مبانی حجیت روایات اهل بیت (ع)
سنّت در لغت به معنای طریقه و روش است(1) و در قرآن و احادیث اسلامی کاربردهای گوناگونی دارد. 1. در قرآن کریم در دو مورد به کار رفته است: یکی سنّت الهی و دیگری سنت بشری. بیشترین کاربرد قرآنی سنت همان معنای نخست است. و مقصود قوانین تغییر ناپذیر الهی در مورد انسان و جهان است. چنان که فرموده است:«سُنَّةَ اللهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ _______________________________ 1. السنة فی اللغة الطریقة والسیرة. لسان العرب:7/280؛ النهایة فی غریب الحدیث والأثر:2/407؛ مجمع البحرین:6/269.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 52)
تَبْدِیلاً».(2) یکی از سنت های خداوند در مورد بشر سنت امتحان و آزمایش است، که به دنبال آن سنت کیفر و پاداش قرار دارد. کیفر و پاداش به نحو کامل اگر چه مربوط به سرای آخرت است،ولی در سرای دنیا نیز کارهای نیک و بد آثار گوارا و ناگواری را بر زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد که در حقیقت جلوه ای از کیفرها و پاداش های اعمال آدمیان در این جهان است.(3) ظاهر آیه ی26 سوره ی نساء این است که مقصود از سنت، سنت بشری است.چنان که فرموده است: «یرِیدُ اللهُ لِیبَینَ لَکمْ وَیهْدِیکمْ سُنَنَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکمْ...» «خداوند می خواهد احکام دینی را برای شما بیان کند و شما را در مورد سنت های پیشینیان هدایت کند». یعنی خداوند سنت های درست و نادرست پیشینیان را برای شما بازگو می کند تا شما درباره ی آن ها با بصیرت اقدام کنید.(4) 2. در احادیث اسلامی واژه ی سنت کاربردهای مختلفی دارد که از جمله ی آن ها است گفتار و رفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم. امیرالموءمنین علیه السلام در تفسیر آیه ی:«...فَاِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَی ءٍ فَرُدُّوهُ اِلَی اللهِ وَالرَّسُولِ...»(5) فرموده است:«فردُّه إلی الله ان نحکم بکتابه وردُّه إلی الرسول أن نأخذ بسنته».(6) ارجاع مورد منازعه به خداوند به این است که به کتاب الهی حکم شود و ارجاع آن به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم به این است که به سنت او عمل شود. محدّث کلینی از امام کاظم علیه السلام روایت _______________________________ 2. احزاب/62. 3. سنة الله تعالی فی عباده، انشاء قرن بعد قرن وهدایتهم إلی الحقّ بارسال رسول بعد رسول وهی سنّة الإبتلاء والإمتحان، ومن سنّة القرون تکذیب الرسول بعد الرسول، ثمّ من سنة الله ثانیاً و هی سنّة المجازاة تعذیب المکذبین واتباع بعضهم بعضاً.المیزان:15/34. 4. مجمع البیان:34/36. 5. نساء/59. 6. نهج البلاغه، خطبه ی 125.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 53)
کرده که فرمود: «کلّ شی ء فی کتاب الله وسنّة نبیه»(7): «حکم هر چیزی در کتاب الهی و سنّت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم آمده است». و در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: «من خالف کتاب الله وسنّة محمّدصلی الله علیه و آله و سلم فقد کفر».(8): «هر کس با کتاب خدا و سنت محمدصلی الله علیه و آله و سلم مخالفت کند کافر شده است». 3. بر گفتار و رفتار ائمه اهل بیت علیهم السلام نیز اطلاق سنت شده است. چنان که امیرالموءمنین علیه السلام در نهی از اطلاق صفاتی که جنبه ی شیطانی دارد بر خداوند فرموده است: «وما کلّفک الشیطان علمه ممّا لیس فی الکتاب علیک فرضه ولا فی سنّة النبی وأئمّة الهدی فکل علمه إلی الله سبحانه».(9) هر صفتی را که شیطان آگاهی از آن را بر تو تکلیف می کند، و فهم آن در قرآن بر تو واجب نشده، و در سنت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و پیشوایان هدایت اثری از آن یافت نمی شود، به خداوند واگذار کن(از نفی واثبات آن برحذر باش). در حدیثی از امام صادق خطاب به اصحاب خود آمده است: «أیتها العصابة علیکم ب آثار رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم وسنّته و آثار الأئمّة الهداة من أهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من بعده وسنّتهم...».(10) «بر شما باد که به آثار رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم و سنت او و آثار پیشوایان هدایت از خاندان پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و سنت آنان پس از او عمل کنید...».(11) شایان ذکر است که در حدیثی از امام باقرعلیه السلام از پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم روایت شده که فرمود:«أیها الناس لا نبی بعدی ولا سنّة _______________________________ 7. اصول کافی:1، کتاب فضل العلم، باب الأخذ بالسنة وشواهد الکتاب، حدیث2. 8. همان، حدیث11. 9. نهج البلاغه، خطبه ی 92. 10. وسائل الشیعه:18/23. 11. در حدیث دیگری از امیرالموءمنین علیه السلام روایت شده که فرمود:«انّا أهل بیت لا نمسح علی الخفین فمن کان من شیعتنا فلیقتد بنا ولیستنّ بسنتنا». وسایل الشیعه:1/324.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 54)
