مختصری از تاریخچه ایل بزرگ زنگنه
ایل زنگنه کهن سال ترین تشکیلات ایل ایرانی است، که ریشه در حماسه و تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم دوانیده و در تمامی دوران تاریخ این سرزمین راه سربلندی و صیانت و استقلال ایران قد برافراشته و از خود سایه روشن بر جای گذاشته اند.
زیستگاه ایل، مهاجرت ایل، زنگه، صیانت زنگنه
نوشته ی زیر در محور آداب و رسوم، ارزشها و اصالت های فرهنگی و اجتماعی ایل زنگنه است، که تلاش شده تا پیشینه ایل بزرگ زنگنه را از گذشته تا به حال مورد بررسی قرار دهد.
زیستگاه ایل زنگنه و ایلات و طوایف وابسته به آن را باید در ماورای مرزهای کنونی و در سرزمین ایران بزرگ جستجو کرد. مناطق کوچ این ایل بیشتر در اطراف شمال عراق کنونی و ایالت اربیل و از جنوب شرقی به بدره و از جنوب غربی به حلبچه و خانقین و از غرب به تکریت و سامرا و بغداد محدود است و توسط شاه اسماعیل صفوی " ۹۰۵ تا ۹۳۰ هجری قمری " به زیستگاه کنونی در منطقه کرمانشاهان و همدان کوچیدند.
صاحب تذکره الملوک ایل زنگنه را در مجموعه اى مرکب از ایلات کرد و لر نام مى برد. بسیارى از نویسندگان معاصر و از جمله جناب آقای دکتر کلیم الله توحدی نیز در کرد بودن زنگنه تردید نکرده اند. با توجه به قراین و شواهد موجود، کرد بودن ایل زنگنه قطعى است.
درباره ی وجه تسمیه ی زنگنه اقوال گوناگون نقل شده است. برخى منابع این نام را برگرفته از نام مکانى مى دانند که این ایل در آن جا مى زیستند. برخى نام زنگنه را بر گرفته از زنگه، شخصیت افسانه اى در حماسه ملى ایران پسر شاور یا شاپور و از پهلوانان معاصر کیکاوس و کیخسرو مى دانند. زنگنه ها خود را بازمانده (زنگه) به شمار می آورند. همه منابع مربوط متفق القولند که ایل زنگنه به منظور یارى پادشاهان صفوى از منطقه اصلى خود کوچیده و در منطقه جدیدى سکنى گزیده اند. آن ها شاه اسماعیل اول را در جنگ هایش یارى داده اند. زمان مهاجرت زنگنه به داخل قلمرو ایران دقیقا مشخص نیست. اکثر منابع گواه آن است که مهاجرت زنگنه همزمان با تشکیل دولت صفوى توسط اسماعیل اول بوده است.
افراد این ایل بزرگ در زمان اسماعیل اول سیادت وى را پذیرفتند و تحت فرمان وى درآمدند و نزد وى به مقامات بالا رسیدند. ایل زنگنه در رکاب شاه اسماعیل در جنگ هاى متعدد وى شرکت کرد. در زمان شاه تهماسب اول نیز چندتن از سرداران کرد به فرماندهى اسماعیل میرزا با عثمانى ها جنگیدند. ایل زنگنه هم چنین در زمان سلطان محمدشاه در جنگ هاى ایران و عثمانى در قراباغ با عثمانى ها نبرد کرد.
در زمان شاه عباس اول افراد ایل زنگنه در حکومت و سپاه داراى موقعیتى بودند، یکى از این افراد على بالى زنگنه بود که شاه عباس او را نزد الله وردى خان فرستاد تا احکام شاه عباس را مبنى بر فتح بغداد به او برساند. در زمان شاه عباس اول به هنگام عزیمت وى به منظور سرکوبى ملوخان اردلان و تسخیر کردستان على بالى بیگ زنگنه که سابق جلودار مخصوص شاه عباس بود واسطه ایجاد صلح بین شاه عباس و ملوخان شد. ملوخان تحت تاثیر سخنان على بالى بیک، تسلیم شاه عباس شد و خلعت گرفت. بعدها در زمان خان احمد خان اردلان پسر ملوخان مجددا ماموریت کردستان یافت، چرا که خان احمدخان به دولت عثمانى پناهنده شده بود و از عثمانی ها کمک دریافت مى کرد تا بتواند کردستان را مجدداً تصرف کند. على بالى بیک هم چنین مدتى در زمان شاه عباس اول، امیر خراسان بود. على بالى بیک در سال ١٠٢٨ هجری قمری از مقام جلودارى به منصب امیرآخورباشى ارتقا یافت. تا سال ١٠٤٧ هجری قمری در این مقام باقى ماند و در این سال منصب مزبور به پسرش شیخعلى خان زنگنه انتقال یافت. اما پیش تر از شیخ برادرش شاهرخ سلطان در سال ١٠٤٤ هجری قمری به مقام امیر آخور باشی منصوب شده بود. در سال ١٠٤٧ هجری قمری شیخعلى خان به جاى برادرش به مقام امیرآخورباشى رسید. و شاهرخ سلطان ضمن اینکه امارت ایل زنگنه را به دست گرفته بود، به حکومت سنقر، هرسین، کرمانشاه، بیستون و کلهر منصوب شد.
