آداب و رسوم استان کهگیلویه و بویراحمد
استان کهگیلویه وبویراحمد با برخورداری از جاذبه های طبیعی بکر و آداب و رسوم قومی و قبیله ای در فصول مختلف سال از میهمانان و گردشگران اقصی نقاط کشور پذیرایی می کند.
نام بویراحمد برگرفته از ایل بویراحمد است که از سال ١٣٤٤ و پس از قیام عشایر جنوب از جمله ایل بویراحمد و جنگ مشهور گجستان، مترادف کهگیلویه گشت و یک منطقه مستقل تحت عنوان «کهگیلویه و بویراحمد» بنیاد شد.
مركز شهرستان بویراحمد شهر نوپا و زیبای یاسوج (پایتخت طبیعت ایران ) است كه در كنار رودخانه بشار در آغوش تپههای متعدد و با ارتفاع ١٨٧٠ متری از سطح دریا قرار گرفته. این شهر که در سال ١٣٤٤ فقط دارای یک خیابان اصلی بود، امروزه از گسترش و توسعه زیادی برخوردار است.
زبان و گویش
گویش مردم در این استان به لرى بویراحمدى معروف است که با تفاوت آوایى جزئى در سراسر استان وسیله تکلم مشترک آنهاست. این گویش از گروه زبانهاى ایرانى جنوب غربى مىباشد. ساخت دستورى و واژگانى گویش لرى و فارسى نشان مىدهد که هر دو از فارسى میانه ساسانى که خود دنباله فارسى باستان مىباشد، انشعاب یافته است. گویش لرى در این استان با فارسى نو پیوند نزدیک دارد، در عین حال داراى تحولات آوائى مخصوص خود مىباشد. گویش لرى در این استان به سه نوع تقسیم مىشود که عبارتند از:
۱ـ گویش طبیعى بهمئى
در این گویش کشش کلمات آشکار است و تأکید کلمات بر حروف گاف، واو و ى زیاد مىباشد. مانند: گو او خوى؟ به معناى برادر آب مىخواهى؟
۲ـ گویش بویراحمدى
در این گویش کلمات آهنگین و با شتاب و مختصر بیان مىشود. حرف دال به ندرت تلفظ مىشود، مگر در اول کلمه واقع گردد و حرف جیم به تلفظ شین درمىآید. مانند: پشتن ده و کمرم. یعنى سوگند به پنج تن.
۳ـ گویش چرامى و بابوئى
این گویش با زبان پارسى امروز نزدیکى خاص دارد و تأکید بر حروف خ، ر، ق زیاد است و تلفظ حرف ح در کلمات آشکار نیست و دال واضح و صریح هم به تلفظ نمىآید. مانند: حقیقتشه بخى راس ایگه. یعنى حقیقتش را بخواهى راست مىگوید.
ادبیات قومی
شهرهای حماسی مهم در ایلات قدیم وجود داشت و شاعران درباره جنگ هایی که میان طوایف روی می داد، اشعاری می سرودند که پس از مرگ یا کشته شدن دلیران ایلی و یا در حیات آنان، افراد محلی که دارای صوتی نیکو و آوازی رسا بودند آنها را می خواندند. در میان مردم کهگیلویه و بویراحمد اشعار حماسی شاهنامه فردوسی از جایگاه خاصی برخوردار است و افراد شاهنامه خوان تمامی ابیات و صحنه های نبرد را از حفظ می خوانند. به نظر می رسد زندگی عشایری همواره با همهسختی های آن و تلاش افراد باسواد برای حفظ هویت ملی از مهم ترین انگیزه های قومی برای حفظ ادبیات شفاهی در قالب اشعار شاهنامه به صورت شفاهی و شنیداری بوده است. زیرا بسیاری از شاهنامه خوانان کنونی فاقد سواد خواندن و نوشتن هستند. از دیگر ادب شفاهی در استان باید از تک بیتی ها و یا دو بیتی ها یاد کرد. از دیگر جلوه های فرهنگ شفاهی، قصه ها و ضرب المثل هاست.