بعد سنّتی».(12) مقصود از نفی سنت دیگری پس از سنت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم در این حدیث، سنت نبوی است. یعنی چون نبوت و شریعت دیگری پس از پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم وجود ندارد، سنت پیامبر دیگری هم وجود نخواهد داشت. اوّلاً: احادیث یاد شده خود گواه بر این مطلب اند، و ثانیاً: در حدیث دیگری که صاحب وسایل الشیعه پس از حدیث یاد شده روایت کرده، آمده است: «شریعة محمّدصلی الله علیه و آله و سلم لا تنسخ إلی یوم القیامة، ولا نبی بعده إلی یوم القیامة».(13) شریعت محمدصلی الله علیه و آله و سلم تا روز قیامت نسخ نخواهد شد، و پس از او تا قیامت پیامبری نخواهد آمد. یادآور می شویم واژه ی سنت در اصطلاح فقه و اصول فقه به همین معنا است. در فقه و اصول فقه، گفتار، رفتار و تقریر معصوم سنت به شمار می رود. البته گفتار، رفتار و تقریر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم را علمای اهل سنت و شیعه، سنت می شمارند(14)، ولی گفتار، رفتار و تقریر امامان اهل بیت علیهم السلام را فقط علمای شیعه، سنت می دانند، زیرا اهل سنت به معصوم بودن ائمه اهل بیت علیهم السلام اعتقاد ندارند. با این حال آنان، در اصطلاحی دیگر سنت را بر گفتار و رفتار صحابه و بلکه تابعین نیز اطلاق می کنند. ابن سعید طوفی (م716قمری) گفته است: «درباره ی سنت دو اصطلاح خاص و عام وجود دارد: اصطلاح خاص آن بر قول، فعل و تقریر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم اطلاق می شود و اصطلاح عام آن بر آنچه از پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم یا از سلف صحابه و تابعین و دیگر ائمه ای که به آنان اقتدا می شود آمده، اطلاق می گردد».(15) _______________________________ 12و13. وسایل الشیعه:18/555. 14. السنّة ما أمر به النبی ونهی عنه وندب إلیه قولاً وفعلاً ممّا لم ینطق به الکتاب العزیز. ابن اثیر، النهایة:2/407؛ طریحی، مجمع البحرین:6/269. 15. انّ السنّة عرفاً خاصاً فی اصطلاح العلماء، وهو المنقول عن النبیصلی الله علیه و آله و سلم قولاً أو فعلاً أو تقریراً، و عرفاً عاماً و هو ما نقل عنه أو عن السلف من الصحابة والتابعین وغیرهم من الأئمة المقتدی بهم. شرح مختصر الروضه:2/63، تحقیق دکتر عبدالله بن عبدالمحسن ترکی، موءسسة الرسالة، بیروت 1410قمری. شایان ذکر است که متن کتاب از ابن قدامه مقدسی از فقهای حنبلی است چنان که شارح نیز از فقیهان این مذهب به شمار می رود. ر.ک: شرح مختصر الروضة:1/10.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 55)
4.کاربرد دیگر سنت در روایات در برابر بدعت است. بدعت عبارت است از داخل کردن حکمی که از دین نیست در دین به عنوان حکمی دینی.(16) امیرالموءمنین علیه السلام فرموده است: «ما أحدثت بدعة إلاّ ترک بها سنة».(17): «بدعتی در دین پدید نیامد مگر این که سنتی ترک گردید». و در کلامی دیگر فرموده است: «انّ أفضل عباد الله عند الله امام عادل هدی وهدی فأقام سنة معلومة أمات بدعة مجهولة».(18) «برترین بندگان خداوند نزد او پیشوایی عادل است که خود راه هدایت را یافته و دیگران را به راه حق هدایت می کند، بر این اساس، سنت معلوم را برپا می دارد و بدعت مجهول را نابود می سازد». مقصود از وصف معلوم و مجهول این است که سنت در شریعت اسلامی بیان شده است ولی بدعت دلیل شرعی ندارد. چنین می نماید که مقصود از سنت در این گونه روایات که در مقابل بدعت به کار رفته است، اعم از سنت به معنای پیشین است. یعنی مطلق حکم شرعی را شامل می شود خواه در قرآن باشد یا در سنت معصوم. یادآور می شویم مقصود از واژه ی سنت در عبارت «اهل سنت» که در علم ملل و نحل به کار می رود، معنای مقابل بدعت است. آنان این اصطلاح را بر اشاعره و ماتریدیه و حنابله اطلاق می کنند و پیروان دیگر مذاهب کلامی را اهل بدعت می شمارند. البته، بر این مدعا دلیل استواری نیاورده اند. مطابق معیاری که ابومنصور بغدادی(متوفای 426قمری) ارائه کرده است این اصطلاح پیروان دیگر مذاهب کلامی چون امامیه و معتزله را نیز شامل می شود.(19) _______________________________ 16. البدعة ادخال ما لیس من الدین فی الدین بعنوان انّها من الدین، علامه سید محسن امین، کشف الارتیاب، ص 98. 17. نهج البلاغه، خطبه ی 145. 18. همان، خطبه ی 164. 19. در این باره به کتاب «الکلام المقارن»، ص 14 18 رجوع شود.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 56)
5. کاربرد دیگر واژه ی سنت در روایات، فعل مستحب است. چنان که درباره ی روزه گرفتن سه روز از هر ماه آمده است: «وصوم ثلاثة أیام فی کلّ شهر سنة».(20) ودرباره ی روزه ی ماه شعبان آمده است: «صوم شعبان حسن وسنة»(21) و درباره ی غسل روز عید فطر آمده است: «الغسل یوم الفطر سنة».(22)