شاهرخ سلطان در نهم جمادى الاولى ١٠٤٩ هجری قمری در گذشت و به جایش شیخعلى خان به امارت زنگنه منصوب گردید. در زمان شاه عباس دوم افراد خاندان زنگنه هم چنان راه ترقى را پیمودند. در این میان نجفقلى خان به عنوان فرمانده بخشى از سپاه در مرزهاى شرقى ایران خوش درخشید. نجفقلى بیک در زمان شاه عباس دوم با وجود آن که شروع خوبى داشت و پیوسته مورد لطف شاه بود، اما سرانجام مغضوب شاه واقع شد و از دستگاه حکومت طرد گردید. اما با جلوس شاه سلیمان دوباره مورد لطف دربار قرار گرفت.
از سال ١٠٦٤ هجری قمری به بعد شیخعلى خان، خان قبیله کلهر و تیولدار سنقر و کرمانشاه شد. آبادانى کرمانشاه عمدتاً توسط شیخعلى خان صورت گرفت. روى هم رفته باید گفت که ایل زنگنه در دوره ی شاه عباس روز به روز بر اهمیت خود افزود و مناصب نسبتاً والایى به دست آورد و مسیرى را که از زمان اسماعیل اول در آن گام نهاده بود با سرعت بیش تر طى کرد و به مقصد نهایى، که رسیدن به قدرتمندترین منصب بعد از منصب شاه باشد، نزدیک شد. در زمان شاه سلیمان و به ویژه پس از رسیدن شیخعلى خان به وزارت اعظمى، ایل زنگنه بسیار قدرتمند شد و کارگزاران بسیارى از ولایات از ایل زنگنه تعیین شدند.
یکی از بزرگ ترین طوایف شهرستان خواف با حدود دو هزار و پانصد خانوار جمعیت، ایل زنگنه می باشد. که به گفته برخی از مورخین مهاجرت ایل زنگنه به ولایت خواف در سه مرحله بوده است.
گروه اول زنگنه ها در دوران صفویه از کرمانشاه به خواف مهاجرت کردند، و در روستای نیازآباد سکنی گزیدند. که رئیس آن ها محمد جعفر خان زنگنه از رجال برجسته و زبده این ایل در زمان کریم خان زند بوده است.
گروه دوم زنگنه ها در دوره افشاریه از همدان به خواف تبعید و به عنوان مرزدار مهاجرت نمودند. این عده به سر کردگی شخصی مقتدر به نام نوروز خان همراه نه فرزند در روستای قاسم آباد مقیم شدند. این افراد همیشه در مقابله ترکمن ها و حملات ناشی از آنان غالب و پیروز بودند.
گروه سوم عده ای از ایل زنگنه که در زمان شاه عباس به مرو و هرات تبعید شده اند و از نوادگان نجف هراتی می باشند. این گروه به سرکردگی بدیعا زنگنه که با نوروز خان نسبت خویشاوندی داشته است، از هرات به منطقه قاسم آباد عزیمت نموده و به خواهر زادگان خود ملحق می شود. و در منطقه کیبر کوه دژی به نام قلعه منگان با برج و باروهای مستحکم زندگی می کرده است. و شغل آن ها دامداری و کشاورزی بوده است.
این طایفه هم اکنون در شهرستان خواف در روستاهای نیازآباد، ابراهیمی، حسن آباد، شهرک، علی آباد، شهر قاسم آباد و حتی در شهر خواف ساکن می باشند. و با حفظ سنت های طایفه ای خود در کنار دیگر طوایف شهرستان زندگی می کنند. شغل اکثر آنها دامداری، کشاورزی و عده ای هم کارمند دولت می باشند. زبان آنها فارسی است با اینکه کردی نمی دانند اما آهنگ و تن کلامشان کردی می باشد.


