روند سینمای ایران از دهه پنجاه تا به امروز پروسه‌ای متفاوت و رو به پیشرفتی داشته که در این گزارش نیازمند این است روندی که طی شده را عنوان کنیم. این گزارش می‌خواهد بررسی مفصل و کاملی از دهه 50 شروع کند تا امروز که در چه مرحله‌ای است.

دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۲ - ۰۰:۰۰
سینما؛ از دهه ۵۰ تا تحول عظیم در دهه ۹۰
نمی‌دانم چه فیلمی بود، واقعیتش هر چه فکر می‌کنم نه تنها اسم فیلم حتی موضوع و هر نوع اتفاق رخ داده داخل فیلم اصلا یادم نمی‌آید اما این تصویر از ذهنم بیرون نمی‌رود روی صندلی در یکی سالن‌های سینما در خیابان انقلاب نشسته بودم و منتظر بود تا فیلم نمایش داده شود یهو خانمی میانسال تنها (حدودا 60 تا 65 سال) با یک جعبه پیتزا وارد سالن شد و ردیف جلوی من نشست و من آن روز فکر کردم که دوست داشتن سینما و تماشای فیلم در سالن سینما چقدر برای یک آدم می‌تواند جذاب باشد که با تنهایی با یک جعبه پیتزا هیچ چیز او را نمی‌تواند او را از این کار منصرف کند. پس می‌توانم بگویم روز سینما مبارک! حالا از تبریک و این اتفاقات که سینما چقدر بر ما مبارک است بگذریم، شاید برای خیلی‌ها این پرسش و مسئله پیش آید که سینمای ایران در دهه‌های مختلف چه چالش‌هایی را طی کرده تا همه از عنوان «سینمای ایران» از آن یاد کنند و بگویند و این هم نتیجه پُرباری که سالیان سال برای این هنر هفتم به جا مانده است. آرمان‌خواه و هویت‌مدار؛ سینمای مسئله‌مند بدون شک فیلم‌های سینمایی در هر دهه منعکس‌کننده اتفاقات روز جامعه است که سینمای ایران از دهه 60 شاهد سینمای جنگ و اتفاقات آن بود، در دهه 70 روزهای گذر از جنگ و مسائل اجتماعی و پیشرفت در دانشگاه‌ها و خانواده‌ها اوج گرفت، در دهه 80 مباحث سیاسی و روشنفکری مطرح شد. در این سال‌ها سینما دستخوش اتفاقات، بلندی‌ها و پستی‌ها، بالا و پایین‌ها، تجربه‌های تلخ و ناگوار و گاه شیرین و به یادماندنی شده است، گاه زیر بار سیلی نقدها کمر خم کرده اما نشکسته و تا توانسته نهال کوچکش را به درختی ریشه‌دار تبدیل کرده است، کم نیست انتقاداتی که سینما را بی‌هویت، بدون آرمان و بی‌مسئله خواندند و گاه رویداد مثبتی در سینما را هویت‌دار و آرمان‌خواه دانستند. روند سینمای ایران از دهه پنجاه تا به امروز پروسه‌ای متفاوت و رو به پیشرفتی داشته و که در این گزارش نیازمند این است روندی که طی شده را عنوان کنیم. این گزارش می‌خواهد بررسی مفصل و کاملی از دهه 50 شروع کند تا امروز که در چه مرحله‌ای است. فیلم‌های قبل از انقلاب دارای محتوایی بی‌ارزش قبل از انقلاب سینمای ایران در دهه 40 موج‌ فیلمفارسی بود که سیاست و فرهنگ حکومت وقت را در پیش گرفته بود و محتوای بی‌ارزش، دون پایه، سخیف، منحرف و مبتذلی داشت و حتی برخی از آن فیلم‌ها به اصطلاح فیلم‌های آبگوشتی نام گرفته بودند اما اواخر همین دهه و دهه 50 بود که موج نو سینمای ایران رقم خورد و جنبشی وسیع صورت گرفت. موج نو سینما در دهه 50 بسیار متاثر از ادبیات معاصر ایران بود و ارتباط عمیق این دو حوزه فرهنگ و هنر را نمی‌توان نادیده گرفت از گوزن‌ها و دایره مینا بگیرید تا پستچی و قیصر. منتقدان زیادی موج نوی سینمای ایران را با موج نو سینمای فرانسه قابل قیاس می‌دانستند که با جریانات بومی شکل ایرانیزه آن رااجرا کردند البته کارگردانانی همچون «عباس کیارستمی»، «سهراب شهید ثالث»، «خسرو سینایی»، «مسعود