شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
شرایط لازم برای شفاعت!
شرایط لازم برای شفاعت! گناهانى همانند ظلم و ستم بطور كلى از دایره شفاعت بیرون شمرده شده و قرآن مى‏گوید: ظالمان" شفیع مطاعى" ندارند! و اگر ظلم را به معنى وسیع كلمه تفسیر كنیم شفاعت منحصر به مجرمانى خواهد بود كه از كار خود نادمند و پشیمان، و در مسیر جبران و اصلاحند، و در این صورت شفاعت پشتوانه‏اى خواهد بود براى توبه و ندامت از گناه . در ادامه توضیحات آیه 48 سوره مباركه بقره: مفهوم واقعى شفاعت‏ كلمه" شفاعت" از ریشه" شفع" بمعنى (جفت) گرفته شده، و نقطه مقابل آن" وتر" به معنى تك و تنها است، سپس به ضمیمه شدن فرد برتر و قویترى براى كمك به فرد ضعیف‏تر اطلاق گردیده است و این لفظ در عرف و شرع به دو معنى متفاوت گفته مى‏شود: الف- شفاعت در لسان عامه به این گفته مى‏شود كه شخص شفیع از موقعیت و شخصیت و نفوذ خود استفاده كرده و نظر شخص صاحب قدرتى را در مورد مجازات زیردستان خود عوض كند. گاهى با استفاده از نفوذ خود یا وحشتى كه از نفوذ او دارند. و زمانى با پیش كشیدن مسائل عاطفى و تحت تاثیر قرار دادن عواطف طرف. و زمان دیگرى با تغییر دادن مبانى فكرى او، در باره گناه مجرم و استحقاق او، و مانند اینها ... بطور خلاصه شفاعت طبق این معنى هیچگونه دگرگونى در روحیات و فكر مجرم یا متهم ایجاد نمى‏كند، تمام تاثیرها و دگرگونیها مربوط به شخصى است كه شفاعت نزد او مى‏شود. این نوع شفاعت در بحث هاى مذهبى مطلقا معنى ندارد، زیرا نه خداوند اشتباهى مى‏كند كه بتوان نظر او را عوض كرد، و نه عواطفى به این معنى كه در انسان است دارد كه بتوان آن را برانگیخت، و نه از نفوذ كسى ملاحظه مى‏كند و وحشتى دارد و نه پاداش و كیفرش بر محورى غیر از عدالت دور مى‏زند. ب) مفهوم دیگر شفاعت بر محور دگرگونى و تغییر موضع "شفاعت شونده" دور مى‏زند، یعنى شخص شفاعت شونده موجباتى فراهم مى‏سازد كه از یك وضع نامطلوب و در خور كیفر بیرون آمده و به وسیله ارتباط با شفیع، خود را در وضع مطلوبى قرار دهد كه شایسته و مستحق بخشودگى گردد، و ایمان به این نوع شفاعت در واقع یك مكتب عالى تربیت و وسیله اصلاح افراد گناهكار و آلوده، و بیدارى و آگاهى است، و شفاعت در منطق اسلام از نوع اخیر است. و تمام ایرادها، خرده‏گیری ها، و حمله‏ها همه متوجه تفسیر اول براى شفاعت مى‏شود، نه مفهوم دوم كه یك معنى منطقى و معقول و سازنده است. این بود تفسیر اجمالى شفاعت در دو شكل" تخدیرى" و" سازنده". شفاعت در عالم تكوین آنچه در مورد شفاعت به تفسیر صحیح و منطقى آن گفتیم در جهان تكوین و آفرینش (علاوه بر عالم تشریع) نیز فراوان دیده مى‏شود، نیروهاى قویتر این جهان به نیروهاى ضعیفتر ضمیمه شده و آنها را در مسیر هدفهاى سازنده پیش مى‏برند، آفتاب مى‏تابد و باران مى‏بارد و بذرها را در دل زمین آماده مى‏سازد تا استعدادهاى درونى خود را به كار گیرند، و نخستین جوانه حیات را بیرون فرستند پوست دانه‏ها را بشكافند و از ظلمتكده خاك سر بر آورده به سوى آسمان كه از آن نیرو دریافت داشته‏اند پیش بروند. شفاعت در لسان عامه به این گفته مى‏شود كه شخص شفیع از موقعیت