مهارتهای ارتباط کلامی میان فردی ازنگاه دین
مهارت ارتباط كلامی میان فردی در قرآن
یكی از مواهب بزرگ خدای سبحان بر آدمی استعداد سخن گفتن است. چه آن كه آدمی با سخن گفتن آنچه را كه در درون خویش دارد آشكار میكند و مقصود خویش را با سخن گفتن بیان میكند. قرآن كریم به این ویژگی انسان تكیه نموده و فرموده است:
"الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الإنْسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَیَانَ".
بیان یعنی ظاهرنمودن، با زبان انسان مكنونات ضمیر خودش را، امور پنهانی كه در ضمیرش است برای دیگری آشكار میكند و آن دیگری برای او آشكار میكند.
و در سوره بلد هم به این نعمت مهم تصریح نموده است:
"أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ * وَلِسَانًا وَشَفَتَیْنِ".
از این روی گفته میشود: اصل استعداد و قدرت بر سخن گفتن امری خدادادی است كه به لطف خود، در آفرینش انسان به ودیعت نهاده است، اما شکل گرفتن، فعلیت یافتن و شكوفایی آن به صورتهای مختلف و پیدایش زبانها و لغتهای گوناگون، شكل قراردادی دارد.
ادامه مطلب
مهارت ارتباط كلامی میان فردی در قرآن
درآمد
یكی از مواهب بزرگ خدای سبحان بر آدمی استعداد سخن گفتن است. چه آن كه آدمی با سخن گفتن آنچه را كه در درون خویش دارد آشكار میكند و مقصود خویش را با سخن گفتن بیان میكند. قرآن كریم به این ویژگی انسان تكیه نموده و فرموده است:
"الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الإنْسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَیَانَ".1
بیان یعنی ظاهرنمودن، با زبان انسان مكنونات ضمیر خودش را، امور پنهانی كه در ضمیرش است برای دیگری آشكار میكند و آن دیگری برای او آشكار میكند.2
و در سوره بلد هم به این نعمت مهم تصریح نموده است:
"أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ * وَلِسَانًا وَشَفَتَیْنِ".3
از این روی گفته میشود: اصل استعداد و قدرت بر سخن گفتن امری خدادادی است كه به لطف خود، در آفرینش انسان به ودیعت نهاده است، اما شکل گرفتن، فعلیت یافتن و شكوفایی آن به صورتهای مختلف و پیدایش زبانها و لغتهای گوناگون، شكل قراردادی دارد.4
سۆال اساسی كه ما در این قسمت از بحث به دنبال آن هستیم پاسخ به این مطلب اساسی است كه قرآن كریم چه نوع مهارتهایی را برای ارتباط كلامی میان فردی مۆثر ارائه داده است تا آدمی در پرتو آن مهارتها توان یابد، در گفتگوی خویش با هم نوع خود به مقصود و مطلوبش برسد و پیام خود را به راحتی به دیگران برساند. اگر چه در تفاسیر و كتب اخلاقی پیرامون آداب سخن گفتن مباحثی را بیان فرمودند ولی از آن جایی كه آن مطالب دسته بندی نشده و خصوصاً با عنوان انتخاب شده در نوشته ها به صورتی كه ما ارائه دادیم دیده نشد بر آن شدیم بخشی از خلاء موجود در عنوان ارائه شده را پر كنیم.
اهمیت سخن گفتن
از آنجا كه آدمی در رساندن مافیالضمیر خویش ناگزیر به تكلم است و اندوختههای علمی خویش و تجربیات زندگی را به وسیله مهمترین نعمت الهی كه همان سخن گفتن است ارائه میدهد و بسیاری از تنشها و چالشهای زندگی را با گفتار باید حل و فصل نماید روشن میشود سخن گفتن در زندگی آدمی نقش غیرقابل انكاری دارد و از اهمیت بالایی برخوردار است كه خدا این نعمت خدادادی (استعداد سخن گفتن را) را نصیب انسانها نموده است. شهید مطهری در اهمیت سخن گفتن میفرماید: "این كه انسان با حیوانها متفاوت است، به موجب همان استعدادی است كه در او برای گفتن و نوشتن نهفته شده است. یعنی اگر همین یك استعداد را از انسان بگیریم انسان با حیوانات فرقی نمیكند. اگر بیان و قلم نبود انسان تا دامنه قیامت همان وحشی اولیه بود، محال بود به اصطلاح امروز، فرهنگ و تمدن به وجود بیاید، چون فرهنگ محصول تجارب بشر است، با بیان، انسان آن چه را كه تجربه میكند و میآموزد به همزمان های خودش منتقل میكند، كه قلم هم این خاصیت را دارد."5
واژه شناسی مهارت و ارتباط
مهارت در فرهنگ فارسی به معنای زیركی و رسایی در كار،استادی و زبر دستی آمده است.6 ودر لغت نامه دهخدا به معنای، ماهر بودن در كار،استادی ،زیركی ،چابكی و زبر دستی آمد.7
با توجه به معنای لغوی واژه مهارت ، مهارت ارتباط كلامی در اصطلاح عبارت است از آنكه آدمی در پرتو شناخت صحیح و رفتار درست به توانایی لازم در انتقال پیام و خواسته های ما فی الضمیر به مخاطب دست یابد.