اعتبار شناسی سنت از مطالب پیشین روشن شد که سنت همچون قرآن طریق ابلاغ شریعت الهی به بشر است. بدون شک هدف از ابلاغ شریعت الهی به بشر این بوده است که راه حقیقت و سعادت برای آدمیان بیان گردد تا بتوانند با گزینشی آگاهانه و از روی بصیرت راه حقیقت را برگزینند و به سعادت مطلوب دست یازند. تحقق این غرض در گرو آن است که شریعت از طریقی مطمئن و خطاناپذیر در اختیار بشر قرار داده شود. این طریق دو گونه است: الف: عقل و فطرت. ب: وحی و الهام. عقل و فطرت، اگر چه قلمروی محدود دارد و کم ترین آموزه ها و احکام شریعت را دربرمی گیرد ولی از آن جا که آموزه ها و احکام شالوده ای و بنیادی دین به آن باز می گردد نقشی بس مهم و اساسی را ایفا می کند. هرگونه آموزه ی دینی که اثبات وحی و نبوت بر آن مبتنی است، تنها از طریق عقل به بشر تعلیم شده است، زیرا تعلیم آنها از طریق وحی و نبوت مستلزم دور محال است. آموزه های اعتقادی زیر از این دسته اند: 1. خداوند موجود است. 2. خداوند دانا است. 3. خداوند توانا است. 4. خداوند حکیم است. 5. سپردن معجزه به دست دروغگویان در دعوی نبوت قبیح است. _______________________________ 20. وسائل الشیعة، ج7، ص 308. 21. همان، ص 363. 22. همان:2/956.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 57)
6. معرفت خداوند بر انسان واجب است. 7. اطاعت خداوند بر انسان واجب است. 8. شناخت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم بر بشر لازم است. با انکار هر یک از اصول و آموزه های یاد شده یا تردید در آن ها اثبات وحی و نبوت امکان پذیر نخواهد بود. پس از اثبات وحی و نبوت، نخستین بخش از معارف و احکام وحیانی که از جانب خداوند و توسط پیامبران به بشر ابلاغ می شود، کتاب های آسمانی و در مورد آیین اسلام، قرآن کریم است و بخش دوم آن از طریق سنّت به بشر تعلیم شده است.
سنّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سنت عبارت است از آن بخش از معارف و احکام شریعت که در قرآن کریم به صورت مفصل بیان نشده است، زیرا اگر چه قرآن کریم «...تِبْیاناً لِکلِّ شَی ءٍ...»(23) است، ولی در این مطلب تردیدی نیست که تفاصیل احکام اسلامی در قرآن کریم بیان نشده است. و اصولاً خود قرآن تصریح کرده است که وظیفه بر عهده ی پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم گذاشته شده است، چنان که می فرماید: «... وَ اگنْزَلْنا اِلَیک الدِّکرَ لِتُبَینَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَیهِمْ...».(24) «ذکر «قرآن» را بر تو نازل نمودیم تا آنچه که به سوی مردم نازل شده است را برای آنان بیان کنی». و نیز فرموده است: «لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلی الْمُوءْمِنینَ اِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ اگنْفُسِهِمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکیهِمْ وَیعَلِّمُهُم الْکتابَ وَالْحِکمَةَ وَاِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ».(25) بنابراین، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره ی قرآن دو رسالت را ایفا کرده است: یکی تلاوت آیات و دیگری تعلیم و تبیین آنها. تعلیم و تبیین قرآن کریم همان سنت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم است. آیات یاد شده در زیر بر مصونیت _______________________________ 23. نحل/89. 24. نحل/44. 25. آل عمران/164.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 58)
سنّت نبوی از خطا و لزوم پیروی از آن دلالت می کنند: 1.«وَما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی * اِنْ هُوَ اِلاّ وَحْی یوْحی»(26)«پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم از روی هوای نفس سخن نمی گوید، آنچه او می گوید جز وحی الهی نیست». 2. «...ما آتاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاکمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا...».(27): «آنچه را پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم برای شما می آورد(شما را به آن دعوت می کند)بپذیرید، و از آنچه نهی می کند اجتناب کنید». 3. «قُلْ اِنْ کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ فَ آتَّبِعُونی یحْبِبْکمُ اللهُ...»(28): «بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد». 4.«فَلْیحْذَرِ الَّذِینَ یخالِفُونَ عَنْ اگمْرِهِ اگنْ تُصیبَهُمْ فِتْنَة اگوْ یصیبَهُمْ عَذاب اگلیم»(29):«کسانی که با پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم مخالفت می کنند باید خود را برای فتنه یا عذابی دردناک آماده کنند». 5. «قُلْ اگطیعُوا اللهَ وَالرَّسُولَ فَاِنْ تَوَلَّوا فَاِنَّ اللهَ لا یحِبُّ الْکافِرینَ»(30): «بگو از خدا و پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم اطاعت کنید،پس اگر از این کار روی برتابند، خداوند کافران را دوست ندارد».
