شنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۱ - ۰۰:۰۰
به ما نگفته بودند كه ...
به ما نگفته بودند كه ... حقایق را به ما نگفته بودند یا لااقل همه حقیقت را نگفته بودند . گفتند : تو كه بیایی خون به پا می كنی ، جوی خون به راه می اندازی و ما را از ظهور تو ترساندند . درست مثل اینكه حادثه ای به شیرینی تولد را كتمان كنند وفقط از درد زادن بگویند . ما از همان كودكی ، تورا دوست داشتیم ، به تو عشق می ورزیدیم ، و با همه وجود بی تاب آمدنت بودیم . از كودكی، نزدیک روز میلاد تو، با عشق كوچه ها را تزئین می كردیم و ریسه می بستیم . عشق تو با سرشت ما عجین شده بود و آمدنت ، طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود . اما ... كسی به ما نگفت كه چه گلستانی می شود جهان ، وقتی كه تو بیایی . همه ، پیش از آنكه نگاه مهر گستر و دستهای پرعاطفه تو را توصیف كنند ، شمشیرتو را نشانمان داده اند . آری! برای اینكه گلها و نهالها رشد كنند ، باید علف های هرز را وجین كرد و این جز با داسی برنده ممكن نیست . آری! برای آرامش مظلومان تاریخ ، باید نسل ظالمان و ستمگران از روی زمین برچیده شود . آری! برای برپایی عدالت ، باید تمامی تختهایبهستم آلوده سلطنت واژگون گردد . و این ،همه ، تنهااز دست تو برمی آید . مگر نه اینكه اینها همه مقدمه ایاست برای رسیدن به بهشتی كه توبرایمان می سازی . آن بهشت را كسی برای ما ترسیم نكرد! كسی به ما نگفت كه آن ساحل امیدی کهدر پس این دریای خون نشسته است ، چگونه ساحلی است؟! كسی به ما نگفت كه وقتی تو بیایی : پرندگان در آشیان خود جشن می گیرند و ماهیان دریا شادمان می شوند چشمه ساران می جوشند و زمیننعمتیچندین برابرمی دهد . به ما نگفتند كه وقتی تو بیایی : دلهای بندگان را آكنده از عبادت و اطاعت می كنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ریشه كن می كند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت و بردگی را از گردن خلایق برمی دارد . به ما نگفتند كه وقتی تو بیایی : ساكنان زمین و آسمان به تو عشق می ورزند ، آسمان بارانش را فرو می فرستد ، زمینگیاهان خود را می رویاند ... و زندگان آرزو می كنندکه ای كاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقیقی را می دیدند و می دیدند كه خداوند چگونه بركاتش را بر اهل زمین فرو می فرستد. به ما نگفتند كه وقتی تو بیایی : همه امت به آغوش تو پناه می آورند همانند زنبوران عسل به ملكه خویش . و تو عدالت را آن چنان كه باید و شاید در پهنه جهان می گستری و خونی را نمی ریزی . به ما نگفتند... به ما نگفتند كه وقتی تو بیایی : رفاه و آسایشی می آیدکهنظیر آن،پیش از این نیامده است . مال و ثروت آنچنان فراوان می شود كه هر كه نزد تو بیاید آنچه در ذهن نگنجد دریافت می دارد . به ما نگفتندكه وقتی تو بیایی : هیچ كس فقیر نمی ماند، مردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردند و پیدا نمی كنند . مال را به هر كه عرضه می كنند ، می گوید : ‌بی نیازم . اما ... ای محبوب ازلی و ای معشوق آسمانی ! ما بی آنكه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم و مدینه فاضله حضور تورا بشناسیم ، تو را دوستت داشتیم و بهتو عشق می ورزیدیم؛كه عشق تو با سرشتما عجین شده و آمدنت طبیعی ترین و شیرین ترین نیازماناست. ظهور تو بی تردید بزرگترین جشن عالم خواهد بودکه عاقبتی نیکو بر ای این جهان پر ظلم وبیداد است.

پربازدیدها

پربحث‌ها