ارتباط میان فردی، فرایندی است كه در آن، اطلاعات، مفاهیم و احساسات را با پیامهای كلامی و غیركلامی با دیگران درمیان میگذاریم.8
به تعبیر دیگر: ارتباط هر عمل متقابلی است كه شامل انتقال پیام باشد.9
ارتباط میان فردی نشانه هویت و تكامل آدمی است. ارتباط مۆثر موجب شكوفایی افراد و به فعلیت رسیدن استعدادها و بهبود كیفیت روابط و رسیدن به آسایش در زندگی دنیایی است.
به همین خاطر در آموزههای دینی بر ارتباط مۆثر تأكید شده است.
بدیهی و آشكار است كه مهمترین راه برقراری ارتباط انسانها، ارتباط كلامی است.
مهم آن است كه آدمی قدرت ارتباط كلامی مۆثر داشته باشد تا بتواند به راحتی و به نحو شایسته از این نوع ارتباط بهره گیرد. قرآن كریم، كتاب زندگی، مهارتهایی را بر ارتباط كلامی مۆثر ارائه داده است كه ما در این بخش آنها را مورد بحث و بررسی قرار میدهیم.
مهارتهای ارتباط كلامی میان فردی در قرآن
مهارت شناختی:
1ـ به كارگیری واژه مثبت و آرامشزا
نتیجه مثبت یا منفی یك ارتباط كلامی میان فردی ارتباط تنگاتنگی با نحوه شروع و پایان آن، ارتباط دارد. اگر ارتباط كلامی با كلمات مثبت (امنیتآور و آرامشزا) شروع شود، تداوم ارتباط، برای طرفین، دلنشین و خوشایند خواهد بود، همانگونه كه به كارگیری كلماتی كه دارای بار منفی است در ارتباط طرفین ایجاد اختلال میكند.
قرآن كریم در آیاتی به سلام كردن در آغاز و پایان مكالمه توصیه نموده و از سلام به عنوان یك واژه مثبت و آرامشدهنده در ارتباط كلامی میان فردی به نیكی یاد نموده است.
1ـ "وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِینَ یُۆْمِنُونَ بِآیَاتِنَا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْكُمْ؛ هرگاه كسانی كه به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند، به آنها بگو: سلام بر شما".10
2ـ زمانی كه فرشتگان برای تخریب شهر لوط به نزد حضرت ابراهیم(ع) آمدند در آغاز ملاقات به آن حضرت سلام كردند.
"وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِیمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلامًا قَالَ سَلامٌ؛ فرستادگان ما (فرشتگان) برای ابراهیم بشارت آوردند، گفتند: سلام (او نیز) گفت: سلام".11
3ـ به مۆمنین دستور داده شده به هنگام ورود در خانه دیگران طلب استیناس نموده و سلام كنند. "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا؛ ای كسانی كه ایمان آوردهاید! در خانههایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام كنید".12
4ـ زمانی كه حضرت ابراهیم(ع) خواست از آزر جدا شود به او سلام كرد. "قَالَ سَلامٌ عَلَیْكَ".13
باتوجه به معنای واژه سلام، بنابر گفته راغب كه عبارت از، صلح و آشتی است.14 از مجموع این آیات و آیات دیگر به دست میآید كه قرآن كریم این اصل (به كارگیری واژه مثبت و آرامشزا) را در ارتباط كلامی مۆثر میان فردی به عنوان یك اصل ثابت و مسلم پذیرفته است.
