دوشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
آشنایی با ایل بویراحمد
آشنایی با ایل بویراحمد بویراحمد بزرگ‌ترین ایل در استان کهگیلویه و بویراحمد است که پیرامون نیمی از جمعیت این ناحیه را تشکیل می‌دهد. ایل بویر احمد در سرزمینی به‌ وسعت گمانه زده ٦٥ هزار کیلومتر مربع یعنی پیرامون ۴۲ درصد مساحت کل منطقه پراکنده هستند. بزرگترین قبیله ایل بویراحمد تامرادی است، جمعیت این ایل حدود ۲۰۰ هزار نفر می‌باشد. بخشی از قبیله تامرادی در خوزستان نیز زندگی می کنند. منطقه مزبور از دید جغرافیائی به دو بخش جدای از هم ازهم، قشلاق و ییلاق بخش می‌شود. حدود ۱۷۰ سال پیش، ایل بویراحمد که پر توان‌ترین ایلات بود، رئیس ایل، ایلخانان بویراحمد بخش‌هائی از سرزمینهای پشتکوه، هم‌چنین بخش‌هائی از بلاد شاهپور، تِل خسرو و رِوِن را در تصرف داشت. اکنون از دید بخشهای سیاسی، سرزمین بویراحمد کهگیلویه از سه بخش مجزاء از هم بخش می‌شود که گروه‌هایی از ایل بزرگ بویراحمدی در آن زندگی می‌کنند. به اذعان تاریخ گزیده حمدالله مستوفی یکی از طوایف قوم لر جاکی است و یکی از طوایف کوچنده ازجبل السماق شام (کردستان سوریه) می باشد که همراه با طوایفی از قبیل مماسنی، کمانکشی، لیراوی، بختیاری و ۲۰ طایفه دیگر در زمان عباسیان پای به سرزمین سرزمین شولان نهادند. بر اساس آخرین تقسیم بندی قومی کهگیلویه مشتمل بر اقوام سه گانه چهاربنیجه آغاجاری و باوی بوده. همچنین جاکی خود مشتمل دو قوم چهار بنیچه و لیراوی بوده. بویراحمد یکی از اقوام چهارگانه چهاربنیچه شامل (بویراحمد و چرام و نویی و دشمن زیاری) است. و لیراوی خود شامل لیراوی کوه و لیراوی دشت می باشد. آخرین کلانتر چهاربنیچه کریم خان بهادرالسلطنه بویراحمدی بود و در اواخر قاجار توسط برخی از سران قبایل و اقوام خود در محلی به نام نعل اشکنان بویراحمد به قتل رسید. سرزمین بویراحمد دارای دو ناحیه سردسیری و گرمسیری است. ناحیه گرمسیری را بویراحمد گرمسیر و ناحیه سرحدی را بویراحمد سردسیر می گویند. کلانتری و ضابطی این نواحی در اختیار خاندان کی ملک بوده است. بر اساس مدارک موجود کی ملک سرپرستی بویراحمدی ها را بر عهده داشته اند. کی ملک اول به نام ملکشاه بویراحمدی در قبل از سلطنت شاهان صفوی می زیسته است. در زمان محمدطاهرخان بویراحمدی کلانتری ناحیه سردسیری و گرمسیری از هم جدا گشته و بین فرزندان وی تقسیم گردید. از نظر تقسیمات سیاسی و اقلیمی بویراحمد سردسیر دارای دو ناحیه علیا و سفلی است که بعد از قتل کریم خان بهادرالسلطنه ضابطی این دو منطقه از همدیگر منفک گردید. بویراحمد علیا در قیومت فرزندان کریم خان و بویراحمد سفلی تحت کنترل فرزندان شکرالله خان ضرغام الدوله (پسر عموی کریم خان) قرار گرفت. ایل نویی نیز تا اواسط عهد قاجار مقتدرترین ایل کهگیلویه بوده و حدود یک و نیم قرن پیش به سرنوشت ایل برایی دچار شده و مضمحل گشته و طوایف آن ضمیمه سایر ایلات از جمله بویراحمد و دشمن زیاری گردید. ایل نویی در زمان محمد شفیع خان نویی از تیره محمود شاهی در زمان خود در اوج اقتدار بوده است. بویراحمد کنونی دارای مردمانی لر زبان و نژادی مختلط از اقوام کوچنده و بومی است. نام بویراحمد مترادف با دنا است. قله ای رفیع که به صورت طولی از شرق به غرب بر فراز بویراحمد سردسیر امتداد دارد. مردم بویراحمد در قدیم دارای دو نوع زندگی یکجا نشینی و عمدتاً عشایری بودند و قسمت هایی از خاک ممسنی باوی و کهگیلویه را بعنوان قشلاق تاکنون در تصرف خود دارند. وسعت ییلاق و قشلاق این مردم از دنا تا حوالی بهبهان و کهگیلویه گچساران و ممسنی گسترده می شود. بیشترین گستره کوچ مربوط به ایل تیرتاجی (نگین تاجی) است. اردشیری و عباسی از زمان سابق تاکنون دو گروه نژادی وجود داشته که بویراحمد را به دو نژاد عباسی و اردشیری تقسیم کرده است. قبل از اسلام شبانکارگان و شولان از ساکنان باستانی بویراحمد بوده اند. حضورشبانکارگان به عنوان اسپهبدان پارس در صحرای رون تا سال ٤٣٠ قمری در منابع قابل تشخیص است. تا شکل گیری اتابکان لر شبانکارگان در منطقه حضور داشته اند. همچنین تا اوایل صفویه شواهدی از حضور آنان در منطقه وجود دارد. بعضی دیگر از طوایف مانند تیرتاجی (نگین تاجی) و آقایی و سادات و ... دارای نژادی متمایز هستند. شاید نگین تاجی ها بیشترین سابقه زندگی در این زیست بوم را داشته باشند. کوچی دیگر کوچ های دائمی دیگری توسط بویراحمدی ها صورت گرفته که مهمترین دلایل آن ازدیاد جمعیت، کمبود زمین و مرتع، نزاعهای محلی و تبعید بوده است. مردم بویراحمد از دیرباز مهاجرت هایی به سرزمین های دیگر انجام داده اند. ملا فریدون لر هزار خانوار از کهگیلویه و بویراحمد را در سال ۱۰۷۰ هجری قمری به نواحی فال و اسیر در اطراف لارستان کوچ داد و به مناسبت ازدیاد گله و رمه و حشمی که داشتند محل سکونتشان به گله دار معروف گردید. و پس از مدتی به ساختن خانه های خشت و گلی و برج و بارو اقدام نموده و حکومت منطقه فال و اسیر را به عهده گرفتند. کلانتری منطقه بعد از ملا فریدون به پسرش ملا شکراله گله داری و سپس به فریدون خان مقارن سالهای ١١٤٠ تا ١١٧٠ قمری رسید. یکی دیگر از خوانین گله دار محمدطاهر خان است که در سال ١٢٩٤ به دلیل سرپیچی از حکومت مرکزی توسط معتمدالدوله حاکم قجری فارس دستگیر و در شیراز به دار آویخته شد. عده ای از جلیل ها و تامرادیها در دوران زند به لردگان و خلف آباد رامهرمز تبعید شده و به مرور جمعیت آنها رو به فزونی گذاشت و هم اکنون در آنجا نشیمن دائم اختیار کرده اند. تیره ها و طوایف مختلفی از بویراحمد و کهگیلویه در ایل قشقایی به سر می برند.

پربازدیدها

پربحث‌ها