سنّت امامان اهل بیت علیهم السلام همان گونه که قرآن کریم تدریجاً بر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم نازل شده و به صورت تدریجی توسط آن حضرت به مسلمانان ابلاغ شده است، تعلیم و تبیین آن نیز به صورت تدریجی انجام گرفته است، از این روی، اگر چه بخش عظیمی از معارف و احکام قرآنی به واسطه ی پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم به مسلمانان تعلیم داده شده است، امّا بخش دیگر آن به اوصیاء آن حضرت سپرده شده است تا در شرایط مناسب و لازم به مسلمانان تعلیم دهند. این مطلب که سنت نبوی _______________________________ 26. نجم/43. 27. حشر/7. 28. آل عمران/31. 29. نور/63. 30. آل عمران/32.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 59)
دربرگیرنده ی همه ی معارف و احکام شریعت نیست و باید طریق دیگری باشد که دیگر معارف و احکام شریعت را بیان کند فی الجملة مورد قبول مذاهب اسلامی قرار دارد هر چند در این که آن طریق چیست دیدگاه ها مختلف است. برخی از سنت صحابه و تابعین و مانند آن سخن گفته اند، چنان که پیش از این دیدگاه فقه حنبلی را در این باره یادآور شدیم. برخی دیگر، قیاس و استحسان و نظایر آن را پیشنهاد کرده اند، چنان که در فقه حنفی و غیر آن مطرح شده است. شیعه ی امامیه بر این عقیده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این رسالت را بر دوش جانشینان معصوم خود نهاده است. آیة الله شیخ محمد حسین آل کاشف الغطا در این باره سخن استواری دارد که خلاصه ی آن را یادآور می شویم: «شیعه ی امامیه بر این عقیده است که در شریعت اسلامی هر واقعه ای حکم ویژه ای دارد و هیچ فعلی از افعال مکلفان نیست مگر آن که یکی از احکام پنجگانه: وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه بر آن منطبق می گردد، و هیچ معامله ی مالی و غیر مالی نیست مگر آن که حکم درستی ونادرستی آن در شرع مقدس بیان گردیده است.خداوند همه ی این احکام را از طریق وحی یا الهام به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم تعلیم نموده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در دوران رسالت خویش بسیاری از این احکام را با توجه به شرایط، مناسبت ها و حوادث و وقایعی که رخ می داد و مقتضیات زمان که ایجاب می کرد، برای مسلمانان بیان کرده است. امّا احکام بسیار دیگری نیز باقی ماند که اسباب و دواعی برای تبیین آنها در عصر رسالت حاصل نشد، یا بدان جهت که در آن زمان مورد ابتلا نبود، یا تبیین آن در آن زمان مصلحت نبود. حاصل آن که حکمت بیان تدریجی احکام شریعت چنین اقتضا کرد که برخی از احکام شریعت در عصر رسالت بیان شود و برخی دیگر در آن زمان بیان نگردد، ولی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آن احکام را به اوصیای خویش سپرد تا در شرایط مناسب آن ها را برای مسلمانان بیان کنند».(31) _______________________________ 31. اصل الشیعة واُصولها، ص 161 162، دار الأضواء، بیروت، 1413هجری قمری.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 60)
این مطلب پیوسته در کتاب های کلامی شیعه به عنوان یکی از دلایل عقلی بر لزوم وجود امام معصوم با تعبیرهای مختلف بیان شده است. محقق طوسی آنجا که دلایل لزوم عصمت امام را یادآور شده حفظ شریعت توسط امام را یکی از این دلایل به شمار آورده و گفته است«ولانّه حافظ للشرع».(32) مقصود از حفظ شریعت دو چیز است: الف: بیان آن دسته از احکام شریعت که تفصیل آن در قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بیان نشده است. ب: معیار تشخیص روش ها و آراء درست از نادرست در تفسیر قرآن کریم و نقل و تبیین سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.
