دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
جایگاه و مقام زن در اسلام و غرب
جایگاه و مقام زن در اسلام و غرب زن در طول تاریخ همواره به جهات مختلف مورد ظلم و ستم و استثمار واقع شده است. که عمده ترین آن ضعف جسمی (صدا و سیمای) زن در مقایسه با مرد است. هر زمان که اصالت قواعد و ضوابط انسانی، الهی در جوامع بشری حاکم نباشد و تعاملات انسان ها براساس قدرت و ثروت تنظیم و طراحی شود، زنان به راحتی استثمار و استعمار می شوند. اسلام عزیز برای مبارزه با فرآیند شوم فوق وارد چالش شده و محورهای ذیل را مورد توجه قرار داده . حقوق زن و مرد تساوی یا تشابه؟ یا هر دو؟ "برای بررسی کامل این مطلب لازم است که در سه قسمت بحث کنیم: 1- نظر اسلام درباره مقام انسانی زن از نظر خلقت و آفرینش. 2- تفاوت هایی که در خلقت زن و مرد هست برای چه هدف هایی است؟ آیا این تفاوت ها سبب می شود که زن و مرد از لحاظ حقوق طبیعی و فطری وضع نامشابهی داشته باشند یا نه؟ 3- تفاوت هایی که در مقررات اسلامی میان زن و مرد هست که آنها را در بعضی قسمت ها در وضع نامشابهی قرار می دهد براساس چه فلسفه ای است؟ آیا آن فلسفه ها هنوز هم به استحکام خود باقی است یا نه؟" (نظام حقوق زن در اسلام، استاد مطهری صفحه164) مقام زن در جهان بینی اسلامی "اگر بخواهیم ببینیم نظر قرآن درباره ی خلقت زن و مرد چیست لازم است به مسئله سرشت زن و مرد که در سایر کتب مذهبی نیز مطرح است توجه کنیم. ... قرآن با کمال صراحت در آیات متعددی می فرماید که زنان را از جنس مردان و از سرمشقی نظیر سرشت مردان آفریدیم .... در اسلام نظریه تحقیر آمیزی نسبت به زن از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد. یکی دیگر از نظریات تحقیر آمیزی که در گذشته وجود داشته است و در ادبیات جهان آثار نامطلوبی به جا گذاشته است این است که زن عنصر گناه است. .... می گویند آدم اول فریب شیطان را خورد و از بهشت سعادت بیرون رانده شد از طریق زن بود، شیطان حوا را فریفت و حوا آدم را .... اما قرآن می گوید: به آدم گفتیم خودت و همسرت در بهشت سکنی گزینید و از میوه های آن بخورید، قرآن آنجا که پای وسوسه های شیطان را به میان می کشد ضمیرها را به شکل "تثنیه" می آورد، می گوید... شیطان آن دو را وسوسه کرد.... شیطان آن دو را بفریب راهنمایی کرد، ... به ا ین ترتیب قرآن .... جنس زن را از این اتهام که عنصر وسوسه و گناه و شیطان کوچک است مبرا کرد. یکی دیگر از نظریات تحقیر آمیزی که نسبت به زن وجود داشته است در ناحیه استعدادهای روحانی و معنوی زن است، می گفتند زن به بهشت نمی رود، زن مقامات معنوی و الهی را نمی تواند طی کند. اسلام با صراحت کامل می گوید: زمین و آسمان، ابرو باد، گیاه و حیوان، همه برای انسان آفریده شده اند، اما هرگز نمی گوید زن برای مرد آفریده شده است، اسلام می گوید هر یک از زن و مرد برای یکدیگر آفریده شده اند ... قرآن در آیات فراوانی تصریح کرده است که پاداش اخروی و قرب الهی به جنسیت مربوط نیست، به ایمان و عمل مربوط است. قرآن درباره مادر موسی می گوید: ما به مادر موسی "وحی" فرستادیم که کودک را شیر بده و هنگامی که به جان او بیمناک شدی او را به دریا بیفکن و نگرانش نباش که ما او را به سوی تو