سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
اخلاق و شاهنامه (2)
اخلاق اسلامی در شاهنامه فردوسی قسمت اول ، قسمت دوم چون فردوسی، از لحاظ جنبه‌های معنوی، انسان را مظهر کمال و جمال مطلق و جلوه‌گاه انوار الوهیت می‌داند، برای اینکه از نیل به سعادت ابدی بازنماند، علاوه بر تشویق به کسب علم و معرفت، همواره وی را از صفات ناشایسته مانند هوای و هوس و آز و دروغ و نفاق و کاملی و از همه بدتر ظلم و بیداد برحذر می‌دارد و با اشعاری نغز و حکیمانه به کم آزاری و ترس از کیفر الهی و نیکی و بردباری و میانه روی و همنشینی با دانایان و دوری از نادانان و پند و عبرت آموزی و بسیاری از مکارم صفات انسانی فرا می‌خواند. از این رو به مصداق : و من کل شییء لبه و لطیفه مستودع فی هدة المجموعة شاهنامه، علاوه بر اشعار رزمی و بزمی و اساطیری و تاریخی، چنان که ازین پیش نیز گفته آمد، گنجینه‌ای نفیس از دُر و جواهر لطایف و ظرایف و پندها و حکمت‌های منظوم اخلاقی است که هر بیتی از این است آویزه گوش هوش هر انسان خردمند ادب آموز دانش پژوهی تواند بود بدین قرار: هوای اگر چیره گردد هوا بر خرد خردمندت از مردمان نشمرد (از اندرزهای اردشیر به شاپور، ص 612) اگر بر خرد چیره گردد هوا نیابد ز چنگ هواکس رها خردمند کارد هوا را به زیر بود داستانش چو شیر دلیر... (بیژن نامه، ص 366) به قول پیامبر (ص): اشجع الناس من غلب هواه . (نهج الفصاحه، ص 58) حضرت امیر (ع) نیز فرموده: لا یجتمع العقل و لهوی . (کلمات قصار، ص 45). و در قرآن آمده: و من اضل ممن اتبع هویه بغیر هدی من الله (سوره قصص، آیه 51). و لا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل‌الله (سوره 38، آیه 26). و اما من خاف مقام ربه و نهی المنفس عن الهوی. فان الجنة هی الماوی (سوره نازعات، آیه 41 و 42). آز پرستنده آز و جویای کین به گیتی زکس نشنود آفرین چو دانی که بر تو نماند جهان چه رنجانی از آن جان و روان بخور آن چه داری و بیشی مجوی که از آز کاهد همی آبروی (گودرزنامه، ص 379) حضرت علی (ع) فرموده: الحرص لایزید فی الرزق و لکن یذل القدر . (کلمات قصار، ص 3) و از حضرت رسول (ص) روایت شده است: یهرم این آدم و یشب منه اثنتان، الحرص علی المال و الحرص علی العمر. (نهج‌الفصاحه، ص 648). این حدیث به گونه‌های دیگر نیز آمده است: یشیب ابن آدم و یشب فیه خصلتان، الحرص و طول الامل، که عیناً در فرهنگ اخلاق اسلامی بدین عبارت ترجمه شده است: «چون آدمی پیر شود دو چیز در او جوان گردد و قوت بگیرد یکی حرص و دیگری طول امل»صائب تبریزی همین مضمون را اقتباس کرده و گفته است: آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد خواب در وقت سحرگاه گران می‌گردد دروغ و نفاق زبان چرب گویا و دل پردروغ بر مرد دانا نگیرد فروغ کسی کو بتابد سراز راستی کژی گیردش کار و هم کاستی (خلاصه شاهنامه، ص 428) رخ مرد را تیره دارد دروغ بلندیش هرگز نگیرد فروغ (فروزانفر، سخن و سخنوران، 1350، ص 78) پیغمبر(ص) فرموده: اخوف ما اخاف علی امتی کل منافق علیم اللسان . (نهج‌الفصاحه، ص 20) علی (ع) در همین باره گفته است: ایاک و النفاق فان ذاالوجهین لا یکون وجیها عندالله. (کلمات قصار، ص 31) و دروغ را نیز زشت‌ترین خوی‌ها دانسته در آنجا که فرموده: اقبح الخلائق الکذب. (کلمات قصار، ص 32). کاهلی چو کاهل بود مرد بُرنا به کار ازو سیر گردد دل روزگار (سخن و سخنوران، ص 89) تن آسانی از کاهلی دور کن بکوش و ز رنج تنت سور کن که اندر جهان سود بی‌رنج نیست کسی را که کاهل بود گنج نیست (خلاصه شاهنامه، ص 702) به رنج اندراست ای خردمند گنج نیابد کسی گنج نابرده رنج (سخن و سخنوران، ص 52) به قول سعدی: نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد... در قرآن مجید، آیه 41 و 42 سوره مبارکه نجم نیز شاهد صادق همین معنی است: لیس للانسان الا ما سعی، و ان سعیه سوف یری. از پیغمبر (ص) هم درین باب چنین روایت شده: اللهم انی اعوذبک من العجز و الکسل ...