می كنند و قدری نیز تریاك می كارند و به استعمال آن نیز سخت معتادند. مصنوعات ایشان فقط نمد و فرشهای زبر و مقداری پارچه ابریشمی است. مردمش مطیع‌تر از یموت و در خط رعیتی و زراعت طرف نسبت با یموت نیستند. آرمینیوس وامبری درباره گوگلانها می نویسد: اگر بخواهم از روی وضعیتی كه داشتند و مناسباتی كه بین آنها و همسایگانشان برقرار بود قضاوت نمایم باید آنها را پدیده صلح‌جوترین و متمدن‌ترین تركمنها نگاه كنم و به همین عنوان معرفی نمایم. غالب آنها از روی میل به امر زراعت مشغول هستند و خود را تابع ایران می دانند. بهرحال اراضی گوكلان حاصلخیز و قابل، هوایش سلامت و نسبت به هوای یموت ییلاق و دارای چشمه سارهای زیادی است. و یكی از زیباترین مناطق شمال خراسان است. ولی بواسطه كمی جمعیت فرسخ ها از اراضی ایشان عاطل و بی حاصل مانده است. كلنل ییت كه سفری به میان گوكلان ها داشته و آنها را از نزدیك مشاهده كرده است می نویسد: ‹‹به نظر می‌رسید كه آنها تیره‌های بسیار متفاوتی از تكه ها، ارساری ها و سایر تركمن های دیگری كه تا آن موقع دیده بودم باشند بعضی از آنها بور و تعدادی نیز زرد پریده رنگ بودند و در مقایسه با تكه‌ها و ساریك‌ها ریش‌های پرتری داشتند آنها اسبهای بهتری را سوار بودند و كلاههایی از پوست بره، تقریباً بزرگتر و پهن تر از كلاههای عادی بر سرداشتند. درون آلاچیق‌های آنها نیز وضع خوبی نداشت، از قالیهای زیبایی كه تكه‌ها و ساریك‌ها بر كف چادر فرش می كنند و یا كیف هایی كه بر دیوار می آویزند، خبری نبود، علت این امر، فقر یا نداری آنها نبود، چون وضع خوبی داشتند بعضی از سران آنها ثروت زیادی داشتند، از جمله سبحان قلی‌خان رئیس ابه‌های شغال تپه» بلكه علت آن این است كه گوكلان ها مانند طایفه های دیگر هنر قالیبافی و كیف بافی و ... را نداشتند و تنها هنر آنها در زمینه صنایع دستی نمدبافی می باشد ونیز آنها همواره ساده زندگی می كردند وبه بكار بردن اشیاء قیمتی در منازل خود اشتیاق نداشتند. گوكلان ها پیش از طوایف دیگر تركمن مطیع ایرانیان شدند زیرا ««آنان در سرزمینی كه به سر میبردند به علت حملات پی در پی ایرانیان زندگی آرامی نداشتند و پیش از آنكه ایران آنها را تسلیم خود كند مورد تهاجم آقامحمدخان (پادشاه ایران) و محمد امین خان (حاكم خیوه) قرار گرفتند و تاحدود زیادی نابود شده بودند. بدین طریق آنها چاره ای جز تسلیم شدن به شاه ایران در اوائل دهة 1840 نداشتند»».

پربازدیدها

پربحث‌ها