چند وقت پیش بود که ویدویی از یک شعبده خیابانی در نیویورک در فضای مجازی بحث برانگیز شد. در این ویدیو دو باکس شیشهای در دو طرف خیابان هستند. شعبدهباز افراد را وارد یک باکس شیشهای میکند سپس روی آن پارچه میکشد، به سمت باکس دوم میرود، پارچهای که از قبل رویش است را برمیدارد و همان آدمها به طرز شگفتانگیزی به این باکس منتقل شدهاند.
برای خیلیها سوال شده بود که چنین شعبدهای چطور ممکن است؟ عدهای پاسخ داده بودند که تمام افراد حاضر در ویدیو و خیابان بازیگر هستند و اینجا در واقع یک استیج بزرگ است. بعضیها هم یاد شعبده معروفی افتادند که بزرگترین شعبده باز دنیا را به دادگاه کشاند.
دست مشهورترین شعبدهباز جهان رو شد
بعد از اینکه گوین کاکس، مرد ۵۸ ساله بریتانیایی از دیوید کاپرفیلد به اتهام سهلانگاری شکایت کرد، دادگاهی برای این شعبدهباز تشکیل شد. او از تماشاچیان "۱۳ خوششانس" یکی از شعبدههای معروف کاپرفیلد در اجرای لاس وگاس بود که به عنوان داوطلب شرکت کرد و در جریان نمایش دچار حادثه در ناحیه شانه شد. او میگوید که دکترها بعدا تشخیص دادند که او دچار ضایعه مغزی شده است. کاپرفیلد هزاران بار این شعبده را بدون خطا انجام داده بود، اما در اجرای لاس وگاس یک بدشانسی موجب شد تا مجبور شود شعبدهاش را لو دهد. وکیل این شعبده باز ابتدا عنوان کرد نمیتواند راز پشت شعبده را در دادگاه عنوان کند چرا که این کار ضرر مالی بسیاری به موکلش خواهد زد اما با رای قاضی کاپرفیلد مجبور به افشای این حقه شد.
13 خوش شانس
برای حقه "۱۳ خوششانس" ( Lucky 13) ۱۳ نفر از تماشاچیان به طور تصادفی انتخاب میشوند و در جریان این شعبده از روی صحنه ناپدید میشوند و وقتی که این سیزده نفر در یک گوشه سالن دوباره ظاهر میشوند همه تماشاچیها شگفتزده میشوند. در ادامه کریس کنر، تهیه کننده برنامه های کاپرفیلد رازهای این حقه را در دادگاه فاش کرد. ۱۳ تماشاچی انتخاب شده روی سن آمده و در جایگاه مخصوص نشسته و پرده ها پایین میافتد، آنها از تونلی به سرعت به بیرون ساختمان مرکز نمایش ام جی ام لاس وگاس هدایت میشوند، ساختمان را ترک میکنند و دوباره از در پشت سالن به داخل سالن برمیگردند.
راه رفتن روی آب
شاید یکی از عجیبترین شعبده بازیهایی که همه ما دیدهایم راه رفتن روی آب توسط کریس انجل باشد. یک نسخه معروفتر آن هم توسط یک شعبده باز انگلیسی روی رودخانه تایمز لندن اجرا شد. حقه پشت این شعبده در واقع استفاده از صفحات پلکسی گلس راز این شعبده است. دیدن این صفحات درون آب غیرممکن است خصوصا از فاصله دور. چگالی پلکسیها با آب برابر است و این صفحات با لولههایی از همان جنس در آب محکم میشوند. تمام شعبده بازانی که شعبده راه رفتن روی آب را اجرا میکنند در واقع از همین ترفند استفاده کردهاند.
غیب کردن مجسمه آزادی
یکی دیگر از شگفتانگیزترین شعبدههای کاپرفیلد، غیب کردن مجسمه آزادی در میان نگاه تماشاچیان بود. راز پشت این شعبده هنوز هم پس از سالیان سال لو نرفته اما حدس و گمانهایی درباره آن زده میشود. یکی از احتمالها این است که سالنی که تماشاچیان در آن بودند و روبه اقیانوس و مجسمه آزادی بود قابلیت چرخش داشت و هنگامیکه روی شیشه سالن پرده انداختند تا کاپرفیلد مجسمه آزادی را غیب کند، سالن بسیار آرام طوری که کسی متوجه نشود در حال چرخش بود تا زاویه دید تماشاچیان تغییر کند. ایده دیگری که مطرح شد در مورد خطای دید بود. اینکه تماشاچیان و دوربین ها در محدوده خاصی قرار داشتند، شعبده باز هم با دانستن این موضوع نورپردازیها را طوری طراحی کرده که در واقع محلهای قرار گرفتن تمام تماشاچیان در «نقطه کور» بوده است. البته محاسبه نقاط کور بسیار سخت و زمانبر است و در صورت درست بودن این احتمال این شعبده بیشتر از آن که حقه باشد، یک شاهکار محاسباتی و ریاضی است.
قورت دادن شمشیر
شاید شما هم ویدیوهایی از تلنتها یا برنامههای استعدادیابی دیده باشید که افرادی روی سن شمشیر یا خنجر قورت میدهند. اوایل برخی افراد فکر میکردند این شمشیرها فلزی نیستد اما بعدها شعبدهبازان برای اینکه واقعی بودن شمشیرها را اثبات کنند آنها را به دیوار یا زمین میکوبیدند. در واقعیت هم شمشیرها خطرناک هستند اما چیزی که باعث می شود شعبده قابل انجام باشد، توانایی و مهارت خود شعبده باز است. او زاویه گلو و دهانش را به شکلی تنظیم میکند و زبانش را به شیوه ای عقب می دهد که شمشیر با نای و معده او در یک راستا قرار بگیرند. با این حساب تنها مشکل این است که تیزی سر شمشیر معده فرد را پاره نکند. اگر زاویه درست رعایت شده باشد، هیچ مشکلی پیش نمی آید.
عبور از دیوار چین
یکی دیگر از شعبدههای بسیار معروف دیوید کاپرفیلد رد شدن از دیوار چین است. حقیقت ماجرا تا حدی شبیه به فیلم پرستیژ (حیثیت) است. کاپرفیلد هم مثل بسیاری از شعبدهبازان معروف جهان، بدل دارد. در این سوی دیوار وقتی قرار است کاپرفیلد از دیوارچین عبور کند در واقع این بدلش است که اگر دقت کرده باشید خیلی هم به مردم نگاه نمیکند و با کسی صحبت نمیکند. بدل اینجا روی سکویی میرود و پردهای دور تا دور او میکشند. با کمک سایه و نور، طوری به مخاطب القا میشود که انگار دیوید کاپرفیلد در حال فرو رفتن در دیوار است. اما در حقیقت این یک خطای دید است که به علت نزدیک شدن شعبده باز به منبع نوری در پشت پرده ایجاد شده، سپس برای اینکه فکر کنند واقعا از دیوار عبور کرده به آرامی داخل جعبه زیر پایش رفته و پنهان میشود. سپس پرده کنار میرود و همه میبینند که خبری از کاپرفیلد نیست. در آن سوی دیوار تجهیزات مشابهای وجود دارد که دیوید کاپرفیلد واقعی در آن جعبه است. حالا نوبت او است که از جعبه بیرون بیاید و کم کم از منبع نوری فاصله بگیرد تا سایهاش بزرگ شود به نحوی که فکر کنند در حال بیرون آمدن از دیوار است. حالا دیگر وقت افتادن پردههاست و دیوید کاپرفیلد واقعی میتواند بین مردم مشتاق برود و با آنها خوش و بش کند.