ناگفته نماند واژه مثبت و آرامشزا منحصر به سلام نیست، بلكه هر واژه مثبتی كه آرامش را به همراه داشته باشد استفاده از آن نیكو و پسندیده است، كه البته در فرهنگ قرآنی به پیروان كتاب زندگی دستور داده شده است ابتدای سخن با سلام شروع شود. بر اساس همین نگرش وحیانی، معصومین(ع) بر شروع سخن با سلام تأكید نمودند. رسول اكرم(ص) فرمود: "اَلسَّلامُ تَحِیَّةٌ لِمِلَّتِنا و اَمان لِذِمَّتِنا"15 واژة (سلام) درود جامعة ما و حافظ ذمّة ماست.
مردی با امام حسین(ع) آغاز سخن كرد كه خدا عافیت بخشد، حالت چگونه است. حضرت فرمود: "اَلسَّلامُ قَبْلَ الكلامِ عافاكَ الله، لاتَأذَنُوا لِأحَدٍ یُسَلِّمَ".16
خدا عافیت دهد، سلام كردن بر سخن گفتن مقدم است. تا كسی سلام نداده به او اجازه سخن ندهید.
براساس همین بینش توحیدی بخیل واقعی كسی است كه از سلام نمودن بخل ورزد. امام حسین(ع) فرمود: "اَلْبَخیلُ مَنْ بَخِلَ بالسَّلامِ؛ بخیل كسی است كه از سلام كردن بخل ورزد".17
شاید یكی از حكمتهای سلام این باشد كه هر انسانی در زندگی خود پیوسته نگرانیها، ترسها و اضطرابهایی دارد و با هركسی هم كه برخورد میكند، چون احتمال میدهد كه از سوی او ضرری متوجهش شود، نوعی نگرانی و اضطراب به او روی میآورد. بنابراین نخستین چیزی كه در هر ملاقات و برخورد انسانها مطلوب و شیرین است برطرف شدن این نگرانی و دلهره خواهد بود تا انسان احساس آرامش كند و مطمئن شود كه از سوی آن شخص هیچ ضرری به او نمیرسد و خطری او را تهدید نمیكند. بنابراین در اولین برخورد، بهترین چیزی كه باید مسلمانها رعایت كنند، دادن امنیت و آرامش به طرف مقابل و مخاطب خویش است تا مطمئن شود كه از طرف مقابل ضرری متوجه او نیست. 18
ارتباط كلامی كه گام نخست روابط اجتماعی به شمار میآید، مانند هر رابطه اجتماعی دیگر باید برای انسان احساس امنیت و آرامش فراهم سازد، و قرآن باتوجه به همین نكته از مۆمنان خواسته است كه آغاز و پایان ارتباطات كلامی خود را با سلام زینت بخشند تا فضای سلامتی برای گیرنده علاوه بر فضاسازی برای شكلگیری یك ارتباط شاداب و اثرگذار میان یكدیگر، زمینه را برای پاسخ سلام خود از جانب گیرنده كه متقابلاً سلامتی را برای فرستنده طلب میكند فراهم میسازد، در نتیجه، ارتباط در محیطی كاملاً فعّال، واقعی، سالم و مملو از مهربانی شكل میگیرد كه هم برای ارتقاء سطح بهرهوری ارتباط كلامی میان فردی میافزاید و هم بهرهوری از زمان را برای هر دو طرف گفتگو به ارمغان میآورد. 19
2ـ اعتماد آفرینی20
از عوامل مهم ارتباط مۆثر و نفوذ در مخاطب، كسب اعتماد او به گفتار و انگیزه گوینده است که میان افزایش عناصر اعتماد آفرین با افزایش پذیرش مخاطب، رابطه مستقیمی وجود دارد.
قرآن كریم با اشارهای نغز در داستان ابراهیم، این واقعیت را بیان كرده است: هنگامی كه جمعی از فرشتگان برای نابودی قوم لوط به صورت ناشناس، نزد حضرت ابراهیم(ع) آمدند و از خوردن غذا خودداری ورزیدند. ابراهیم(ع) احساس بیگانگی و دلهره كرد و از گفتگو با آنان، خودداری نمود ولی پس از شناسایی و دریافت بشارت از آنان، باب گفتگو را دربارة مأموریت آنان و شفاعت از قوم لوط گشود.
"فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَى یُجَادِلُنَا فِی قَوْمِ لُوطٍ؛ هنگامی كه ترس ابراهیم فرونشست، و بشارت به او رسید، درباره قوم لوط با ما مجادله میكرد".21
از این آیه برمیآید كه پیش شرط گفتگوهای مۆثر و سازنده، ایجاد فضایی امن، همراه با اعتمادی متقابل است.