ضرب المثل ها
ضرب المثل ها جملات عامیانه ای هستند که در درون خود رویدادهای تاریخی، تجارب، هنجارها و ارزش های جامعه را در بر می گیرند و به طور غیر مستقیم مطالب آموزنده ای را به مخاطبان خود انتقال می دهند. ضرب المثل ها جملاتی کوتاه اند که با کنایه و طنز آمیخته اند. در زیر به نمونه ای از این ضرب المثل ها اشاره می شود.
• عَجَلَ کار شیطون: عجله کار شیطان است.
• هر کوری جلو پاش بهتر ایبینه: هر فرد نابینایی جلوی پایش را بهتر از دیگران می بیند.
• در تُونَه ای گُم تو دیوار تو گوش بگر: به در اشاره می کنم دیوار تو بشنو. کنایه برای اشخاص دیر فهم است.
• گدا اَریشش سهیه امّا تُربَش پره: گدا اگر رویش سیاه است، امّا توبره اش پر است. در مورد قانع بودن به کار می رود.
• هر کس سی هر کس چَه واکَند خُش ای یَفته مِن چَه: هر کس برای کسی چاه بکند خودش در چاه می افتد.
• دِرو وَ دیر ای شِله : دروغ از دور می لنگد. در مورد رسوایی و آشکاری دروغ استفاده می شود.
• سُوار غم پیاده نی خَرَه: سوار به فکر پیاده نیست.
• تو کَه شُوم نداری سی چه مِهمون ایِ گری: تو که شام نداری چرا مهمان می گیری. کنایه در مورد افراد پر ادعا است.
• مَی کَلا نه کلایه: مگر کلاغ نه کلاغ است. کنایه در مورد شاخ و برگ دادن و پرحرفی کردن.
• دندون درد درمونش کشیدنه: دندانی که درد می کند، درمانش کشیدن است.در مورد دست شستن از کاری که دیگر ثمری ندارد.
لالایی ها
لالایی ها بخشی از ادبیات شفاهی هستند که هم مفهوم زیبایی دارند و هم آهنگ آنها دل نشین و روح نواز است که مادران مهربان و دلسوز برای کودکانشان در گهواره زمزمه می کنند. لالایی ها در گذشته از اعتبار و ارزش بسیار بالایی برخوردار بودند و هرگاه کودکی با گریه های خود اظهار بی تابی می کرد، مادر دلسوز در کنار گهواره ها و می نشست و با سر دادن ترانه های لالایی،کودک دلبند خود را به آرامش دعوت می کرد.
دین
دین یکی از عوامل مهم همبستگی جامعه است. در این استان اعتقادات مذهبی عنصر جدا نشدنی از زندگی اجتماعی و فردی مردم است؛ به طوری که بدون در نظر گرفتن عنصر مذهب تعریف و تبیین فرهنگ این مردم و زندگی جمعی آنان تقریباً غیر ممکن است. به هر حال رفتار دینی مردم استان در گرامی داشت اعیاد اسلامی، عزاداری سالار شهیدان (ع) تکیه اساسی بر حرمت ویژه روزهای وفات ائمه، نامگذاری فرزندان خود به نام بزرگان دین و ائمه اطهار (ع) همه نشانگر عمق تعصب و ارادت خاص این مردم به اسلام و شعائر و آئین ها و دستورات آن است.
اعتقادات و باورها
زندگی اجتماعی در هر جامعه ای آمیخته به باورهای عمیقی است که به زندگی مردم جهت می دهد. از قدیم الایام تاکنون مردم استان دارای باورهای خاص خود بوده اند و به آن عمیقاً اعتقاد داشته اند و هنوز هم به بسیاری از آنها عمل می کنند.
آب ریختن پشت سر مسافر: به اعتقاد زنان کسی که به سفر می رود، برای تسریع در بازگشت او باید پشت سرش آب پاشید و همین طور می گویند اگر در کفش مسافر مقداری جو، بدون اینکه مسافر بفهمد پنهان کنند، او زود به خانه برمی گردد.