حجاری، ناگفته هایی از صنایع دستی کهن منطقه کرمانشاه
حجاری یا صنایع دستی سنگی، جزو صنایع دستی استان کرمانشاه محسوب میشود؛ هنری کهن که از سالها پیش به نسل امروز رسیده است. طاق بستان و بیستون از معروفترین هنرهای حجاری این خطه هستند.
در سری مقالات صنایع دستی کهن منطقه کرمانشاه، به معرفی برخی از این آثار هنری و دستی کهن این خطه می پردازیم. هدف این مقالات معرفی هنرهای کمتر شناخته شده و کهن است. در ادامه توضیحات بیشتری از این هنر-صنعت به شما خواهیم داد.
سابقهی تاریخی استان کرمانشاه
در هزاره سوم و چهارم قبل از میلاد، اقوامی در دامنهها و درههای زاگرس مسکن گزیدند که پس از به قدرت رسیدن به تصرف شهرهای بین النهرین پرداختند. این اقوام در تاریخ به نام «گوتی» یا «کاسی» معروف هستند.
به منطقهی ماهیدشت کنونی «نیشابی» گفته میشده که به خاطر مراتع مناسب برای پرورش اسب در آن زمان مشهور بوده است. شلمانزر سوم آشوری (۸۳۷ ق.م) در یک سفر جنگی به کردستان برای اولین بار نام دو طایفه از ساکنین منطقه را برده است؛ یکی را «پارسوا» و دیگری را «آمادی» نامید.
مورخان در دامنهی کوه طاق وسان (طاق بستان) نام شهری را نوشتهاند که یکی از محلات آن «گمبادنه» بوده است. این شهر را به بهرام چهارم ساسانی نیز نسبت میدهند. بهرام، پادشاه ساسانی این شهر را بنا نهاده است. او در زمان سلطنت برادرش شاهپور سوم حکومت کرمان را عهدهدار بود و به این دلیل خود را شاه کرمان یا کرمانشاه مینامید. بنابراین این شهر را کرمانشاه نام نهادند.
در کاوشهایی که در محل گنج تپه واقع در انتهای شرقی دشت کرمانشاه به عمل آمده، قدمت آثار کشف شده در این ناحیه به ۷۰۰۰ – ۸۵۰۰ سال قبل از میلاد میرسد. علاوه بر این باستانشناسان آثاری از عصر پارینه سنگی و نوسنگی به دست آوردهاند.
صنایع دستی سنگی (حجاری)
آثار حجاری شده در محوطه تاریخی طاق بستان از جمله تاج باستانی اردشیر دوم (نهمین پادشاه ساسانی) به همراه اهورا مزدا و دشمن شکستخورده در زیر پای آنها و ایزدمهر در کنار آنها در طاق کوچک طاق بستان، پیکرههای شاهپور سوم و پدرش در طاق بزرگ طاق بستان، صحنه تاج باستانی ساسانی به همراه اهورا مزدا، نقش خسروپرویز و شبدیز در پایین دست آنها و تصاویر حجاری شده از صحنههای شکار گوزن و گراز، هر یک به تفکیک بسیار زیبا حجاری شده و نشان از قدمت این شهر دارد. علاوه بر این تزیینات، نمای ایوان (طاق) بزرگ با نقش درخت مقدس حجاری شده و در لچکیهای ایوان، نقش دو الهه بالدار که هر کدام در یک دست روبان و در دست دیگر کاسهای پر از مروارید دارند، دیده میشود.
در مجموعه تاریخی بیستون نیز آثاری که مربوط به دورههای مختلف تاریخ، از جمله هخامنشی است دیده می شود. این آثار شامل نقش برجسته داریوش اول با زیر پا گذاشتن گئومات مغ و افرادی که در پیروزی بر گیومات شرکت دارند، تصویر نمادینی از اهورا مزدا در در اهدای قدرت به داریوش و شرح فتوحات او و معرفی خاندانش هستند. کمی پایین تر نقش برجسته هرکول وجود دارد که مربوط به دوره اشکانی است. همچنین نقش برجسته گودرز و بلاش را میتوان نام برد که هر کدام برگ زرینی از تاریخ ما را در خود نگاه داشته است. این همه آثار ارزشمند، نتیجهی تلاش هنرمندان صنایع دستی حجاری است که در دل تاریخ حک شده و بعد از هزاران سال به دست ما رسیده است.
علاوه بر مواردی که گفته شد، نقش برجسته آنوبانینی در سرپل ذهاب نیز سند به جای ماندهای از هنر دستی حجاری این سرزمین هنرمند و هنردوست است. تمام این نقشها نشان و نمادی از ارزش و توجه خاص به این هنر اصیل و ماندگار است.