باز پس خواهیم گردانید. ... در تاریخ اسلام زنان قدیسه و عالیقدر فراوانند، کمتر مردی است که به پایه خدیجه برسد، و هیچ مردی جز پیغمبر و علی به پایه حضرت زهرا نمی رسد. ... یکی دیگر از نظرات تحقیر آمیزی که نسبت به زن وجود داشته است مربوط است به ریاضت جنسی و تقدس تجرد و غروبت، ... ریشه افکار ریاضت طلبی و طرفداری از تجرد و غروبت بدبینی به جنس زن است، محبت زن را جزء مفاسد بزرگ اخلاقی به حساب می آورند. اسلام با این خرافه سخت نبرد کرد ازدواج را مقدس، و تجرد را پلید شمرد. اسلام دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبیاء معرفی کرد. ... پیغمبر اکرم می فرمود من به سه چیز علاقه دارم ، بوی خوش، زن ، نماز. " (همان، صفحه 119) "یکی دیگر از نظریات تحقیرآمیزی که درباره زن وجود داشته است که می گفتند زن مقدمه وجود مرد است و برای مرد آفریده شده است. اسلام هرگز چنین سخنی ندارد، اسلام اصل علت غایی را در کمال صراحت بیان می کند، اسلام با صراحت کامل می گوید: زمین و آسمان، ابرو باد، گیاه و حیوان، همه برای انسان آفریده شده اند، اما هرگز نمی گوید زن برای مرد آفریده شده است، اسلام می گوید هر یک از زن و مرد برای یکدیگر آفریده شده اند." (همان، صفحه 119) تشابه، نه و تساوی، آری "آنچه از نظر اسلام مطرح است این است که زن و مرد به دلیل اینکه یکی زن است و دیگری مرد در جهات زیادی مشابه یکدیگر نیستند، جهان برای آنها یک جور نیست، خلقت و طبیعت، آنها را یکنواخت نخواسته است. و همین جهت ایجاب می کند که از لحاظ بسیاری از حقوق و تکالیف و مجازات ها رفع مشابهی نداشته باشند." (همان، صفحه 122) "آنچه اکنون در کشور ما میان طرفداران حقوق اسلامی از یک طرف و طرفداران پیروی از سیستم غربی از طرف دیگر مطرح است مسئله وحدت و تشابه حقوق زن و مرد است نه تساوی حقوق آنها. کلمه "تساوی حقوق" یک مارک تقلبی است که مقلدان غرب برروی این ره آورد غربی چسبانیده اند." (همان، صفحه 122) "ادعای ما این است که عدم تشابه حقوق زن و مرد در حدودی که طبیعت زن و مرد را در وضع نامشابهی قرار داده است هم با عدالت و حقوق فطری بهتر تطبیق می کند و هم سعادت خانوادگی را بهتر تأمین مینماید و هم اجتماع را بهتر به جلو می برد." (همان، صفحه 123) " مسئله حقوق انسانی زن را به شکل علمی و فلسفی وبه اساس حقوق ذاتی بشری بررسی می کنیم می خواهیم ببینیم همان اصولی که اقتضا می کند انسانها به طور کلی دارای یک سلسله حقوق طبیعی و خدادادی باشند آیا ایجاب می کند که زن و مرد از لحاظ حقوق دارای وضع مشابهی بوده باشند یا نه؟" (همان، صفحه 129) "برای بررسی مطلب [بالا] لازم است اولاً بحثی درباره اساس و ریشه حقوق انسانی انجام دهیم و سپس خصوص حقوق زن و مرد را مورد مطالعه قرار دهیم." (همان، صفحه 129) "در قرن بیستم برای اولین بار مسئله "حقوق زن" در برابر حقوق مرد عنوان شد، انگلستان که قدیم ترین کشور دمکراسی به شمار می رود فقط در اوایل قرن بیستم برای زن و مرد حقوق مساوی قائل شد. دول متحده آمریکا با آنکه در قرن هجده ضمن اعلان استقلال، به حقوق عمومی بشر اعتراف کرده بودند در سال 1920 میلادی قانون تساوی زن و مرد را در حقوق سیاسی تصویب کردند و همچنین فرانسه در قرن بیستم