یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
شرط دريافت الطاف ويژه‏ى الهى
شرط دریافت الطاف ویژه‏ى الهى بشارت دادن به مؤمنان براى جذب نیروهاى با ایمان، عدم سازش و تسلیم در مقابل كفار و در برابر منافقان، بى اعتنایى به آزارهاى آنها و توكل بر خدا مجموعه‏اى را تشكیل مى‏دهد كه راه وصول به مقصد در آن نهفته است و دستور العمل جامعى براى همه رهروان راه حق است. این دستورات پنجگانه به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)كه در دو آیه 47 و 48 سوره احزاب آمده ، مكمل یكدیگر و مربوط به هم هستند. وظایف پیامبر صلی الله علیه و آله « وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلاً كَبِیراً (احزاب 47) وَ لا تُطِعِ الْكافِرِینَ وَ الْمُنافِقِینَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكِیلاً ؛ و به مؤمنان بشارت ده كه براى آنان از سوى خداوند بخششى بزرگ است . و كافران و منافقان را اطاعت مكن، و به آزارشان اعتنا مكن، و بر خدا توكّل نما كه خداوند براى وكالت كافى است.»(احزاب 48) در این دو آیه خداوند متعال به بیان پنج وظیفه از وظائف مهم پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می پردازد ؛ نخست مى‏فرماید: « به مؤمنان بشارت ده كه براى آنها از سوى خدا فضل و پاداش بزرگى است ، اشاره به اینكه مسأله " تبشیر" پیامبر (صلی الله علیه و آله) تنها محدود به پاداش اعمال نیك مؤمنان نمى‏شود ، بلكه خداوند آن قدر از فضل خود به آنها مى‏بخشد كه موازنه میان عمل و پاداش را به كلى بر هم مى‏زند ، چنان كه آیات دیگر قرآن شاهد گویاى این مدعا می باشد . در یك جا مى‏فرماید : « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ؛كسى كه كار نیكى كند ده برابر به او پاداش داده مى‏شود .» (انعام- 160). در جاى دیگر مى‏گوید :« مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ ، (بقره- 261) كه بر طبق آن، گاه پاداش انفاق هفتصد برابر، و گاه بیش از هزاران برابر خواهد بود.» و گاه از این هم فراتر مى‏رود و مى‏گوید:« فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ ؛ هیچ كس نمى‏داند چه پاداشهایى كه موجب روشنایى چشم ها است ، براى او پنهان داشته شده .» (الم سجده- 17). به این ترتیب ابعاد فضل كبیر الهى را از آنچه در وهم و تصور بگنجد دورتر و فراتر مى‏برد . بعد از آن به دستور دوم و سوم پرداخته مى‏گوید :« از كافران و منافقان اطاعت مكن ؛ و لا تطع الكافرین المنافقین ». بدون شك رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هرگز اطاعتى از كافران و منافقان نداشت، اما اهمیت موضوع به قدرى است كه به عنوان تأكید براى شخص پیامبر (صلی الله علیه و آله) و برای هشدار و بیان سرمشقى براى دیگران ، روى این موضوع مخصوصاً تكیه كند ، چه اینكه از خطرات مهمى كه بر سر راه رهبران راستین قرار دارد به سازش و تسلیم كشیدن در اثناء مسیر است كه گاه از طریق تهدید ، و گاه از طریق دادن امتیازات ، زمینه‏هاى آن فراهم مى‏شود، تا آنجا كه گاهى انسان به اشتباه مى‏افتد و گمان مى‏كند راه وصول به هدف تن دادن به چنین سازش و تسلیمى است ، همان سازش و تسلیمى كه نتیجه‏اش عقیم ماندن همه تلاشها و كوششها و خنثى شدن همه مجاهدات می باشد . و به مؤمنان بشارت ده كه براى آنان از سوى خداوند بخششى بزرگ است . و كافران و منافقان را اطاعت مكن، و به آزارشان اعتنا مكن، و بر خدا توكّل نما كه خداوند براى وكالت كافى است تلاش کافران برای انحراف پیامبر صلی الله علیه و آله تاریخ اسلام نشان مى‏دهد كه بارها كافران و یا گروه‏هایى از منافقان كوشیدند پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را به چنین موضعى بكشانند ، گاه پیشنهاد كردند كه نام بتها را به بدى نبرد و از آنها انتقاد نكند ، و گاه گفتند اجازه ده یك سال معبود تو را بپرستیم و یك سال هم تو معبودان ما را پرستش كن و گاه مى‏گفتند به ما مهلت ده تا یك سال دیگر به برنامه‏هاى خود ادامه دهیم و بعد ایمان بیاوریم، گاه پیشنهاد كردند تهیدستان و مؤمنان فقیر را از گرد خود دور كن تا ما ثروتمندان متنفذ با تو هم صدا شویم، و گاه اعلام آمادگى براى دادن امتیازات مالى و پست و مقام حساس و زنان زیبا و مانند آن كردند! مسلّم