قرآن و مرجعیت دینی اهل بیت عصمت علیهم السلام علاوه بر این دلیل و دیگر دلایل عقلی که در کتاب های کلامی امامیه بر لزوم مرجعیت امام معصوم پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اقامه شده است، آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم نیز بر این مطلب دلالت دارد که برخی را یادآور می شویم:
1. آیه ی تطهیر قرآن کریم از اهل بیت پیامبر به عنوان کسانی یاد می کند که مورد عنایت ویژه ی خداوند قرار گرفته و از طهارت ویژه ای برخوردار شده اند و در نتیجه از هر گونه رجس و پلیدی پاکیزه اند چنان که می فرماید: «...اِنَّما یریدُ اللهُ لِیذْهِبَ عَنْکمْ الرِّجْسَ اگهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکمْ تَطْهیراً»(33). «جز این نیست که خداوند اراده کرده است که پلیدی را از شما اهل بیت دور سازد و از طهارت ویژه ای برخوردارتان کند». در این که مقصود از اهل بیت در آیه ی مزبور خاندان پیامبر اسلام اند تردیدی نیست، ولی در این که آیا همه ی خاندان _______________________________ 32. کشف المراد، مقصد پنجم، مسأله ی دوم، عصمت امام. 33. احزاب/33.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 61)
پیامبر مقصودند یا به برخی از آنان اختصاص دارد؛ آراء مختلفی نقل شده است: الف: از ثعلبی نقل شده است که مقصود بنی هاشم می باشند.(34) بنابراین قول، همسران پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم داخل در مدلول آیه نیستند. ب: فقط همسران پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم مقصودند. این قول از عکرمه نقل شده است.(35) بنابراین قول، دیگر خاندان پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم داخل در مدلول آیه نیست. ج: مقصود همسران پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام است. جمعی از مفسران اهل سنت این قول را برگزیده اند که زمخشری(36)، بیضاوی(37)، فخر رازی(38) قرطبی(39) و ابن کثیر(40) از آن جمله اند. د: اهل البیت در آیه ی تطهیر نه همسران پیامبر را شامل می شود و نه عموم خویشاوندان آن حضرت را، بلکه به علی، فاطمه، حسن وحسین علیهم السلام اختصاص دارد. این نظریه مورد قبول شیعه ی امامیه و بسیاری از مفسران غیر شیعه است. به گفته ی ابن حجر اکثر مفسران این قول را برگزیده اند.(41) ابوبکر نقاش نیز گفته است: اکثر مفسران اجماع دارند بر این که این آیه در شأن علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام نازل شده است.(42) ابوبکر حضرمی در کتاب «رشفة الصادی» گفته است: «آنچه اکثریت علما گفته اند و بزرگان ائمه بدان یقین کرده اند و _______________________________ 34. تفسیر قرطبی:14/162. 35. تفسیر طبری:22/13. 36. الکشاف:2/534. 37. تفسیر بیضاوی:3/382. 38. التفسیر الکبیر:35/209. 39. تفسیر قرطبی:14/162. 40. تفسیر ابن کثیر:5/452. 41. الصواعق المحرقة، ص 143، ط مصر و طبع بیروت، ص 220، باب 11. 42. جواهر العقدین، ص 198، باب اوّل، تفسیر آیه ی مودت، نقل از غایة المرام:3/173.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 62)
براهین و دلایل بسیار بر آن اقامه شده این است که مقصود از اهل بیت در این آیه، علی، فاطمه و دو فرزند آنان است. و اختصاص آنان به این مطلب از جانب پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم جز به وحی آسمانی نبوده است. با توجه به این دلایل و اقوال، به سخن نویسنده ی کتاب روح البیان اعتنایی نمی شود که گفته است اختصاص اهل بیت در آیه به پنج تن (پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام) از اقوال شیعه است. این سخن وی بی پروایی آشکار و شگفت آور است».(43) دلیل درستی نظریه ی چهارم و نادرستی نظریه های دیگر احادیث بسیاری است که در شأن نزول آیه ی تطهیر از ام سلمه، عایشه و عده ای از صحابه روایت شده است. این روایات را محدثان اهل سنت از بیش از چهل طریق از ام سلمه، عایشه، ابو سعید خدری، عبدالله بن عباس، سعد بن ابی وقاص، ابن حمراء، واثلة بن اسقع، علی بن ابی طالب، حکیم بن سعید، عبدالله بن جعفر، ابوهریره، عمر بن ابی سلمه، عبد الله بن وهب بن زمعه، شهر بن حوشب و نیز از امام حسن علیه السلام و امام سجادعلیه السلام روایت کرده اند.(44) یکی از راویان این حدیث ام سلمه است که تعدادی از اصحاب مانند ابوسعید خدری و دیگران از وی نقل کرده اند. به گفته ی وی، پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم در خانه ی او بود. علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام نزد او آمدند. و او آنان را زیر عبای خود گرد آورد، در این هنگام آیه ی تطهیر نازل شد، و پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم آن را تلاوت نمود. پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم دست به آسمان بلند کرد و گفت:«خداوندا این افراد اهل بیت من می باشند، پلیدی را از آنان دور گردان و آنان را پاکیزه ساز». من به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم گفتم: آیا من هم با شما هستم؟ پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم دوبار فرمود: انّک علی خیر: یعنی تو راه خیر را می روی و _______________________________ 43. رشفة الصادی من بحر فضائل بنی النبی الهادی، صص 13، 14، 16، باب اوّل، نقل از غایة المرام:3/174. 44. ر.ک: تفسیر طبری:22/13 10؛ الدر المنثور:6/535 532؛ تفسیر ابن کثیر:5/459 453؛ غایة المرام:3/211 173؛ المیزان:16/311 و ص 319 316.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 63)