و شخصیت و نفوذ خود استفاده كرده و نظر شخص صاحب قدرتى را در مورد مجازات زیردستان خود عوض كند این صحنه‏ها در حقیقت یك نوع شفاعت تكوینى در رستاخیز زندگى و حیات است، و اگر با اقتباس از این الگو نوعى از شفاعت در صحنه" تشریع" قائل شویم راه مستقیمى را پیش گرفته‏ایم. شرایط گوناگون شفاعت آیات شفاعت بخوبى نشان مى‏دهد كه مساله شفاعت از نظر منطق اسلام یك موضوع بى قید و شرط نیست بلكه قیود و شرایطى، از نظر جرمى كه درباره آن شفاعت مى‏شود از یك سو، شخص شفاعت شونده از سوى دیگر، و شخص شفاعت كننده از سوى سوم دارد كه چهره اصلى شفاعت و فلسفه آن را روشن مى‏سازد. مثلا گناهانى همانند ظلم و ستم بطور كلى از دایره شفاعت بیرون شمرده شده و قرآن مى‏گوید: ظالمان" شفیع مطاعى" ندارند! و اگر ظلم را به معنى وسیع كلمه تفسیر كنیم شفاعت منحصر به مجرمانى خواهد بود كه از كار خود نادمند و پشیمان، و در مسیر جبران و اصلاحند، و در این صورت شفاعت پشتوانه‏اى خواهد بود براى توبه و ندامت از گناه . از طرف دیگر طبق آیه" 28 سوره انبیاء" تنها كسانى مشمول بخشودگى از طریق شفاعت مى‏شوند كه به مقام" ارتضاء" رسیده‏اند و طبق آیه 87 مریم داراى" عهد الهى" هستند. این دو عنوان همان گونه كه از مفهوم لغوى آنها، و از روایاتى كه در تفسیر این آیات وارد شده، استفاده مى‏شود به معنى ایمان به خدا و حساب و میزان و پاداش و كیفر و اعتراف به حسنات و سیئات" نیكى اعمال نیك و بدى اعمال بد" و گواهى به درستى تمام مقرراتى است كه از سوى خدا نازل شده، ایمانى كه در فكر و سپس در زندگى آدمى انعكاس یابد، و نشانه‏اش این است كه خود را از صفت ظالمان طغیانگر كه هیچ اصل مقدسى را به رسمیت نمى‏شناسند بیرون آورد و به تجدید نظر در برنامه‏هاى خود وادارد. در آیه 64 سوره نساء در مورد آمرزش گناهان در سایه شفاعت مى‏خوانیم: " وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً ": در این آیه توبه و استغفار مجرمان مقدمه‏اى براى شفاعت پیامبر (صلی الله علیه وآله) شمرده شده است. و در آیه 98 و 99 سوره یوسف: قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِینَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ": نیز آثار ندامت و پشیمانى از گناه در تقاضاى برادران یوسف از پدر بخوبى خوانده مى‏شود. در مورد شفاعت فرشتگان (در سوره مؤمن آیه 7) مى‏خوانیم كه استغفار و شفاعت آنها تنها براى افراد با ایمان و تابعان سبیل الهى و پیروان حق است " وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ". و در مورد شفاعت كنندگان نیز این شرط را ذكر كرده كه باید گواه بر حق باشند" إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ" (زخرف- 87) و به این ترتیب شفاعت شونده باید یك نوع ارتباط و پیوند با شفاعت كننده بر قرار سازد، پیوندى از طریق توجه به حق و گواهى قولى و فعلى به آن، كه این خود نیز عامل دیگرى براى سازندگى و بسیج نیروها در مسیر حق است. احادیث اسلامى و شفاعت‏ در روایات اسلامى نیز تعبیرات فراوانى مى‏بینیم كه مكمل مفاد آیات ذكر شده است و گاهى صریحتر از آن، از جمله: 1- در تفسیر" برهان" از امام كاظم (علیه