طی دورانهای مختلف، آثار ارزشمندی از هنر حجاری در منطقه کرمانشاه ثبت شده و باقی مانده که با بررسی اجمالی آنها به عظمت و اوج کار توجه به هنر و هنرمند پی میبریم. هر کدام از این نقوش، اسناد فرهنگی معتبری است که بررسی آنها آداب و رسوم، لباسهای محلی، صنعت دستی، ارزشها و فرهنگ سرزمینمان را به ما و جهانیان میشناساند. هر تکه از آنها، هزاران داستان و افسانه را با خود به همراه دارند؛ از شیرین و فرهاد گرفته تا نکیسا و ... که نویسندهها و شاعران مختلف، در آثار خود به آنها پرداختهاند.
اینها پیشینهای گرانبها از آثار هنرهای دستی سنتی منطقه است و به طور مختصر به آنها اشاره شد که قصد تفصیل آنها را نداریم. از وسایل کار برای حجاری میتوان به همان وسایل ابتدایی نظیر چکش، پتک و قلم اشاره کرد. در ادامه با نمونههایی از این هنر کهن بیشتر آشنا میشویم.
بانگِلان
بانگلان در قدیم یکی از رشتههای صنایع دستی حجاری بوده که بیشتر در مناطق کوهستانی اطراف شهرهای زاگرسنشین و شهرهایی که سنگ داشتهاند مرسوم بوده است. از این وسیله برای کوبیدن پشت بام استفاده میکردهاند که بام چکه نکند. معمولا در زمستان اگر خانهای چکه میکرد، روی آن نمک میپاشیدند و بانگلان میزدند؛ به همین دلیل چکهاش قطع میشد. این ابزار صنایع دستی که از جنس سنگ است، به صورت گرد تراش داده میشده و در دو طرف آن شکاف ایجاد میکردند تا بتوانند طناب به آن وصل کنند و به راحتی روی پشت بام بغلتد. این ابزار چون کاربردی بوده، هنوز هم در بعضی مناطق روستایی ایران مورد استفاده قرار میگیرد. صنعتگرانی که به صورت استاد-شاگردی این هنر را آموختهاند، از این راه امورات خود را میگذرانند.
سابقهی این هنر دستی به بیش از ۱۰ هزار سال میرسد. نحوه عملآوری آن به این صورت است که ابتدا قطعه سنگی از کوه جدا میکنند. سپس با استفاده از روش خراش به آن شکل میدهند (فرم بان گلان شبیه به یک استوانه است) که در این مرحله از تیشه استفاده میشود. سنگ را با قلم میزنند، سپس روی آن آب میریزند تا پوستهای از سنگ جدا شود. بانگلان با ضربه زدن و آب ریختن درست میشود و بسیار محکم است.
سرمهدان
سرمهدان از صنایع دستی قدیمی است که با توجه به آثار به دست آمده از دورانهای مختلف، قدمت آن را به بیش از چهار هزار سال نسبت میدهند. این وسیله را بنا به شرایط آب و هوایی منطقه با سنگ، پارچه، عاج و استخوان درست میکردند. این هنر-صنعت، کاربرد آرایشی دارد. عشایر که کوچ و هول (ییلاق و قشلاق) میکنند برای اینکه شکنندگی سرمهدان کم شود، بیشتر از نوع پارچهای استفاده میکردهاند. در بین شهرنشینها نیز نوع سنگی یا چوبی آن کاربرد دارد.
بر روی نوع پارچهای سرمهدان، با نقشهای زربافت و مخملی، نقوش سنتی ایجاد میشده که بسیار ظریف و دیدنی است. برای ساخت نوع سنگی آن، معمولا از روش خراش و خراطی سنگ استفاده میشده است. این هنر امروزه در حال منسوخ شدن است.
هاون
این هنر دستی را از جنس سنگ درست میکردند و برای خرد کردن برخی تنقلات استفاده میشده است. این ابزار سنگی از دو قطعه سنگ تشکیل شده است که با ظرافت تمام تراش میخورد. در حال حاضر افرادی در بازار کرمانشاه به این شغل مشغول هستند.
ابزار برقی جای ابزار سنتی کار خراش، تراش و خراطی سنتی سنگ قدیم را گرفته است. کارهای بسیار زیبایی نظیر سرستونها، ابزارهای آبخوری، تابوت و ... نیز به روشهای مختلف از جماه تراش، خراش و خراطی توبید میشود.