سرانجامت خیر خواهد بود.(45) در حدیثی دیگر آمده است که ام سلمه از پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم پرسید«فأنا معهم یا نبی الله؟: آیا من نیز با آنان هستم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پاسخ داد: «أنت علی مکانک و أنت علی خیر».(46) در حدیثی دیگر آمده است :«فرفعت الکساء لأدخل معهم فجذبه من یدی و قال: «انک علی خیر».(47) کساء را بالا بردم تا در زمره آنان باشم، پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم کساء را از من گرفت و فرمود: تو بر طریق خیر هستی. در روایات دیگری پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم به ام سلمه فرمود: «انّک علی خیر، انّک من أزواج النبی».(48) در حدیث دیگری آمده است: «امّ سلمه پرسید آیا من از اهل بیت نیستم؟ پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «انّک علی خیر وهوءلاء أهل بیتی، اللّهم أهل بیتی أحق»(49): تو برخیر هستی و اینان اهل بیت من هستند، خدایا اهل بیت من سزاوراترند. علاوه بر روایاتی که بیانگر نزول آیه تطهیر در شأن پنج تن آل عبا می باشد، احادیث دیگری نیز بیانگر این مطلب است که پس از نزول آیه تطهیر، پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم تا مدتی به هنگام نماز نزد خانه ی علی و فاطمه علیمها السلام می ایستادند و می فرمودند: «السّلام علیکم ورحمة الله وبرکاته أهل البیت» آن گاه آیه تطهیر را تلاوت می کردند. سپس می فرمودند: الصلاة رحمکم الله. به گفته ی ابن عباس، پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم این کار را به مدت نه ماه در هر روز به هنگام نمازهای پنجگانه انجام می دادند.(50) عبارت دیگری که در احادیث شأن نزول آیه ی تطهیر آمده و بر حصر اهل بیت در زمان نزول آیه در علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام دلالت می کند این است که پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم وقتی آنان را زیر کساء گرد آورد، _______________________________ 45. اسباب النزول، ص 239. 46و47و48. الدر المنثور:6/532. 49. مستدرک حاکم:2/416، تفسیر آیه ی 33 سوره ی احزاب. 50. الدر المنثور:6/535. یادآور می شویم روایات درباره ی مدت این کار متفاوت است. شاید وجه این تفاوت آن بوده که هر یک از اصحاب آنچه را خود مشاهده کرده حکایت کرده است.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 64)
فرمود: «اللّهم هوءلاء أهل بیتی وخاصتی»(51) ظاهر این عبارت گویای این است که اهل بیت به آنان اختصاص دارد و همسران پیامبر و دیگر بستگان آن حضرت را شامل نمی شود. نظیر این تعبیر را مسلم در شأن نزول آیه مباهله روایت کرده است. وی از سعد بن ابی وقاص از پدرش روایت کرده که وقتی آیه «...فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اگبْنَاءَنا وَاگبْناءَکمْ...»(52) نازل شد، پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام را فرا خواند و فرمود: «اللّهمّ هوءلاء أهلی»(53): خدایا اینان اهل من می باشند. با توجه به قراین یاد شده مجال کم ترین تردیدی در این که اهل بیت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم شامل همسران و عموم خویشاوندان آن حضرت نمی باشد و به علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام اختصاص دارد، وجود ندارد. و از آنجا که در روایات شأن نزول هیچ اشاره ای به همسران پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم نشده است، و اگر از امّ سلمه نیز سخن به میان آمده، صرفاً به عنوان فردی است که این جریان در منزل او اتفاق افتاد و او ناظر آن بود، و پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم آشکارا داخل بودن او در زمره ی اهل بیت را نفی کرده است، (از این روایات) به دست می آید که آیه ی تطهیر اگر چه در بین آیات مربوط به همسران پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم قرار دارد ولی مربوط به آنان نبوده و بیانگر مطلب دیگری است. حال، یا به هنگام نزول در بین این آیات قرار داده شده و یا پس از آن به دستور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این مکان قرار داده شده است. البته، بی تردید این کار حکمتی داشته است، ولی یقیناً حکمت آن وحدت سیاق نبوده است، و ما خواه حکمت آن را بدانیم یا نه، در دلالت روایات یاد شده نمی توان مناقشه کرد، زیرا در شریعت اسلامی احکام بسیاری وجود دارد که درک حکمت آنها در توان ما نیست، ولی در دلالت آن ها نیز کم ترین تردیدی روا نمی داریم. امین الاسلام طبرسی در این باره گفته است: «هر کس با عرف و روش اهل فصاحت در کلام آشنا باشد قرار دادن آیه ی _______________________________ 51. همان. 52. آل عمران/61. 53. صحیح مسلم:4/1871، کتاب فضائل الصحابة، باب فضائل علی بن ابی طالب علیه السلام.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 65)