عناصر اعتمادآفرین در روابط گفتاری:22
الف، راستگویی
از عوامل مۆثری كه موجب ایجاد و تحكیم اعتماد مخاطب میگردد، صداقت گوینده است، به طوری كه برای شنونده، از روی قرائن یا شناخت قبلی كاملاً محسوس و ملموس باشد، چه آن كه، هیچگونه اعتمادی به دروغگو نیست.
امام باقر(ع) فرمود: "تعلّموا الصدق قبل الحدیث".23
راستگویی را پیش از سخنگویی بیاموزید.
ب، خیرخواهی
تصور خیرخواهی و دلسوز بودن گوینده در ذهن مخاطب، تحكیم اعتماد وی را به دنبال دارد و در نتیجه تأثیر فزونتر گفتار بر دل و جان او را باعث میگردد.
از این روی، پیامبران هنگام دعوت و گفتگو، بر خیرخواهی و دلسوزی خود تأكید میورزیدند.
از حضرت نوح(ع) نقل شده است: "أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّی وَأَنْصَحُ لَكُمْ؛ رسالتهای پروردگارم را به شما ابلاغ میكنم، و خیرخواه شما هستم".24
ج، پرهیز از خودمحوری
غرور و خود برتربینی در گفتگو و بیتوجهی به نگرشهای طرف مقابل سلب اعتماد وی از برقراریِ ارتباطی مفید و مۆثر را به دنبال خواهد داشت.
اشراف قوم نوح به خاطر خود برتربینی و تصور دروغگو بودن آن حضرت حاضر به گوش دل دادن گفتار آن حضرت نشدند: "وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَیْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِینَ؛ و برای شما فضیلتی نسبت به خود نمیبینم، بلكه شما را دروغگو تصور میكنم".25
د، معرفی خود
از روشهای اعتمادآفرینی، معرفی خود و هدف خویش با واژگانی صمیمانه و نیز، بیان توانمندی و تخصص خویش است تا راه بر هرگونه پیشداوری و گمانهزنی بسته شود. از این روی پیامبران الهی، در گام نخست، به معرفی خویش و اهداف خود پرداختند.
برای نمونه حضرت نوح(ع) میفرمود: "إِنِّی لَكُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ * وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ مسلما من برای شما پیامبری امین هستم. تقوای الهی پیشه كنید و مرا اطاعت نمایید. من برای (دعوت) هیچ مزدی از شما نمیطلبم".26
3ـ اجتناب از واژههای زشت و نفرتانگیز
به طوركلی ارتباط آدمی با یكدیگر براساس دو بینش كرامت و اهانت برقرار میگردد.
از دیدگاه قرآن كریم، ارتباطی سالم است كه بر پایه تكریم شخصیت و عزت نفس و احترام متقابل افراد انسانی صورت گیرد. بدیهی است، زمانی متكلم با الفاظ زشت و دشمنیزا سخن بگوید، در مخاطب نه تنها تأثیر نمیگذارد بلكه زمینهساز اختلال در ارتباط را فراهم میآورد. علی(ع) فرمود: "ایّاكَ و مُسْتَهْجَنَ الكَلامَ فَإِنَّهُ یَوغِرُ القلب؛ از سخن زشت بپرهیزید كه دلها را به كینه آورد".27
چه آن كه طبع آدمی با الفاظ زشت، تنفر دارد و هیچ وقت گوش دل، به سخنان كسی كه در مورد او با واژههای زشت بهره گرفته میشود، نمیدهد و آن را پذیرا نمیشود. براساس این كه طبع آدمی به الفاظ نیك گرایش دارد خداوند دستور به سخن نیك میدهد. "و قولوا للناس حُسناً؛ و به مردم نیك بگویید".28
آدمی در ایجاد ارتباط كلامی مۆثر ناگزیر به اجتناب نمودن از واژههای زشت است.
