چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
آرزوى زوال نعمت از دیگران
آرزوى زوال نعمت از دیگران حسد عبارت است از: تمناى زوال نعمت از برادر مۆمن؛ البته آرزوى زوال بدى و نعمت كه به صلاح طرف باشد، غیرت است، نه حسد و اگر انسان آرزوى زوال نعمت از برادر مۆمن نكند، بلكه همانند آن را براى خود تمنا و آرزو كند به آن غبطه گویند . حسد از امراض كشنده ى نفسانیه است، كه درمان آن سخت است، و شخص داراى چنین صفتى، همیشه در رنج و عذابِ دنیایى و كیفر و عقاب آخرتى گرفتار است، و هر نعمتى در محسود ببیند، متأثر و ناراحت مى شود. در حالى كه نعمت هاى خداوند بسیارند و قابل شمارش نمى باشند)وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللّهِ لا تُحْصُوها)؛(1) و از طرفى حسادت موجب ضرر و زیانى بر محسود نمى شود، بلكه موجب رسیدن ثواب و حسنات به او مى شود، در حالى كه تمام وِزْر و وَبال و تلخى براى حسود است. · توانم آن كه نیازارم اندرون كسى بمیر تا برهى اى حسود كاین رنجى است · حسود را چه كنم كو ز خود به رنج در است كه از مشقّت او جز به مرگ نتوان رست و چنانچه با دقت توجه نماییم، حسود ـ نستجیر بالله ـ در مقام عناد و ضدّیت با خداست، در این كه چرا این نعمت را به محسود داده و باید از او بگیرد و به من بدهد، و خود را در مصالح و مفاسد داناتر مى بیند، لذا آیات و روایات زیادى در مذمّت این صفت پست وارد شده است.خداوند تبارك و تعالى مى فرماید: (أَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ)؛(2) یا به مردم، نسبت به آنچه خدا از فضل و كرم خود به آنان داده حسد مى برند. و رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: (انّ الحسد لَیَأكلُ الایمانَ كما تأكل النار الحطب) (3) حسد ایمان را مى سوزاند; همان گونه كه آتش، هیزم را مى سوزاند. امیرالمۆمنین(علیه السلام) به نكته ى لطیفى اشاره دارد و مى فرماید: (صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ)؛(4) (حسادت سبب مرض بدن مى گردد و) سلامتى جسم بستگى به كمى حسد دارد. توجه دارید فقط یك نقطه بین جسد و حسد است. امیرالمۆمنین(علیه السلام) به نكته ى لطیفى اشاره دارد و مى فرماید: (صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ)؛ )حسادت سبب مرض بدن مى گردد و) سلامتى جسم بستگى به كمى حسد دارد. توجه دارید فقط یك نقطه بین جسد و حسد است هم چنین مى فرماید: والحرص و الكبر و الحسد دواعىِ الى التقحّم فى الذنوب(5) حرص به مال و تكبّر و حسد، انسان را به افتادن در گناهان گرفتار مى كنند. امام صادق(علیه السلام) نیز مى فرماید: آفة الدین الحسد و العجب و الفخر(6) آفت دین، حسد و خودپسندى و فخرفروشى است. یكى از حكما قایل است كه حسد زخمى است كه بهبود نمى پذیرد. · الا تا نخواهى بلا بر حسود چه حاجت كه باوى كنى دشمنى · كه آن بخت برگشته خود در بلاست كه او را چنین دشمنى در قفاست انگیزه هاى حسد انگیزه ى حسد، یا دشمنى و كینه، یا خباثت نفس و بخل نسبت به خیر و نعمت بندگان خدا، یا حبّ ریاست و مقام و مال، یا عدم تحمل برترى دیگران، یا تكبّر و عجب و... است. حسد بیش تر بین دو همكار، دو هم شهرى دو هم محلّه اى و یا دو هم درس است كه یكى به مقام و جاه و مالى رسیده، ولى دیگرى نرسیده است; ولى بین دو غریب كه ارتباطى با هم نداشته باشند حسدى نیست . · ز بس نامهربانى ها ز یاران وطن دیدم · به جاى سرمه بر چشمان كشیدم خاك غربت را حسد عبارت است از: تمناى زوال نعمت از برادر مۆمن؛ البته آرزوى زوال بدى و نعمت كه به صلاح طرف باشد، غیرت است، نه حسد و اگر انسان آرزوى زوال نعمت از برادر مۆمن نكند، بلكه همانند آن را براى خود تمنا و آرزو كند به آن غبطه گویند درمان و علاج حسد حسد به دو صورت درمان مى شود: یكى علمى و دیگر عملى. امّا علمى آن است كه شخص حسود توجه نماید كه دنیا بى اعتبار و بى ارزش است و این مقام و مال و علم و... با مُردن از بین مى روند. · دنیا آن قدر ندارد كه بر او رشك برند · اى برادر كه نه محسود بماند نه حسود چند روزى نمى گذرد كه هر دو (فردى كه حسادت می ورزد و فردى كه به او حسادت می ورزند) زیر خاك مى پوسند و هر كس با عملش محشور مى شود؛ هم چنین شخص حسود باید توجه كند كه حسد او به ضرر و زیان دنیا و آخرت خود اوست و ضرر و زیانى براى محسود ندارد. امّا از جهت عمل، شخص حسود باید خود را به تعریف و تمجید و احترام و تواضع و خوش رویى و مدارات با محسود وادار كند، گر چه بر خلاف مقتضاى طبع و میل باطنى اش باشد. اگر مدّتى این كار را انجام دهد، خود به خود حسادت او برطرف و این رفتار براى او ملكه و ثابت مى شود. ضدّ حسد (خیرخواهى) ضدّ صفت حسد، خیرخواهى براى دیگران است. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: یجب على المۆمن النصیحة له فى المشهد و المغیب(7) بر مۆمن واجب است كه خیرخواه برادر مۆمن خود باشد، چه در حضور او، و چه در غیاب او. و بهترین حالت براى انسان آن است كه آن چه از خوبى براى خود مى خواهد، براى برادر مۆمن خود هم بخواهد و آن چه بر خود نمى پسندد و نمى خواهد، براى برادر مۆمن خود هم نخواهد. پی نوشت ها: [1]. سوره ى ابراهیم، آیه ى 34. [2]. سوره ى نساء، آیه ى 53. [3]. جامع السعادات، ج 2. [4]. نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1190; نهج البلاغه، محمد عبده، ج 2، ص 192. [5]. نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1250; نهج البلاغه، محمد عبده، ج 2، ص 223. [6]. جامع السعادات، ج 2، ص 150. [7]. جامع السعادات، ج 2، ص 164. بخش نهج البلاغه تبیان منبع: دروس اخلاق اسلامى، نویسنده: سید محمد على جزایرى (آل غفور) مطالب مرتبط: خودسازی سه راهکار در برابر حسود باسابقه ترین بیماری در تاریخ

پربازدیدها

پربحث‌ها