کیمیایی»، «علی حاتمی»، «داریوش مهرجویی» و.. از کسانی بودند که گام‌های مهمی در پیشرفت موضوعات اجتماعی و جامعه‌محور در دهه‌ بعد از 50 در سینمای ایران داشتند. منتقدان سینما معتقدند که در دهه 80 سینمای ایران دری به عرصه جدید در پر و بال دادن به موضوعات سیاسی و اجتماعی باز کرد که تا آن روز محدودیت‌های زیادی داشت. سینمای دهه هشتاد سینمایی ایرانی بود که در جهان هم پرآوازه شد دهه‌ای که به نام سینمای دفاع مقدس رقم خورد در سینمای دهه 60 مدیوم سینما در فضای جنگ و حول محور موضوعات جبهه و دفاع مقدس بود همانند فیلم‌ها «مهاجر»، «افق»، «هراس»، «دیده‌بان»، «هور در آتش»، «ساحل» و... اما ژانرهای اکشن مثل فیلم عقاب‌ها هم طرفداران خاص خودش را داشت. این موضوع را باید مدنظر قرار دهیم که سینمای دهه 60 دوران گذر بعد از انقلاب بود و بیشتر فیلم‌ها رنگ و بوی انقلابی و جنگ داشت اما با این حال می‌توانیم از فیلم‌ها به‌عنوان فیلم‌های امیدآفرین هم یاد کرد که با وجود جنگ و بمباران با دیدن فیلم‌ها حس زندگی و امید به مخاطب تزریق می‎شد، امثال فیلم‌های «هامون»، «گل‌های داوودی»، «بگذار زندگی کنم»، «مادر»، «عروس»، «می‌خواهم زنده بمانم». البته در این دهه فیلم‌های سینمای در حوزه کودک و نوجوان هم آغاز خوبی داشت که می‌توان از فیلم «گلنار»، «پرنده کوچک خوشبختی»، «پاتال» و «آرزوهای کوچک»، «سفر جادویی»، «گربه آوازخوان» و... یاد کرد که توانستند ماندگاری خوبی در ذهن مخاطب داشته باشند. خیلی‌ها مرتضی آوینی را در جریانات سینمایی دهه 60 از تاثیرگذارترین افرادی می‌دانند که به سینمای ایران روح تازه‌ای بخشید. آوینی معتقد بود هنر هفتم یعنی سینما را نباید با شعر و نقاشی قیاس کرد چون سینما مخاطب عام می‌طلبد. حتی حرف‌های آوینی تا دهه‌های بعدش سرمشق بسیاری از کارگردانان شده بود و همچنان ادامه دارد . آرمان‌طلبی در سینمای اجتماعی با پایان جنگ شرایط اجتماعی در کشور تغییر کرد و وضعیت معیشت و زندگی حتی آرمان و ایده‌آل‌های مردم تغییر پیدا کرده بود و حتی سینما به لحاظ فنی بسیار پیشرفت و به‌روز شده بود. سینمای دفاع مقدس از دهه 60 به فعالیت‌هایش ادامه داد و ژانر مخصوص خود را پیدا کرد و کارگردانی همچون «ابراهیم حاتمی‌کیا»، «رسول ملاقلی‌پور» و... دنیای جدیدی از سینمای جنگ را به نمایش گذاشتند که مخاطبان و طرفداران زیادی را جذب کرد. اما در کنار تمام اینها موضوعات آرمان‌خواهی در سینما بسیار پررنگ‌تر شد و به نوعی سینمای دغدغه‌مند و روشنفکری با کارگردانی همچون «بهرام بیضایی»، «علی حاتمی»، «داریوش مهرجویی»، «عباس کیارستمی»، «مسعود کیمیایی»، «فریدون جیرانی» و... سینما جان تازه‌ای گرفت. نمی‌توان به ضرس قاطع گفت که سینمای دهه 70 برتر و پیشرفت بیشتری نسبت به دهه 60 داشت اما نمی‌توان نادیده گرفت که این دهه همه چیز متفاوت‌تر شد و شکل و شمایلی خاص‌تر پیدا کرد گویی سرآغاز اتفاقات خوبی در سینمای ایران بود. محور مضامین و موضوعات فیلم‌ها در دهه 70 به سمت خانواده رفت و مسائلی همچون طلاق، فروپاشی و بحران در خانواده، عشق، نقش پررنگ زنان در اجتماع و دانشگاه همچنین موضوعات سیاسی در راس همه اتفاقات و امور قرار گرفت. رشد سینمای کودک با وجود ایرج طهماسب و کلاه‌قرمزی جان گرفت و مخاطبان کودک زیادی را به سینما کشاند البته مدرسه موش‌ها، خواهران غریب و بچه‌های آسمان هم نمی‌توان در این