تسلیم این امر شد." (همان، صفحه 132) "به هر حال در قرن بیستم گروههای زیادی در همه ی جهان طرفدار تحول عمیقی در روابط مرد و زن از نظر حقوق و وظایف گردیدند. ... از اینرو برای اولین بار در اعلامیه جهانی حقوق بشر که پس از جنگ دوم در سال 1948 میلادی (1327 هجری شمسی) از طرف سازمان ملل متحد منتشر شد در مقدمه آن چنین قید شد: "از آنجا که مردم ملل متحد ایمان خود را به حقوق بشر و مقام و ارزش فرد انسانی و تساوی حقوق مرد و زن مجدداً در منشور اعلام کرده اند ...." تحول و بحران ماشینی قرن نوزدهم و بیستم و به فلاکت افتادن کارگران و بخصوص زنان بیش از پیش سبب شد که موضوع حقوق زن رسیدگی شود." (همان، صفحه 132) غرب درباره انسان دچار تناقص شده است[از طرفی ارزش او را پایین آورده] و آنگاه اعلامیه بالا بلند (حقوق بشر) درباره ارزش و مقام انسان ... صادر می کند ... اعلامیه حقوق بشر را باید کسی صادر کند که انسان را در درجه ای عالی تر از یک ترکیب مادی ماشینی می بیند .... اعلامیه حقوق بشر را باید کسی صادر کند که به سرشت بشر خوشبین است و به حکم "لَقَد خَلَقنا الانِسانَ فی احسن التقویم" آنرا معتدل ترین و کامل ترین سرشت ها می داند نقطه قوت اعلامیه حقوق بشر "تکیه گاه این اعلامیه "مقام ذاتی انسان" است، شرافت و حیثیت ذاتی انسان است، از نظر این اعلامیه انسان به واسطه یکنوع کرامت و شرافت مخصوص بخود دارای یک سلسله حقوق و آزادی ها شده است که سایر جانداران به واسطه فاقد بودن آن حیثیت و شرافت و کرامت ذاتی از آن حقوق و آزادی ها بی بهره اند نقطه قوت این اعلامیه همین است." (همان، صفحه 138) تنزل و سقوط انسان در فلسفه های غربی و نقض حقوق بشر توسط خود غربی ها "انسان از نظر غربی تا حد یک ماشین تنزل کرده است، روح و اصالت آن مورد انکار واقع شده است. اعتقاد به علت غایی و هدف داشتن طبیعت یک عقیده ارتجاعی تلقی می گردد. .. از نظر برخی فلسفه های نیرومند غربی، انسان ماشینی است که محرک او جز منافع اقتصادی نیست، دین و اخلاق و فلسفه و علم و ادبیات و هنر همه رو بناهایی هستند که زیر بنا، آن ها طرز تولید و پخش و تقسیم ثروت است، همه این ها جلوه ها و مظاهر جنبه های اقتصادی زندگی انسان است." (همان، صفحه 140) "غرب درباره انسان دچار تناقص شده است[از طرفی ارزش او را پایین آورده] و آنگاه اعلامیه بالا بلند (حقوق بشر) درباره ارزش و مقام انسان ... صادر می کند ... اعلامیه حقوق بشر را باید کسی صادر کند که انسان را در درجه ای عالی تر از یک ترکیب مادی ماشینی می بیند .... اعلامیه حقوق بشر را باید کسی صادر کند که به سرشت بشر خوشبین است و به حکم "لَقَد خَلَقنا الانِسانَ فی احسن التقویم" آنرا معتدل ترین و کامل ترین سرشت ها می داند." (همان، صفحه 142) "گاندی می گوید: تمدن غربی اگر غربیان را مبتلا به خوردن مشروب و توجه به اعمال جنسی نموده است بخاطر این است که غربی به جای "خویشتن جویی" در پی نسیان و هدر ساختن خویشتن است." (همان، صفحه 143) "اعلامیه حقوق بشر بیش از پیش از طرف خود غرب نقض شده است فلسفه ای که غرب عملاً در زندگی طی می کند راهی جز شکست اعلامیه حقوق بشر باقی نمی گذارد." (همان، صفحه 144) سید صالح زاهدی بخش دین تبیان

پربازدیدها

پربحث‌ها