چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
بهترین و با ارزشترین زیبایی!
بهترین و با ارزش ترین زیبایی!‌ از آرامش با تعبیر «سكینه» و «اطمینان» در آیات و روایات و متون دینى ما یاد شده است. آرامش و اطمینان قلبى هدیه اى آسمانى است كه خدا آن را به مۆمنان ارزانى مى دارد. قرآن مى فرماید: «الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛(1) « همان كسانى كه ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى گیرد. آگاه باش كه با یاد خدا دلها آرام مى گیرد .» در احادیث نیز آمده است: 1. قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «لَیْسَ الْبِرُّ فِی حُسْنِ اللِّباسِ وَ الزِّیِّ وَ لَكِنَّ الْبِرَّ فِی السَّكِینَةِ وَ الْوَقَارِ؛(2) نیكویى در زیبایى لباس و زندگى نیست؛ بلكه نیكویى در آرامش خاطر و وقار است .» 2. قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «اِنَّ... أَحْسَنَ زینَةِ الرَّجُلِ السَّكینَةُ مَعَ الْایمانِ؛(3) همانا... نیكوترین زیبایى فرد، آرامش خاطر به همراه ایمان است .» الگوى راستین آرامش خاطر روزى عربى بادیه نشین با شترش به مدینه آمد و مدعى شد كه حاضر است با پیامبرصلى الله علیه وآله مسابقه شتردوانى بدهد. شورى در میان اصحاب افتاد و همگى یقین كردند كه شتر چابك رسول خدا صلى الله علیه وآله در مسابقه پیروز خواهد شد. پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله به همراه رقیب خود و حاضران به میدان مسابقه رفتند. هیجان عجیبى در بین مردم افتاده بود. مسابقه آغاز شد؛ ولى برخلاف انتظار اصحاب، شتر پیامبرصلى الله علیه وآله عقب ماند و در رقابت شكست خورد. آن دسته از اصحاب كه درباره شتر پیامبرصلى الله علیه وآله باور ویژه اى پیدا كرده بودند، از این پیشامد بسیار ناراحت شدند و چهره هایشان درهم كشیده شد. پس از انجام مسابقه، پیامبرصلى الله علیه وآله متوجه ناراحتى آنان گردید و به آنان فرمود: «این موضوع ناراحتى ندارد. شتر من چون از دیگر شتران جلو مى افتاد، به خود بالید و مغرور شد و این سبب شكست او گردید.» آن حضرت حتى براى لحظه اى هم آرامش خود را به موجب شكست بر هم نزد؛ در حالى كه اصحاب ایشان از این پیشامد نگران شدند. (4) امام حسین علیه السلام حتى در این لحظه جانسوز هم اطمینان خود را به خداى خویش از كف نداد و آرام و مطمئن فرمود: «هَوْنٌ عَلَىَّ ما نَزَلَ بى أَنَّهُ بِعَیْنِ اللَّهِ؛ آنچه بر من نازل مى شود، برایم آسان است؛ چرا كه خداوند آن را مى بیند» آرامش توأم با تسلیم خانه امام باقرعلیه السلام مملوّ از جمعیت بود و شیعیان براى دیدار با امام نزد ایشان آمده بودند. صداى گریه برخى از افراد خانواده امام، حاضران را بر آن داشت كه بدانند چه اتفاقى افتاده است. پس از مدتى متوجه شدند كه یكى از فرزندان امام باقرعلیه السلام به شدت بیمار و در بستر آرمیده است. این موضوع سبب نگرانى خانواده امام شده بود. امام مقدارى از مهمانان خود پذیرایى كرد و پیش آنها نشست. دیرى نگذشت كه صداى شیون زنان و كودكان از اندرونى خانه امام به گوش رسید و همه فهمیدند كه كودک از دنیا رفته است. امام علیه السلام از جایش برخاست و به اتاق درونى رفت و پس از اندكى با چهره اى گشاده بازگشت و دوباره پیش مهمانان خود نشست. یكى از آنان از امام اجازه گرفت تا سۆالى مطرح كند. او از امام علیه السلام پرسید: هنگامى كه ما صداى شیون و گریه شنیدیم، با خود انگاشتیم كه حتماً براى شما از این مصیبت، اندوه و تشویشى زیاد حاصل مى شود؛ اما اكنون شما را با چهره اى گشاده مى بینیم. ما ترسیدیم براى شما اتفاقى بیفتد؛ ولى اكنون شما را گونه اى دیگر یافتیم. امام باقرعلیه السلام با چهره اى آرام و قلبى مطمئن فرمود: «إِنَّا لَنُحِبُّ أَنْ نُعَافَى فِیمَنْ نُحِبُّ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ سَلَّمْنَا