حوزه نادیده گرفت. از ارتفاع پست تا چهارشنبه سوری؛ اوج قدرت در سینمای ایران بسیاری از منتقدان سینما معتقدند که در دهه 80 سینمای ایران دری به عرصه جدید در پر و بال دادن به موضوعات سیاسی و اجتماعی باز کرد که تا آن روز محدودیت‌های زیادی داشت. سینمای دهه هشتاد سینمایی ایرانی بود که در جهان هم پرآوازه شد. حتی فیلم آواز گنجشک‌ها نماینده سینمای ایران در مراسم اسکار بود. فیلم‌های برجسته سینما از به رنگ ارغوان، میم مثل مادر، ارتفاع پست، من ترانه 15 سال دارم، بوتیک، جهارشنبه سوری، درباره الی، مهمان مامان و... به غنای سوژه، اکت و حتی بومی‌سازی قصه به خوبی پرداخته بودند. مثلا در فیلم مهمان مامان جامعه ایرانی و کمک همسایه به همسایه و به اصلاح دست هم را گرفتن به خوبی نمایش داده شده بود، در مارمولک شاهد نوعی سوژه سیاسی  اجتتلالمامملاجتماعی بودیم که نگاهی نو و تقدس‌زدایی به مسئله روحانیت در جامعه بود البته در فیلم اخراجی‌ها هم این نوع نگاه حاکم بود، در فیلم دایره زنگی شاهد موضوعی چون بزهکاری، فساد در روابط، اختلافات زناشویی و خانوادگی را می‌دیدیم و در بوتیک نوعی از اختلافات طبقاتی را شاهد بودیم که در جامعه رو به رشد بود. متفاوت اما معجونی مهم از سینما فیلم‌های دهه 90  از مسائل خانوادگی که در دهه قبل اشباع شده بود، خودش را جدا کرد و موضوعات اجتماعی و تاریخی و حتی انیمیشن را در اولویت قرار داد. فیلم‌های تاریخی در سینما مثل اثر محمد رسول‌الله مخاطبان زیادی را جذب کرد تا در این ژانر بتوانیم آثار بیشتری را خلق کنیم. همچنین در این دهه توجه به رسانه‌ای بودن سینما عمق گرفت تا بازتابی از حوادث روز جامعه را منعکس کند و مسائل زنان و جامعه در صدر موضوعات سینمایی قرار گرفت. در این دهه ژانر دفاع مقدس وارد نگاهی جدید شده بود همانند فیلم‌های مستندی مثل ایستاده در غبار، ماجرای نیمروز، شیار 143، تنگه ابوغریب و...که برای سینمای جنگ و دفاع مقدس اتفاق خوب و موفقیت‌آمیزی بود و می‌توان گفت این ژانر از سینما را یک پله ارتقا داد. حتی در ژانر طنز هم سینمای ایران در دهه 90 شاهد اتفاقات خوشایندی بود؛ همچون آثار هزارپا، آینه بغل، نهنگ عنبر، من سالوادور نیستم که شاید از نظر برخی محتوای فاخری نداشتند، اما برای سرگرمی می‌تواند اوقات فراغت مخاطبان را تا حدودی تامین کند، البته در برخی از فیلم‌های طنز معضلات جامعه مثل بیکاری، تورم و اعتیاد هم بازتاب داده شده و گاه تاثیرپذیری هم داشته است. فیلم‌های شنای پروانه، خورشید، شبی که ماه کامل شد، مغزهای کوچک زنگ زده، حوض نقاشی، هیس دخترها فریاد نمی‌زنند، رگ خواب، ابلق،برف روی کاج‌ها نمونه آثار سینمایی بودند که آیینه تمام نمای این دهه را به نمایش گذاشتند و قدرت خوبی چه در موضوع و چه به لحاظ فنی برای سینما به‌جای گذاشتند. این دهه از سینمای ایران اجتماعی‌ترین موضوعات را به نمایش گذاشته و به‌عنوان سینمای اجتماعی یاد می‌کند حتی اثرگذاری فضای مجازی در این دهه کاملا مشهود است، اجتماعی شدن سینما در این دهه حتی با استقبال خوب مخاطبان هم روبه‌رو شد. روندی که سینمای ایران به صورت طبیعی طی می‌کرد تا اپیدمی سخت کرونا مواجه شد و همه چیز به خصوص هنر هفتم مخدوش شد اما با عبور از این اتفاق، دوباره سینما جان تازه‌ای گرفت و شاید بتوان گفت سال 1400 دنباله‌رو همان دهه 90 باشد و راهی را برای فرهنگ باز کند.

پربازدیدها

پربحث‌ها