است همه اینها دام هاى خطرناكى بود بر سر راه پیشرفت سریع اسلام و ریشه كن شدن كفر و نفاق ، و اگر پیامبر صلی الله علیه و آله در برابر یكى از این پیشنهادها انعطاف و نرمشى به خرج مى‏داد ، پایه‏هاى انقلاب اسلامى فرو مى‏ریخت و تلاش ها هرگز به نتیجه نمى‏رسید. سپس در چهارمین و پنجمین دستور چنین مى‏فرماید: «اعتنایى به آزارهاى آنها مكن، بر خدا توكل نما و همین بس كه خدا حامى و مدافع تو است ؛ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكِیلًا .» این قسمت از آیه نشان مى‏دهد كه آنها براى تسلیم ساختن پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را سخت در فشار قرار داده بودند، و انواع آزارها چه از طریق زخم زبان و بدگویى و جسارت، و چه از طریق آزار بدنى، و چه محاصره اقتصادى نسبت به او و یارانش روا مى‏داشتند ، البته در دوران مكه به صورتى ، و در دوران مدینه به صورتی دیگر ؛ چرا که " اذى" واژه‏اى است كه همه انواع آزار را شامل مى‏شود . راغب در مفردات مى‏گوید : " اذى" به معنى هر گونه ضررى است كه به یك موجود زنده برسد ، چه در جان ، یا در جسم ، یا از طریق وابستگان به او ، خواه دنیوى یا اخروى . البته این كلمه گاه در آیات قرآن در خصوص" ایذاء زبانى" به كار رفته ، مانند آیه 61 سوره توبه : « وَ مِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ ؛ بعضى از آنها پیامبر را ایذاء مى‏كنند و مى‏گویند او آدم خوش باورى است و به حرف هر كس گوش مى‏دهد». ولى در آیات دیگر در مورد آزار بدنى نیز به كار رفته ، مانند آیه 16 سوره نساء : « وَ الَّذانِ یَأْتِیانِها مِنْكُمْ فَآذُوهُما ؛ مردان و زنانى كه اقدام به ارتكاب آن عمل زشت (زنا) مى‏كنند آنها را آزار دهید (و حد شرعى را بر آنها جارى نمائید) ». تاریخ مى‏گوید : پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان نخستین هم چون كوه در مقابل انواع آزارها ایستادگى به خرج دادند و هرگز ننگ تسلیم و شكست را نپذیرفتند ، و سرانجام در اهداف خود پیروز شدند . دلیل این مقاومت و پیروزى همان توكل بر خدا و اعتماد بر ذات پاك او بود ، خدایى كه همه مشكلات در برابر اراده‏اش سهل و آسان است ، فقط كافى است كه پشتیبان و پناهگاه انسان چنین خدایى باشد . اگر تیغ عالم بجنبد ز جاى نبرد رگى تا نخواهد خداى « وَ الَّذانِ یَأْتِیانِها مِنْكُمْ فَآذُوهُما ؛ مردان و زنانى كه اقدام به ارتكاب آن عمل زشت (زنا) مى‏كنند آنها را آزار دهید (و حد شرعى را بر آنها جارى نمائید) » این نكته نیز قابل توجه است كه دستورات پنجگانه فوق كه در دو آیه اخیر آمده ، مكمل یكدیگر و مربوط به هم هستند ، بشارت دادن به مؤمنان براى جذب نیروهاى با ایمان ، عدم سازش و تسلیم در مقابل كفار و منافقان ، بى اعتنایى به آزارهاى آنها ، و توكل بر خدا مجموعه‏اى را تشكیل مى‏دهد كه راه وصول به مقصد در آن نهفته است و دستور العمل جامعى براى همه رهروان راه حق است. پیام‏های آیه 1ـ ایمان ، شرط دریافت الطاف ویژه‏ى الهى است: «بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ» 2ـ رهبر باید به مؤمنان بشارت دهد : «بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ» 3ـ رفتار خدا با مؤمنان بر اساس فضل است : «مِنَ اللَّهِ فَضْلًا» البتّه تفضّلات الهى بر بندگان، داراى درجات و مراتبى می باشد : «فَضْلًا كَبِیراً» 4ـ كسى كه به سرچشمه‏ى قدرتِ حقّ دلگرم شد، مى‏تواند از منحرفان جدا شود : «مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِیراً وَ لا تُطِعِ» ... 5ـ بى اعتنایى به كار شكنى‏هاى كفّار و منافقان و مقاومت در برابر خواسته‏هاى آنان، به توكّل نیاز دارد : «لا تُطِعِ ... دَعْ أَذاهُمْ ... تَوَكَّلْ» 6ـ كفّار و منافقان در یك خط هستند : «وَ لا تُطِعِ الْكافِرِینَ وَ الْمُنافِقِینَ» كار هر دو آزار دادن مؤمنان است : «أَذاهُمْ» 7ـ در شرایطى، رهبر باید فقط ارشاد كند و به فكر مقابله به مثل و انتقام از مخالفان نباشد : «دَعْ أَذاهُمْ» 8ـ به خداوند توكّل كنیم ، زیرا او وكیل لایق و با كفایتى است : «وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكِیلًا» آمنه اسفندیاری بخش قرآن تبیان منابع: 1- تفسیر نور ، ج9 2- تفسیر نمونه ، ج 17

پربازدیدها

پربحث‌ها