شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
چرا شیعه نماز تراویح نمی خواند؟
چرا شیعه نماز تراویح نمی خواند ؟ یكی از مسائلی كه اهل سنت توجه خاصی بدان نشان می دهد ، نماز تراویح است . برعكس ، شیعه امامیه آن را جز شریعت نمی داند ، بلكه از بدعت های برخی صحابه می شمارد . پیش از هر چیز باید بدانیم كه « تراویح » ، جمع « ترویحه » و در اصل اسم است برای مطلق نشستن كه در اصطلاح به معنای نشستن برای استراحت پس از خواندن چهار ركعت از نمازهای مستحبی در شب های ماه رمضان است. 1 اصل نوافل شبهای ماه رمضان ، 20 تا 30 ركعت است كه فریقین آن را قبول دارند ، ولی به جماعت خواندن آن محل اختلاف است . مسلّم است كه پیامبر جماعت در این نوع نماز را نیاورده و در زمان ابی بكر هم سابقه نداشته است . بخاری در صحیح ، به سندش از عبدالرحمان بن عبدقاری نقل می كند : « در یكی از شب های رمضان با عمر به مسجد رفتیم . دیدیم مردم دسته دسته و پراكنده هستند و هر كسی برای خود یا با گروه خود نماز می خواند . عمر گفت : به نظر من ، اگر اینان به یك امام اقتدا كنند ، بهتر است . پس دستور داد ابی بن كعب پیش نماز همه باشد . شبی دیگر با وی به مسجد رفتیم و دیدیم مردم نمازهای مستحبی شب های رمضان را به جماعت می خوانند . آن گاه عمر گفت : این بدعت خوبی است . » 2 اصل نوافل شبهای ماه رمضان ، 20 تا 30 ركعت است كه فریقین آن را قبول دارند ، ولی به جماعت خواندن آن محل اختلاف است . مسلّم است كه پیامبر جماعت در این نوع نماز را نیاورده و در زمان ابی بكر هم سابقه نداشته است . این سخن كه گفته شود بدعت نیكو و حسنی است ، با ادله شرعی كه تمام بدعت ها را نكوهش می كند ، ناسازگار است . رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله و سلَّم ) فرمود : هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی در آتش است . 3 با این حال ، اهل سنت به این بدعت گذاری ، تصریح و افتخار نیز می كنند . چنان كه قلقشندری می گوید : « عمر اولین كسی است كه جماعت رمضان را تشریع كرد و آن در سال چهارده هجری بود . » 4 عینی نیز می گوید : « عمر تعبیر « بدعت » آورد ؛ چون پیامبر اكرم ( صلّی الله علیه وآله و سلَّم ) جماعت را برای اینان تشریع نكرد و در زمان ابوبكر هم نبود . » 5 این همه تمجید از كار خلیفه دوم در حالی است كه پیامبر اكرم ( صلّی الله علیه وآله و سلَّم ) از به جای آوردن نماز مستحبی در مسجد نهی فرموده است . آیا اینان پنداشته اند كه خدا و رسول از حكمت جماعت در نوافل غافل بوده اند و شخصی دیگر توانسته است آن را احیا كند ؟ یا اینكه حكمت خواندن نوافل به صورت انفرادی در شبهای رمضان چیز دیگری است ، مثل اینكه خداوند خواسته است تا بندگانش در دل شب با وی خلوت كنند و در پیشگاهش گریه و زاری كنند و بدانند كه جز او پناه گاهی نیست . عبدالله بن مسعود از پیامبر اعظم ( صلّی الله علیه وآله و سلَّم ) پرسید : « نماز مستحبی ای را در خانه به جای آوردن بهتر است یا در مسجد ؟ حضرت فرمود : آیا نمی بینی كه خانه من چه قدر به سجده نزدیك است . با این وصف ، من دوست دارم كه نمازهایم را در خانه ام به جای آورم ، مگر این كه نمازهای واجب باشد . » 6 همچنین آن بزرگوار فرمود: « بر شما باد به نماز در خانه هایتان ؛ زیرا بهترین نماز انسان نمازی است كه در خانه خوانده شود مگر نمازهای واجب . » 7 نمی توان پذیرفت كه این روایات مطلقه با دستور عمر بن خطاب در نماز تروایح تخصیص بخورد ؛ چون تخصیص به دلیل و سند شرعی از جانب معصوم نیاز دارد . در این زمینه ، نه تنها دلیلی وجود ندارد ، بلكه جماعت در نماز تراویح از دیدگاه پیامبر اكرم ( صلّی الله علیه وآله و سلَّم ) و امامان شیعه ، پذیرفتنی نیست . امام رضا ( علیه السلام ) می فرماید : « به پا داشتن تراویح به جماعت جایز نیست . » 8 سلیم بن قیس هم از امیرالمؤمنین علی ( علیه السلام ) نقل می كند كه فرمود: « به خدا سوگند ! دستور دادم كه مردم در ماه رمضان جز بر نمازهای واجب ، جماعتی را برپانسازند و به ایشان گفتم كه ادای نافله ها به جماعت ، بدعت است . برخی از لشكریانم فریاد برآوردند كه ای اهل اسلام ! سنّت عمر تغییر كرد . او ما را از نمازهای نافله رمضان باز می دارد تا آن جا كه ترسیدم در لشكرگاه سر به شورش نهند ». 9 این همه تمجید از كار خلیفه دوم در حالی است كه پیامبر اكرم ( صلّی الله علیه وآله و سلَّم ) از به جای آوردن نماز مستحبی در مسجد نهی فرموده است . در روایتی دیگر آمده است: « زمانی كه امیر مؤمنان علی ( علیه السلام ) در كوفه بود ، مردم كوفه به خدمت حضرت آمدند و امام جماعت برای نماز تراویح درخواست كردند . حضرت جواب منفی داد و آنان را از اقامه نوافل شب های ماه رمضان به جماعت نهی كرد . چون شب هنگام فرا رسید ، مردم به هم دیگر می گفتند : بر رمضان گریه كنید . وای بر رمضان . » 10 منبع: زلال هدایت، ابوسجاد اسحاقی تنظیم: شکوری - گروه دین و اندیشه تبیان 1. المعجم الوسیط ، ص380 ؛ لسان العرب ، ج2 ، ص462 2. صحیح بخاری ، ج2 ، ص252 و موطّأ مالك بن انس ، ص73 و كنزالعمال ، ج8ع ص408 3 . كافی ، ج1 ، ص57 4 . مأثر الانافة فی معالم الخلافة ، ج 2 ، ص 337 5 . عمدة القاری ، ج 11 ، ص 126 6 . الترغیب و الترهیب ، ج 1 ، ص379 6 . صحیح مسلم با شرح نووی ، ج 6 ، ص 39 ؛ فتح الباری ، ج 4 ، ص252 8. وسائل الشیعة ، ج 8 ، ص 47 9 . همان ، ص 46 ، ح 10065 10 . سرائر ، ج 3 ، ص 639

پربازدیدها

پربحث‌ها