ویژگیهای جمعیتی استان کهگیلویه و بویراحمد
شناخت ویژگی های جمعیت در هر سطح کشور (استان، شهرستان و ...) به عنوان یکی از ابزارهای مهم در امر برنامه ریزی های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و ... محسوب می گردد.
در این نوشته با ویژگی های جمعیتی استان کهگیلویه و بویر احمد آشنا می شویم.
دانستن این که ساکنان قدیم کهگیلویه و بویراحمد، یکجانشین (روستایی و شهری) یا چادرنشین و یا این که صورتی از کوچروی و یکجانشینی بین آنها رایج بوده است، کار آسانی نیست. در این مورد نظریات گوناگونی وجود دارد. بعضی عقیده دارند که مردم این سرزمین در سالهای قبل از ظهور اسلام و مدتها بعد از آن دارای زندگی شهری، روستایی و عشایری بودند و به مرور زمان مراکز شهری و روستایی ویران شده و مردم ناگزیر به ییلاق و قشلاق پرداختند. البته وجود آثار شهرهای قدیمی مانند دهدشت، خونگاه، میمند، شاه بهرام، زیزی، حاجی قلندر، تنگ ملغان، سیسخت (غیر از سیسخت فعلی، کریک (نزدیک روستای کریک)، گچ خبس (اهالی آن را گچ عوض تلفظ میکنند)، ارّگان، خیرآباد و ... این نظریه را تأیید میکند به علاوه نویسندگان ارمنی، رومی، یونانی، یهودی و اسلامی، ساکنان این سرزمین را تحت عنوان مردمی که در کوه و دشت زندگی میکردهاند نام برده و نوشتهاند: «آن بخش از اهالی که در دشتها ساکن بودند، هرگاه از جانب دشمنان مورد حمله قرار میگرفتند، از محل سکونت خود عقبنشینی کرده و به خویشان خود که ساکن کوهستانها و کوچرو بودند میپیوستند». خانم لمبتون مینویسد: «ظاهراً بیشتر لران تا زمان تیموریان ساکن بودند و فقط هم در ایران مقام نداشتند». وی میافزاید «تقریباً محرز است که افول یکجانشینی در ایران، نه بر اثر حمله اعراب و نه در پی هجوم سلجوقیان بلکه بر اثر ایلغار مغول رخ داده است.» بنابراین میتوان گفت که سرزمین کهگیلویه و بویراحمد به جهت شرایط طبیعی خاص خود، همواره از دو بخش یکجانشین و کوچرو تشکیل میشده که با توجه به شرایط مختلف، نسبت این دو شیوه زیست دستخوش تغییرات بوده است. برای نمونه میتوان به احداث شهر تل خسرو، طی سالهای ١٣١١ تا ١٣٢٠ خورشیدی و تخریب آن در مدتی کوتاهتر از یک سال اشاره نمود.
کاسیان (=کاسر، اوکسی، کاسو)؛ ساکنان اولیه کهگیلویه، قومی بودند از تیره آسیانیک (اقوام اولیه آسیای غربی که نه از نژاد سامی هستند و نه آریایی). آنها در عهد باستان در بخش مرکزی زاگرس و در کوهستانهای بختیاری و کهگیلویه میزیستند و تاریخ آنها به قبل از مادها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان میرسد. آنها مملکت بابل را تصرف کردند و از سال ١٧٦٠ تا ١١٨٥ قبل از میلاد حاکمیت خود را حفظ نمودند اما سرانجام عیلامیها آنان را از پای درآوردند. پس از تسلط خارجیها بر عیلامیان، کوهنشینان که شامل ساکنان کهگیلویه میباشند، مستقل شدند. آنها زندگی ملوکالطوایفی داشتند. اولین پادشاه این قوم «کانداش» یا «کاندیش» نام داشت و سی و پنجمین پادشاه ایشان به دست پادشاه عیلام به نام «شوتروک ناخونتی» یا «کویتر ناخونته» کشته شد. در دوره آشوریان و هخامنشیان، آنها دارای استقلال کامل بودند. آنها در زمان هخامنشیان همه ساله انعام و هدایایی دریافت میکردند تا راهها را امن نگاه دارند. با آن که اسکندر مقدونی با ایشان جنگید و مغلوبشان کرد اما بعد از وی نیز همچنان خودمختاری خود را حفظ کردند.
نام این قوم در منابع مختلف به اشکال گوناگونی ثبت شده است. مینورسکی، «کاسو» را «کاستی» نیز نوشته است و سبکتکین سالور این کلمه را «کاسر، کاسی، اوکسی، کوسی، کاشو» ثبت کرده و میافزاید: «مأخذهای قدیم درباره این قوم نارسا و گیجکننده است و نمیتوان زیاد به آنها اعتماد کرد. مثلاً این مآخذ کاسو، کوسی، اوکسی و کاشو را جدای از یکدیگر و به عنوان قبایل مختلف ذکر میکنند در حالی که به نظر میرسد اینها یک قوم بزرگ بودند». حسن پیرنیا که نام این قوم را کاسی، کاسو، کوسی نوشته، میافزاید این مردم را، مردمان همجوار آنها و مورخین عهد قدیم چنین نامیدهاند: «عیلامیها آن را کوسسی، آسوریها کششو، هرودت کیسّی، سایر مورخین کوسسای». پیرنیا ادامه میدهد که کاسیها یا کاسیتها اروپایی شده «کشو» میباشد.
درباره این که همه این اسامی مربوط به یک قوم میشود تردیدی وجود ندارد. حال باید دید که قوم اکسی با قوم مذکور که در منابع و مآخذ مختلف به صورت گوناگون ثبت گردیده است چه رابطهای دارد و آیا ممکن است «اوکسی» هم صورت دیگری از نام آن قوم باشد. چیزی که این گمان را تقویت میکند این است که واقعهای را که در عهد باستان اتفاق افتاده است، گاهی به این و گاهی به آن نسبت دادهاند و توجه نکردهاند که اگر این دو اسم یعنی «کوسی» و «اوکسی» مربوط به دو قوم جداگانه با دو سرزمین مجرا بوده باشند، نمیتوان واقعهای را که در یک زمان و مکان واحد صورت گرفته به دو قوم و دو مکان نسبت داد مگر این که بپذیریم هر دو قوم دارای سرزمین مشترک بودهاند.
درباره مسکن اولیه این قوم نیز نظریات گوناگونی ارائه شده است. از نوشتههای پیشینیان چنین نتیجهگیری میشود که این مردم از اطراف قفقازیه به ایران آمده بودند و مدتها قبل از مادها، چندی در شمال ایران در حوالی دریای خزر سکنی گزیده و بعد به جنوب رفته، بین کردستان و خوزستان مستقر شدهاند.
در حال حاضر درصد بالایی از جمعیت این استان را مردمانی از قوم لر تشكیل میدهند.
براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ١٣٩٠ جمعیت این استان ٦٥٨٦٢٩ نفر بوده است.