السلام) از على (علیه السلام) نقل شده كه مى‏فرمایند: از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیدم " شفاعتى لاهل الكبائر من امتى ...":" شفاعت من براى مرتكبین گناهان كبیره است" راوى حدیث كه ابن ابى عمیر است مى‏گوید: از امام كاظم (علیه السلام) پرسیدم چگونه براى مرتكبان گناهان كبیره شفاعت ممكن است در حالى كه خداوند مى‏فرماید: "وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى‏" مسلم است كسى كه مرتكب كبائر شود مورد ارتضاء و خشنودى خدا نیست. اختصاص شفاعت كردن به عالم و نفى آن از عابد نشانه دیگرى است از این كه شفاعت در منطق اسلام یك مطلب قرار دادى و یا پارتى‏بازى نیست بلكه یك مكتب تربیتى است و تجسمى است از تربیت در این جهان امام (علیه السلام) در پاسخ فرمودند: "هر فرد با ایمانى كه مرتكب گناهى مى‏شود طبعا پشیمان خواهد شد و پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده پشیمانى از گناه توبه است ... و كسى كه پشیمان نگردد مؤمن واقعى نیست، و شفاعت براى او نخواهد بود و عمل او" ظلم" است، و خداوند مى‏فرماید ظالمان دوست و شفاعت كننده‏اى ندارند. " (تفسیر برهان جلد 3 ص 57) مضمون صدر حدیث این است كه شفاعت شامل مرتكبان كبائر مى‏شود. ولى ذیل حدیث روشن مى‏كند كه شرط اصلى پذیرش شفاعت واجد بودن ایمانى است كه مجرم را به مرحله ندامت و خود سازى و جبران برساند، و از ظلم و طغیان و قانون شكنى برهاند (دقت كنید). 2- در كتاب كافى از امام صادق(علیه السلام) در نامه‏اى كه به صورت متحد المال براى اصحابش نوشت چنین نقل شده: "من سره ان ینفعه شفاعة الشافعین عند اللَّه فلیطلب الى اللَّه ان یرضى عنه "، لحن این روایت نشان مى‏دهد كه براى اصلاح اشتباهاتى كه در زمینه شفاعت براى بعضى از یاران امام خصوصا و جمعى از مسلمانان عموما رخ داده است صادر شده، و با صراحت شفاعتهاى تشویق كننده به گناه در آن نفى شده است و مى‏گوید" هر كس دوست دارد مشمول شفاعت گردد باید خشنودى خدا را جلب كند" (نقل از بحار الانوار جلد 3 صفحه 304 چاپ قدیم) 3- باز در حدیث پر معنى دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى‏خوانیم: " اذا كان یوم القیامه بعث اللَّه العالم و العابد، فاذا وقفا بین یدى اللَّه عز و جل قیل للعابد انطلق الى الجنة، و قیل للعالم قف تشفع للناس بحسن تادیبك لهم‏ " :" در روز رستاخیز خداوند" عالم" و" عابد" را بر مى‏انگیزد به عابد مى‏گوید تنها به سوى بهشت رو اما به عالم مى‏گوید براى مردمى كه تربیت كردى شفاعت كن"! (اختصاص مفید بنقل بحار ج 3 ص 305) در این حدیث پیوندى در میان" تادیب عالم" و شفاعت او نسبت به شاگردانش" كه مكتب او را درك كرده‏اند دیده مى‏شود كه مى‏تواند پرتوى به روى بسیارى از موارد تاریك این بحث بیفكند. بعلاوه اختصاص شفاعت كردن به عالم و نفى آن از عابد نشانه دیگرى است از این كه شفاعت در منطق اسلام یك مطلب قرار دادى و یا پارتى‏بازى نیست بلكه یك مكتب تربیتى است و تجسمى است از تربیت در این جهان. آمنه اسفندیاری بخش قرآن تبیان منابع: 1- تفسیر نمونه ج1 2- بحار الانوار جلد 3 3- تفسیر برهان جلد 3

پربازدیدها

پربحث‌ها