فِیمَا یُحِبُّ؛(5).» به درستى كه ما نیز مى خواهیم آنكه دوستش داریم (فرزندمان)، در سلامت باشد؛ ولى وقتى كه [خواست و] امر خدا [در مورد ما] نازل شد، به آنچه او دوست مى دارد، تسلیم مى شویم. توسل امام حسین علیه السلام مظهر آرامش با ذكر و یاد خداست و عاشوراى او كانون ذاكران الهى. او در بحرانى ترین شرایط و پیشامدها به یاد خدا بود و ذكر او را بر زبان جارى مى ساخت. امام سجاد علیه السلام در این باره مى فرماید: «[در روز عاشورا] آن گاه كه بیمار بودم و توان حركت نداشتم، صداى پدرم را مى شنیدم كه براى اصحابش سخن مى گفت و مى فرمود: «أُثْنِی عَلَى اللَّهِ أَحْسَنَ الثَّنَاءِ وَ أَحْمَدُهُ عَلَى السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ... أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى وَ لَا خَیْراً مِنْ أَصْحَابِی؛(6) خدا را به نیكوترین وجه مى ستایم و او را در هر شادى و غم ستایش مى كنم ... اما بعد، من یارانى با وفاتر و بهتر از یاران خویش سراغ ندارم .» امام حسین علیه السلام مظهر آرامش با ذكر و یاد خداست و عاشوراى او كانون ذاكران الهى. او در بحرانى ترین شرایط و پیشامدها به یاد خدا بود و ذكر او را بر زبان جارى مى ساخت آرى، او در گرماگرم نبرد همواره ذكر «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» را بر زبان جارى مى ساخت. (7) از جمله جانكاه ترین لحظات و دلخراش ترین صحنه هاى عاشورا، لحظه اى بود كه امام علیه السلام یكه و تنها به سوى خیمه گاه خویش آمد و از خواهرش زینب علیهاالسلام، كودك شیرخوار خود على اصغرعلیه السلام را طلب نمود و فرمود: «ناوِلُونى عَلِیّاً ابْنِىَ الطِّفْلَ حَتَّى اُوَدِّعَهُ؛ فرزند كوچكم على را به من دهید تا با او خداحافظى كنم .» او را در آغوش گرفت و بوسید و به او نگریست و زیر لب گفت: «وَیْلٌ لِهۆُلاءِ الْقَوْمِ إِذا كانَ خَصْمَهُمْ جَدُّكَ؛ واى بر این مردم كه جدّ تو [رسول الله ] دشمن آنان باشد .» آن گاه او را به سوى میدان برد تا جرعه آبى برایش طلب كند و در این لحظه، «حرمله بن كاهل اسدى» تیرى به سوى كودك پرتاب كرد و او را به شهادت رساند. امام علیه السلام دستش را زیر گلوى على اصغر گرفت و خون آن را به آسمان پاشید. (8) امام باقرعلیه السلام فرمود: «فَلَمْ یَسْقُطْ مِنْ ذَلِكَ الدَّمِ قَطْرَةٌ إِلَى الْأَرْضِ؛(9) حتى قطره اى از آن خون هم به زمین نریخت .» و امام حسین علیه السلام حتى در این لحظه جانسوز هم اطمینان خود را به خداى خویش از كف نداد و آرام و مطمئن فرمود: «هَوْنٌ عَلَىَّ ما نَزَلَ بى أَنَّهُ بِعَیْنِ اللَّهِ؛(10) آنچه بر من نازل مى شود، برایم آسان است؛ چرا كه خداوند آن را مى بیند .» پی نوشت ها: 1) رعد/ 28 2) مستدرك الوسائل، میرزا حسین محدث نورى، بیروت، مۆسسه آل البیت، چاپ دوم، 1408، ه . ق، ج 1، ص 106 3) الأمالى، صدوق، انتشارات كتابخانه اسلامیه، چ چهارم با اصلاحات، 1362 ش، ص 395، ح 1 4) داستان راستان، شهید مطهرى، تهران، صدرا، ج 2، ص 96 5) بحارالانوار، ج 46، ص 301؛ وسائل الشیعه، ج 3، ص 286؛ أئمتنا، ج 1، ص 344 6) العوالم، ج 17، ص 243؛ تاریخ الطبرى، ج 3، ص 315؛ الكامل فى التاریخ، ج 2، ص 559؛ بحارالأنوار، ج 44، ص 392 7) الدمعة الساكبة، محمدباقر بهبهانى، بیروت، مۆسسة الاعلمى للمطبوعات، 1409 ه . ق، ج 4، ص 351؛ معالى السبطین، ج 2، ص 22 8) مقتل الحسین علیه السلام، خوارزمى، ج 2، ص 32؛ بحارالانوار، ج 45، ص 46؛ الفتوح، ج 5، ص 13 9) بحارالانوار، ج 45، ص 46 10) اعیان الشیعة، ج 1، ص 609؛ مقتل الحسین علیه السلام، ص 343؛ بحارالانوار، ج 45، ص 46؛ العوالم، ج 17، ص 288 بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 107 مطالب مرتبط: نسخه ای اساسی برای کسب آرامش 6 راهکار عملی کسب آرامش عوامل آرامش در دنیا و آخرت برای مۆمنان

پربازدیدها

پربحث‌ها