تطهیر را در بین آیات مربوط به همسران پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم انکار نخواهد کرد، زیرا این روش که سخن از بحثی به بحث دیگری بازگردانده شود در میان اهل فصاحت شناخته شده است، و در قرآن نمونه های بسیار دارد».(54)
عصمت اهل بیت علیهم السلام آیه ی تطهیر آشکارا بر این مطلب دلالت دارد که اراده ی خداوند به این تعلق گرفته است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت او را از هرگونه پلیدی پاکیزه سازد. شکی نیست که خطا و گناه، آلودگی های روح و روان انسان به شمار می روند. قرآن کریم درباره ی نفاق می فرماید: «وَاگمّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَض فَزادَتْهُمْ رِجْساً اِلی رِجْسِهِمْ وَماتُوا وَهُمْ کافِرُونَ».(55) «کسانی که در دلهایشان بیماری است، پلیدی ها روی هم انباشته می شوند و در حالت کفر از دنیا می روند». قرآن درباره ی ضلالت فرموده است: «...ومَنْ یرِدْ اگنْ یضِلَّهُ یجْعَلْ صَدْرَهُ ضیقاً حَرَجاً کاگنَّما یصَّعَّدُ فِی السَّماء کذلِک یجْعَلُ اللهُ الرِّجسَ عَلی الَّذینَ لا یوءْمِنُونَ».(56) «هرگاه فردی مستحق گمراهی شود و اراده ی خداوند به گمراهی او تعلق گیرد سینه اش را تنگ می سازد به گونه ای که گویا از آسمان فرو می افتد، خداوند این گونه پلیدی را بر آنان که ایمان نمی آورند، مستولی می سازد». طبری در تفسیر آیه گفته است: «ای اهل بیت محمّدصلی الله علیه و آله و سلم خداوند می خواهد بدی و زشتی را از شما بزداید و از پلیدی های گناهکاران پاکیزه سازد». سپس افزوده است: «ابن زید گفته است مقصود از رجس در اینجا شیطان است».(57) _______________________________ 54. ومتی قیل انّ صدر الاعلیها السلام یة وما بعدها فی الأزواج فالقول فیه انّ هذا لا ینکره من عرف عادة الفصحاء فی کلامهم فأنّهم یذهبون من خطاب إلی غیره ویعودون إلیه والقرآن من ذلک مملوء وکذلک کلام العرب وأشعارهم. مجمع البیان:4/357. 55. توبه/125. 56. انعام/125. 57. تفسیر طبری:22/10.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 66)
اکنون اگر اراده در این آیه به معنای اراده ی تکوینی باشد، نه اراده ی تشریعی، مفاد آیه این خواهد بود که اهل بیت از هرگونه پلیدی پیراسته و در نتیجه معصوم اند. زیرا اراده ی تکوینی خداوند از مراد او جدا نمی باشد. آنچه متعلق اراده ی تکوینی خداوند قرار بگیرد بی درنگ تحقق می یابد چنان که فرموده است: «اِنَّما اگمْرُهُ اِذا اگرادَ شَیئاً اگنْ یقُولَ لَهُ کنْ فَیکونُ».(58) دلیل بر این که اراده در آیه به معنای اراده ی تکوینی است نه اراده ی تشریعی این است که اراده ی تشریعی خداوند به طهارت و پاکیزگی بشر از آلودگی و پلیدی شرک و گناهان عمومیت دارد و به اهل بیت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم اختصاص ندارد. چنان که فرموده است: «...ما یریدُ اللهُ لِیجْعَلَ عَلَیکمْ مِنْ حَرَجٍ وَلکنْ یریدُ لِیطَهِّرکمْ ...»(59) در حالی که تطهیر در این آیه به اهل بیت اختصاص دارد، زیرا آیه با کلمه ی «انّما» آغاز شده است که بر حصر دلالت می کند. کلمه ی «انّما» بر دو چیز دلالت می کند، یکی اثبات آنچه پس از آن آمده است و دیگری نفی آنچه پس از آن نیامده است. هرگاه گفته شود«انّما لک عندی درهم» مفاد آن این است که تو از من یک درهم می خواهی و بیش از آن را نمی خواهی، و هرگاه گفته شود«انّما فی الدار زید» معنای آن این است که زید در خانه موجود است و غیر او در خانه نیست. بر این اساس مفاد «انّما» در آیه این است که خداوند اراده کرده است که رجس و پلیدی را از اهل بیت دور سازد و غیر از آن، یعنی دور ساختن رجس و پلیدی از غیر اهل بیت، را اراده نکرده است. و از آنجا که در اراده ی تشریعی جنین اختصاص نیست و شامل غیر اهل بیت نیز می باشد، بنابراین، مقصود از اراده ی الهی در این آیه اراده ی تکوینی است. دلیل دیگر بر مطلب یاد شده این است که آیه ی کریمه در مقام مدح و تکریم اهل بیت است، چنان که احادیث شأن نزول نیز گویای این حقیقت است. _______________________________ 58. یس/82. 59. مائده/6.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 67)
