عاشورا انگار برای هر کداممان در هر برهه از زمان و توی هر سن و سالی رفیقی کنار گذاشته تا کنارش رفاقت کنیم، دوستش داشته باشیم و برایش درد دل کنیم.

سه‌شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ - ۰۰:۰۰
ما را «حسین» بود که آدم حساب کرد
گوشه هیئت نشسته‌ام، روضه خوان می‌خواند و زن‌های دور و برم گاهی ریز ریز گریه می‌کنند و گاهی بغضشان که ترک برمی‌دارد صدایشان بلند می‌شود..."آنچه گذشت" همه سالها و محرم‌ها را که ورق میزنم آخر آخرش به همین قاب می‌رسم‌، قابی که همیشه گفته‌ام شاید تکرار شود ولی هیچ وقت تکراری نمی‌شود. چرا؟ چون عاشورا انگار برای هر کداممان در هر برهه از زمان و توی هر سن و سالی رفیقی کنار گذاشته تا کنارش رفاقت کنیم، دوستش داشته باشیم و برایش درد دل کنیم. چشم که باز می‌کنیم لباس نوزادی علی اصغر را تنمان می‌کنند تا هوادار شش ماهه کربلا باشیم‌‌. کمی از آب و گل که در میایم افتخار آشنایی با رقیه سه ساله و عبدالله را پیدا می‌کنیم تا کنارشان بزرگ شویم و هلمان بدهند وسط داستان غیرت نوجوانی قاسم بن‌الحسن که بعدترها بتوانیم پای دلهره‌های سکینه بغض کنیم.  آن وقت سر از دنیای بزرگسالی که درآوردیم توی روضه امان‌نامه با مردانگی عباس علیه‌السلام فخر بفروشیم و انقدر دلمان را بزرگ کنیم که پای روضه گودال و تنهایی سیدالشهدا علیه‌السلام تاب بیاوریم و پای روضه اسارت اهل حرم جان نسپاریم و در نهایت تا این عالم پابرجاست سینه به سینه به همه دنیا بگوییم ما به شجاعت زنانه زینب سلام‌الله‌علیها می‌بالیم...آن وقت خدا را شکر کنیم برای اینکه از کودکی تا به امروز در گوشه گوشه این قصه خودمان را به شما و خاندانتان سپرده‌ایم. تاجایی که می‌توانیم در جواب همه بی‌مهری‌های روزگار زیر لب زمزمه کنیم: "ما را بقیه پس زده بودند هزار بار، ما را حسین بود که آدم حساب کرد"  

پربازدیدها

پربحث‌ها