شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۳ - ۰۰:۰۰
مدیرانی با عملکرد شبیه خلیفه اول !!
مدیرانی با عملکرد شبیه خلیفه اول !! انحراف در زمان عثمان به اوج خود می رسد. عثمان برخلاف خلفای پیشین حتی در ظاهر نیز زهد را رعایت نمی کرد و در دنیاپرستی تقیه نمی نمود. حضر امیر(علیه السلام) درباره عثمان تعبیراتی دارند که شاهد خوبی بر این مدعاست. «آنگاه سومی برخاست، درحالی که از پرخوارگی باد به پهلو افکنده بود و چونان ستوری که همی جز خوردن در اصطبل نداشت.» و درباره سیره حکومتی عثمان می فرماید: «او به استبداد و خودکامگی فرمان می راند و استبداد و خودکامگی اش سبب تباهی کارها شد.» طبوری از عبداللّه بن عامر نقل می کند: «در ماه رمضان با عثمان افطار می کردم، برای ما غذایی بهتر و لطیف تر از غذای عمر آوردند؛ بر سفره عثمان هر شب ماهیچه خوب و گوشت بزغاله مشاهده کردم و هرگز عمر را ندیدم که نان از آرد الک کرده بخورد و یا گوشت گوسفند بخورد مگر گوشت گوسفند پیر. لذا از عثمان درباره این تفاوت سوال کردم. جواب داد: یرحم اللّه عمر، چه کسی طاقت دارد مثل او رفتار کند!» همچنین انساب الاشراف از سلیم ابی عامر نقل می کند که: «بر دوش عثمان عبای پشمی سیاهی را دیدم که 100 دینار می ارزید.» افزون بر این عثمان، مناصب حکومتی را نیز به خویشاوندان خود و افرادی که صلاحیتی برای این کار نداشتند می سپرد و آنها نیز از این منصب سوء استفاده می کردند. البته از گفتگویی که بین عثمان و حضرت علی(علیه السلام) نقش شده استفاده می شود که انتصاب افراد ناصالح در رأس امور حکومت در بلاد از زمان عمر آغاز شد. تنها فرق در این بود که اگر کسی کار خطایی می کرد عمر او را تنبیه و تبعید می کرد ولی عثمان در مقابل خطاهای خویشاوندانش رفق و مدارا می نمود. به همین دلیل در زمان عثمان، خویشاوندان او برای سوء استفاده از مناصب خود مجال وسیع تری در اختیار داشتند. عثمان حکم بر عاص و مروان بن حکم و حارث بن حکم را نزد خود خواند و ولیدبن عقبه بن ابی محیط را بر کوفه وعبداللّه بن أبی سرح را بر مصر، و معاویة بن ابی سفیان را بر شام و عبداللّه بن عامر را بر بصره ولایت داد. امام می گویند: بار خدایا تو می دانی، آنچه از ما سر زد، نه برای همچشمی بود و نه رقابت در قدرت و نه خواستیم از این دنیای ناچیز افزون به چنگ آوریم. بلکه می خواستیم نشانه های دین تو را که دگرگون شده بود بازگردانیم و بلاد تو را اصلاح کنیم تا بندگان ستمدیده ات در امان مانند و آن حدود که تعطیل شده بود، جاری گردد طبری از امام علی(علیه السلام) نقل می کند که فرمود: عثمان نمی خواست کسی او را نصیحت کند، خاصان اهل دروغ و نیرنگ را برگزید، هر یک از آن ها به تکه ای از زمین چسبیده بود و خراج آن را می خورد و اهل آن سرزمین را خوار می کرد. می توان به وضوح نتیجه گرفت که هر یک از والیان عثمان نیز در دائره ولایت خود مناصب و فرصت های شغلی را بین اطرافیان و طرفداران خود تقسیم کرده و دیگران را محروم می ساختند. وقتی از زاویه عدالت اقتصادی به این انحراف بنگریم، درمی یابیم که این انحراف عامل مهمی در تشدید فقر و نابرابری در آن زمان بوده است. زیرا این انحراف موجب می گشت که به تدریج ثروت های جامعه در نزد عده ای محدود که به نوعی به دستگاه حکومت وابسته بودند جمع شود و بقیه سهمی در آن ثروت ها نداشته باشند. همچنین این انحراف زمینه ساز انحراف دیگر یعنی توزیع ناعادلانه بیت المال بود. توزیع ناعادلانه بیت