این مدح و تکریم خاص در گرو آن است که تطهیر ویژه ای اراده شده باشد و آن چیزی جز طهارت به معنای عصمت یا ملازم با آن نیست.(60)
مطهرون و درک حقایق عالی قرآن خداوند سبحان در سوره ی واقعه در وصف قرآن فرموده است: «اِنَّهُ لَقُرآن کریم* فِی کتابٍ مَکنُونٍ* لا یمَسُّهُ اِلاّ الْمُطَهَّرون* تَنْزِیل مِنْ رَبِّ الْعالَمینَ».(61) «این کتاب آسمانی قرآنی است کریم که در کتابی پنهان قرار دارد، جز پاکیزگان با آن ارتباط ندارند، این کتاب از جانب پروردگار جهانیان نازل شده است». مفسران کتاب مکنون را به لوح محفوظ تفسیر کرده اند. به دلیل این که در جایی دیگر فرموده است: «بَلْ هُوَ قُرآن مَجید* فِی لَوْحٍ مَحْفُوظٍ».(62) و درباره ی این که مرجع ضمیر در کلمه ی «لا یمسّه» چیست؟ دو وجه گفته شده است، یکی این که به قرآن باز می گردد و دیگری این که مرجع آن کتاب مکنون است. بنابر وجه نخست، گفته شده است مقصود از طهارت، پاکیزگی از حدث و خبث است. و مقصود از نفی، نهی است، یعنی نباید با بدن نجس یا بدون داشتن وضو یا غسل آیات قرآن را مس کرد. و بنابر وجه دوم، گفته شده است مقصود از طهارت، پاکیزگی از رذایل اعتقادی و اخلاقی است، و مراد این است که تماس و ارتباط با لوح محفوظ که قرآن کریم در آن است، جز برای پاکیزگان از آلودگی شرک و معصیت ممکن نیست. بر این اساس، فقط فرشتگان و پیامبران که از مقام طهارت و عصمت برخوردارند از کتاب مکنون آگاهی دارند.(63) طبری گفته است:«خداوند خبر داده _______________________________ 60.ر.ک: التبیان:8/340، مجمع البیان:4/357، المیزان:16/313. 61. واقعه/80 77. 62. بروج/22. 63. الکشاف:4/469، تفسیر بیضاوی:4/239 238.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 68)
است که با کتاب مکنون جز پاک شدگان تماس ندارند. این تعبیر همه ی پاک شدگان (از شرک و گناه) را شامل می شود مانند فرشتگان، رسولان و پیامبران و هر کس که از گناهان پاک شده باشد از مطهرون خواهد بود».(64) می توان گفت: خواه مرجع ضمیر قرآن باشد یا کتاب مکنون، از جمله ی «لا یمَسُّهُ اِلاّ الْمُطَهَّرُونَ» یک مطلب استفاده می شود و آن این که کتاب مکنون یا قرآنی که در کتاب مکنون است را جز کسانی که از جانب خداوند از هرگونه پلیدی پاک شده اند، درک نمی کنند. یعنی قرآن دارای دو مرتبه است، یکی مرتبه ی نازل شده در قالب زبان عربی، که درک آن با رعایت اصول و قواعد فهم کلام عربی برای افراد ممکن است. و دیگری قرآن در لوح محفوظ است که تنها معصومان و پیراستگان از آلودگی های روحی و فکری آن را درک می کنند چنان که در جایی دیگر فرموده است: «اِنّا جَعَلْناهُ قُرآناً عَرَبیاً لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ* وَاِنَّهُ فِی اُمّ الکتابِ لَدَینا لَعَلِی حَکیم».(65) «ما این کتاب را در قالب قرآن عربی قرار دادیم تا شما درک کنید، و این قرآن در ام الکتاب که نزد ما است بلند مرتبه و حکیم است» مقصود از حکیم این است که قرآن در لوح محفوظ و ام الکتاب واقعیتی بسیط و تفصیل نیافته به سوره ها و آیات دارد. چنان که در جای دیگر فرموده است:«...کتاب اُحْکمَتْ آیاتُهُ ثمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکیمٍ خَبیرٍ».(66) دو وصف یاد شده یعنی علی و حکیم منشأ آن است که عقول بشری نتوانند قرآن را در مرتبه ی لوح محفوظ و ام الکتاب درک کنند، چرا که عقول بشری حقایقی را می توانند درک کنند که اوّلاً: در قالب مفاهیم و الفاظ باشند، و ثانیاً: در آنه _______________________________ 64. تفسیر طبری:28/241. 65.زخرف/3و4. 66. هود/1.
............................................................... کلام اسلامی » شماره 49 (صفحه 69)
ترکیب و تفصیل باشد چنان که سوره ها و آیه های قرآنی چنین اند، امّا حقایقی را که دارای چنین ویژگی هایی نباشند، درک آنها در توان عقل نیست. بنابراین، حاصل معنای آیه ی یاد شده این است که قرآن در پیشگاه الهی و در لوح محفوظ از دو وصف علو و احکام برخوردار است و چون چنین است عقول بشری توان درک آن را ندارند، برای آن که فهم آن بر عقول بشر ممکن باشد در قالب زبان عربی نازل شده است.(67) از آنچه گفته شد، به دست آمد که مطهرون یعنی کسانی که مورد تطهیر ویژه خداوند قرار گرفته اند و از هر گونه آلودگی فکری و روحی و دلبستگی و تعلق به غیر خدا پیراسته اند قرآن کریم را که در مرتبه ی لوح محفوظ و ام الکتاب است درک می کنند. وچون اهل بیت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم بنابر آیه ی تطهیر از چنین ویژگی برخوردارند، بنابراین، از همه ی حقایق قرآنی آگاهند.(68) _______________________________ 67. ر.ک:المیزان:18/84. 68. المیزان:19/137، نیز ر.ک: دکتر محمد تیجانی، مع الصادقین، ص 17، موءسسة الفجر، لندن، 1990م/1411هجری. پایان مقاله نویسنده : ربانی گلپایگانی، علی
پایگاه امام علی (ع)