( نهج‌الفصاحه، ص 100). ظلم و بیداد چنین گفت نوشیروان قباد که چون شاه را سربپیچد ز داد کند چرخ منشور او را سیاه ستاره نخواند و را نیز شاه ستم، نامه عزل شاهان بود چو دود دل بی‌گناهان بود (پادشاهی اردشیر بابکان، ص 589) نگر تا نیازی به بیداد دست نگردانی ایوان آباد پست (مقدمه شاهنامه فروغی، ص 20) در احادیث نبوی (ص) آمده است: الظلم ظلمات یوم القیمة (نهج الفصاحه، ص 407) از امیرالمومنین علی (ع) روایت شده: لاتظلم کما لا تحب ان تظلم (کلمات قصار، ص 23) در بسیاری از آیات قرآن به ظلم و ستم اشارت رفته مانند: ان الذین کفروا و ظلموالم یکن الله لیغفر لهم و لا لیهدیهم طریقا (167) الا طریق جهنم خالدین فیها ابداً و کان ذلک علی الله یسرا (168) (سوره‌‌نساء). حضرت علی بن الحسین (ع) به فرزندش امام محمد باقر (ع) وصیت فرموده: ایاک و الظلم لمن لا ناصر له علیک الا الله. بی‌آزاری میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است سیاه اندرون باشد و سنگدل که خواهد که موری شود تنگدل (داستان ایرج و سلم و تور، ص 38) به نزد کهان و نه نزد مهان به آزار موری نیرزد جهان (در کشتن افراسیاب برادر خود را، ص 102) به قول سعدی: به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود نیرزد آن که دلی را زخود بیازارند و حافظ نیز در همین باره گفته است: مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن که در شریعت ما غیر ازین گناهی نیست (حافظ قزوینی، ص 53) در روزگار ما، که عصر اتم و تسخیر فضاست، ولی بر اثر از میان رفتن کمالات معنوی و مکارم صفات انسانی، جنگ و خونریزی و ظلم و مردم آزاری بلکه سبعیت و درنده خویی در جهان بیداد می‌کند، این گونه مضامین عالی اخلاقی و اسلامی، که در متون کهن ادب فارسی به یادگار مانده، برای مردم این سامان سند افتخاری به شمار می‌رود. به امید آن که عمل بدان هم حال و مال همگان را به صلاح آورد. چه به قول گوینده عارفی: من خواجه گفتاری بسیار شنیدستم یک خواجه ندیستم گفتاری و کرداری در قرآن مجید در باب ایذاء مومنان چنین آمده است: والذین یوذون المومنین و المومنات بغیر ما اکتسبوا فقد احتملو بهتاناً و اثماً مبینا (سوره احزاب، آیه 59) پیغمبر (ص) نیز فرموده: المسلم من سلم المسلمون من لسانه و یده. (نهج الفصاحه، ص 625). کیفر و بادافراه تو زین کرده فرجام کیفربری زتخمی کجا کشته‌ای برخوری... (داستان سیاوش، ص 236) کنون روز بادافره ایزدیست مکافات بد را ز ایزد بدیست (کشته شدن افراسیاب، ص 447) مکن بد که بینی به فرجام بد ز بد گردد اندر جهان نام بد (همان، ص 448) هر آنکه که آمد به بد دسترس زیزدان بترس و مکن بد به کس چو نیکی کنی نیکی آید برت بدی را بدی باشد اندر خورت (در کشتن افراسیاب برادر خود را، ص 101- 102) چو رفتی سر و کار با ایزدست اگر نیک با شدت کار ار بدست نگر تا چه کاری همان بدروی سخن هر چه گویی هما بشنوی (داستان سیاوش، ص 190) در قرآن کریم درباره پاداش عمل امده است: یومئذ یصدرالناس اشتاتا لیروا اعمالهم (7) فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره (8) و من یعمل مثقال ذرة شراً یره(9) سوره زلزال). ادامه دارد... دکتر حمید فرزام تنظیم : بخش ادبیات تبیان

پربازدیدها

پربحث‌ها