المال بیت المال نام یک مکان نیست بلکه به وجوهی گفته می شود که به خزانه دولت وارد می گردد و باید صرف مصالح مسلمین شود . ابوعبید اموال بیت المال را به سه قسم؛ فی ء، خمس و صدقه، تقسیم می نماید. مقصود از صدقه همان زکات است که از طلا و نقره و شتر، گاو، گوسفند و حبوبات و میوه جات گرفته می شود و باید در اصناف هشت گانه ای که خداوند متعال در سوره توبه آیه 60 برشمرده است مصرف شود و بین همه مسلمین تقسیم نمی شود. فی ء شامل جزیه و خراج زمین هایی که با جنگ به دست مسلمانان افتاد و خراج زمین های صلحی می شود. اینگونه اموال باید صرف مصالح مسلمین شود و مخصوص فقراء نیست، خمس نبرد در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) خلفاء شامل یک پنجم غنائم به دست آمده در جنگ با کفار، معادن، آنچه از ته دریا با غواصی به دست می آید و گنج می شد. برخی فقهاء اهل تسنن خمس را ملحق به فی ء کرده و برخی دیگر می گویند باید در اصناف پنج گانه ای که در قرآن تصریح شده صرف شود. از گفتگویی که بین عثمان و حضرت علی(علیه السلام) نقش شده استفاده می شود که انتصاب افراد ناصالح در رأس امور حکومت در بلاد از زمان عمر آغاز شد در طول حکومت عثمان برخی افراد دارای ثروت های هنگفتی شدند. برای نمونه درباره زید بن ثابت نقل شده که وقتی مرد آنقدر طلا و نقره داشت که با تبر آنرا خرد می کردند افزون بر این اموال و زمین هایی داشت که صد هزار دینار می ارزید. عبدالرحمن بن عوف در وقتی که وفات کرد یک میلیون و نهصد و بیست هزار دینار ثروت داشت. زبیر در هر یک از بصره، مصر، کوفه و اسکندریه خانه داشت و مالش بعد از وفاتش 50 هزار دینار بود و هزار اسب و هزار کنیز و هزار بنده داشت. طلحه از غلات عراق روزی هزار دینار درآمد داشت. سعد بن ابی وقاص خانه ای از سنگ گران قیمت عقیق ساخت و یعلی بن حنیه در هنگام مرگ، پانصد هزار دینار و زمین ها و مطالبات زیادی داشت که قیمت آن به سیصد هزار دینار می رسید. ظاهرا ثروت عثمان از همه بیشتر بود. در تاریخ نقل شده که وقتی عثمان کشته شد سه میلیارد و پانصد هزار درهم و صد و پنجاه هزار دینار و هزار شتر در ربذة و به قیمت دویست هزار دینار اموال در برادیس و خیبر و وادی القری داشت. همه این مسائل بیان شده یکی از دلایلی بود اهداف امام برای تشکیل حکومت چنانچه حضرت امیر(علیه السلام) در خطبه 131 نهج البلاغه هدف از حکومت خود را چنین بیان می نماید: اللّهم انّک تعلم أنه لم یکن الذی کان منّا منافسةً فی سلطانٍ و لا التماس شیی ء من فضول الحطام و لکن لنردّ المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطّلة من حدودک امام میگویند: بار خدایا تو می دانی، آنچه از ما سر زد، نه برای همچشمی بود و نه رقابت در قدرت و نه خواستیم از این دنیای ناچیز افزون به چنگ آوریم. بلکه می خواستیم نشانه های دین تو را که دگرگون شده بود بازگردانیم و بلاد تو را اصلاح کنیم تا بندگان ستمدیده ات در امان مانند و آن حدود که تعطیل شده بود، جاری گردد. به امید روزی که مدیران و مسئولین حکومتی از مولای متقیان الگوی مدیریت بگیرند! فرآوری: زین الدینی بخش نهج البلاغه تبیان منابع: نهج البلاغه الحیاة، محمدرضا حکیمی امام علی (ع) و اصلاحات اقتصادی؛ نویسنده : میرمعزی، سید حسین مجله کتاب نقد ، تابستان 1380 - شماره 19 مطالب مرتبط: دعواشو مسئولا می کنند ضربشو مردم میخورن! آیا همه مدیران ما لایق هستند؟! چند مسئول با این ویژگی ها داریم؟!

پربازدیدها

پربحث‌ها