امام باقر(ع) فرمود: "قُولُوا لِلنّاسِ أَحْسَنَ ما تُحِبُّونَ اَنْ یقال لَكُمْ؛ با مردم به نیكوترین سخن كه دوست دارید آنان به شما بگویند، سخن بگویید".29
قرآن به پیروان خویش دستور میدهد از ناسزا گویی اجتناب كنند. "وَلا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ؛ كسانی كه غیر خدا را میخوانند دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روی (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند".30
كتاب زندگی، مۆمنین را از آشفته گویی و به كارگیری كلمات زشت پرهیز داده و فرموده است: "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلا سَدِیدًا؛ ای كسانی كه ایمان آوردهاید! تقوای الهی پیشه كنید و سخن حق بگویید".31 "وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلا مَعْرُوفًا؛ و با آنها سخن شایسته بگوئید".32 "وَقُلْ لِعِبَادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطَانَ كَانَ لِلإنْسَانِ عَدُوًّا مُبِینًا؛ به بندگانم بگو: سخن بگوئید كه بهترین باشد، چرا كه شیطان میان آنها فتنه و فساد میكند، همیشه شیطان دشمن آشكاری برای انسان بوده است".33
و همچنین مۆمنان را از صدازدن دیگران با القاب زشت بازداشته و فرموده است: "وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلا تَنَابَزُوا بِالألْقَابِ؛ و با القاب زشت و ناپسند یكدیگر را یاد نكنید".34
4ـ در نظرگرفتن سطح فهم و نیاز مخاطب
گوینده بایستی به سطح فهم و خرد مخاطب توجه داشته باشد چه آن كه عدم توجه به این اصل گوینده را از مقصود خویش كه همان رساندن پیام به مخاطب است بازمیدارد. مخاطب هنگامی تحمل شنیدن را در خود ایجاد میكند كه مطالب متكلم به فراخور فهم و دانش او باشد و إلاّ احساس خستگی و بیگانگی از گفتههای گوینده را در خود مشاهده میكند.
براساس همین اصل محوری، پیامآوران الهی در مرحلة نخست به زبان قوم خویش سخن میگفتند: "وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ؛ ما هیچ پیامبری را، جز به زبان قومش، نفرستادیم تا (حقایق را) برای آنها آشكار سازد".35
تبیین حقایق زمانی قابل تحقق است كه سطح فكری مخاطب رعایت شود.
رسول خدا(ص) فرموده است: "إِنّا معاشِرَ الانبیاءِ أُمِرْنا أن نُكَلِّمَ الناس علی قدر عقولِهِمْ؛ ما پیامبران مأموریم تا با مردم به اندازه درك و عقلشان سخن گوئیم. توجه به عنصر یاد شده، در گفتگو با كودكان از ضرورتی مضاعف برخوردار است. چه آن كه درك محدود و اطلاعات اندك آنان نیازمند گشودن زبان كودكی با آنان است.".36
رسول اكرم(ص) میفرماید: "من كان عِنْدَهُ صَبِیٌّ فلیتصاب له؛ هركس كودكی نزد اوست، باید كه برایش كودكی كند".37
________________________
پینوشت:
1 . الرحمن /1 . 4.
2 . آشنایی با قرآن، ج6، ص16.
3 . بلد/8 . 9.
4 . مصباح یزدی، محمدتقی، اخلاق در قرآن، ج 3، ص328
5 . آشنایی با قرآن، ج6، ص16.
6 . فرهنگ عمید
7 . لغت نامه دهخدا،ذیل ماده میم،ص16
8 . هارجی، اُوِن و كریستین ساندرز و دیوید ایسكون، به نقل از فرهنگ روابط اجتماعی در آموزهای اسلامی، ج 2، ص 448.
9 . ماهوان، سعید، آشنایی با مهارتهای زندگی، ص128.
10 . انعام/54.
11 . هود/69.
12 . نور/27.
13 . مریم/47.
14 . مفردات الفاظ قرآن، 2/250.
15 . كرمی فریدی، نهج الفصاحه، ص341
16 . گروه حدیث پژوهشكده باقرالعلوم، فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ترجمه علی مویدی، ص813
17 . همان، 813.
18 . اخلاق در قرآن، ج3، ص255.
19 . احمدزاده، سیدمصطفی، اصول حاکم بر ارتباطات کلامی میان فردی ازدیدگاه قرآن،فصلنامه پژوهشهای قرآنی، دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، ش 46 . 47 ص311 - 312.
20 . گروه پژوهشی علوم قرآن و حدیث دانشگاه علوم اسلامی رضوی، فرهنگ روابط اجتماعی در آموزههای اسلامی، ج2، ص451.
21 . هود/74.
22 . فرهنگ روابط اجتماعی در آموزههای اسلامی، ج2، ص452.
23. منتخب میزان الحكمه، 314.
24. اعراف/62.
25. هود/27.
26. شعراء /107 . 109.
27. غررالحكم، 192.
28 . بقره/83
29. تحف العقول، 534.
30 . انعام/108.
31 . احزاب/70.
32 . نساء/5.
33 . اسراء/53.
34 . حجرات/11.
35 . ابراهیم/5.
36 . تحف العقول،60.
37 . محمد، محمدی ریشهری، حكمتنامه كودك، ترجمه عباس پسندیده، ص 266.
گنجینه قرآنی (بانک مقالات):
قرآن و زندگی