شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳ - ۰۰:۰۰
دانستن به تنهایی كفایت نمى ‏كند
دانستن به تنهایی كفایت نمى‏ كند بسیارى از تحریف‏ گران، با نام اسلام ‏شناس، مستشرق، مورّخ و جهانگرد، در كتاب ‏ها و ثبت مكان ‏ها و زمان ‏هاى تاریخى تصرّف كردند و در دائرة المعارف‏ ها به عنوان محقّق چنان سیمایى از اسلام ترسیم كردند كه خواننده به فكر ایمان و تأمّل در عقاید اسلامى نیفتد . یَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآیَاتِ اللّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ (آل عمران ـ 70) اى اهل كتاب چرا به آیات خدا كفر مى ‏ورزید با آنكه خود [به درستى آن] گواهى مى ‏دهید. ظاهراً این آیه به بشارت ‏هایى نظر دارد كه اهل كتاب در تورات و انجیل درباره حضرت محمد صلى اللَّه علیه و آله خوانده بودند، ولى به خاطر حفظ موقعیّت اجتماعى و منافع مادّى، همه‏ى آن نشانه‏ هاى الهى را نادیده گرفتند. پیام ‏های آیه: 1ـ سوال از وجدان، بهترین راه دعوت است. «لِمَ تَكْفُرُونَ ...» 2ـ دانستن تنها كفایت نمى ‏كند، پذیرفتن نیز لازم است. «تَكْفُرُونَ»، «تَشْهَدُونَ» یَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ (آل عمران ـ 71) اى اهل كتاب چرا حق را به باطل در مى ‏آمیزید و حقیقت را كتمان مى ‏كنید با اینكه خود مى ‏دانید. پیام ‏های آیه: 1ـ تلبیس، مشتبه كردن و كتمان حق، دو اهرم نیرومند دشمن براى ایجاد انحراف‏ در بین مومنان است. در دو آیه قبل فرمود: «یُضِلُّونَكُمْ ...» در این آیه مى‏ فرماید: «تَلْبِسُونَ»، «تَكْتُمُونَ» 2ـ كتمان حقّ، حرام و اظهار آن واجب است. «تَكْتُمُونَ الْحَقَّ ...» در واقع یكى از كارهاى آنها این بود كه حق را به باطل خلط كرده و همه را در لباس دین به خورد مردم مى‏ دادند چنان كه فرموده: یَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ بقره/ 79 یا آل عمران/ 78، و احكامى از خود جعل می كردند، مثلاً در تورات آمده: «پیامبرى را بر ایشان از میان برادران ایشان (فرزندان اسماعیل) مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت و هر كه سخنان مرا كه او به اسم من گوید نشنود من از او مطالبه خواهم كرد» تفسیر اجمالی این دو آیه: چرا كتمان حق مى‏ كنید؟ در ادامه گفتگو درباره فعالیت هاى تخریبى اهل كتاب، در این دو آیه روى سخن را به آنان كرده و به خاطر كتمان حق و عدم تسلیم در برابر آن آنها را شدیداً مورد سرزنش قرار مى‏ دهد: نخست مى‏ فرماید: "اى اهل كتاب! چرا به آیات خدا كافر مى‏ شوید در حالى كه (به صحت و صدق آن) گواهى مى‏ دهید" (یا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ) (جمله "تشهدون" به معنى علم و آگاهى است- همانگونه كه در مجمع البیان و غیر آن آمده است- این علم و آگاهى از ذكر اوصاف پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در تورات و انجیل سرچشمه مى ‏گرفت، ولى بعضى گفته‏اند منظور از آن علم و آگاهى به كفایت معجزات براى اثبات نبوت پیامبر اسلام است و بعضى گفته‏اند منظور این است كه شما در ظاهر انكار مى‏ كنید ولى در جلسات خصوصى شهادت به صدق دعوت پیامبر صلی الله و علیه وآله و حقانیت او مى‏ دهید.) شما نشانه ‏هاى پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را در تورات و انجیل خوانده‏اید و نسبت به‏ آن آگاهى دارید، چرا راه انكار را در پیش مى‏ گیرید؟ در آیه دوم بار دیگر آنها را مخاطب ساخته، مى‏گوید: "اى اهل كتاب! چرا حق را با باطل مى‏ آمیزید و مشتبه مى‏ كنید؟ (تا مردم را به گمراهى بكشانید و خودتان نیز گمراه شوید) و چرا حق را پنهان مى ‏دارید در حالى كه مى ‏دانید؟" (یَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ) در حقیقت در آیه قبل آنها را به انحراف از راه حق كه با علم و آگاهى صورت مى‏ گرفته مواخذه مى‏ كند، و در آیه دوم به منحرف ساختن دیگران. در واقع یكى از كارهاى آنها این بود كه حق را به باطل خلط كرده و همه را در لباس دین به خورد مردم مى‏ دادند چنان كه فرموده: یَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ بقره/ 79 یا آل عمران/ 78، و احكامى از خود جعل می كردند، مثلاً در تورات آمده: «پیامبرى را بر ایشان از میان برادران ایشان (فرزندان اسماعیل) مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت و هر كه سخنان مرا كه او به اسم من گوید نشنود من از او مطالبه خواهم كرد.» (سفر تثنیه: فصل 18 آیه 18) اهل كتاب در تورات و انجیل درباره حضرت محمد صلى اللَّه علیه و آله خوانده بودند، ولى به خاطر حفظ موقعیّت اجتماعى و منافع مادّى، همه‏ى آن نشانه‏ هاى الهى را نادیده گرفتند این گونه كلمات را كه گواه روشن بر رسالت پیامبر اسلام است به معانى دیگر حمل مى ‏كردند یا مثلاً شواهدى را كه در انجیل یوحنّا درباره رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله ذكر شده به «جبرئیل» تأویل مى ‏كردند (انجیل یوحنا باب چهاردهم بند 17- 26- 30 باب پانزدهم بند 26، باب شانزدهم آیه 7 و 13) اینها خود مصداق خلط حق به باطل و كتمان حق هستند، على هذا تَكْتُمُونَ الْحَقَّ نتیجه «تلبسون» است و یا مراد از وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ شواهد و چیزهایى است كه رأساً كتمان مى‏ كردند، اشكال كار در آن بود كه این كارها را دانسته و از روى عمد انجام مى‏دادند. (وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ) در حال حاضر نیز بسیارى از تحریف‏ گران، با نام اسلام‏ شناس، مستشرق، مورّخ و جهانگرد، در كتاب‏ ها و ثبت مكان‏ ها و زمان ‏هاى تاریخى تصرّف كردند و در دائرة المعارف ‏ها به عنوان محقّق چنان سیمایى از اسلام ترسیم كردند كه خواننده به فكر ایمان و تأمّل در عقاید اسلامى نیفتد. بحث لغوی: 1ـ تلبسون: لبس (به فتح- ل) به معنى خلط و مشتبه كردن است. 2ـ امام صادق علیه السلام درباره‏ى «وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» فرمودند: یعنى اهل كتاب به صفات ذكر شده براى پیامبر در تورات آگاهند، (ولى آن را كتمان مى‏ كنند) (تفسیر قمى، ج 1، ص 105) 3ـ مراد از «تشهدون» شهادت قلبى و دانستن است. آمنه اسفندیاری کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث بخش قرآن تبیان منابع: تفسیر نور، ج 2 تفسیر نمونه، ج 2 تفسیر احسن الحدیث، ج 2 تفسیر قمى، ج 1 مطالب مرتبط: كتمان حقایق، از گناهان ویژه‏ى دانشمندان این سكوت حرام است! بزرگترین خطر براى علما و دانشمندان

پربازدیدها

پربحث‌ها