این سخن که در اسلام بین زن و مرد تساوی نیست و بین آنها تبعیض قائل شدند؛ اساسا حرف درستی نیست چون چگونه میتوان بین دو موجود متفاوت از جهت جسمانی و روحانی بطور یکسان برخورد کرد؟ که این برخورد یکسان عین ظلم است. خداوند بین زن و مرد، به تساوی قائل نیست اما بین آنها تعادل برقرار است. البته تساوی نداشتن هیچ ارتباطی به کمال نرسیدن ندارد چرا که تساوی نداشتن خللی در پیمودن راه کمال و انسانیت ایجاد نمیکند.
به تعبیر استاد مطهری؛ زن و مرد دو ستارهاند در دو مدار مختلف، هر کدام باید در مدار خود و فلک خود حرکت کنند. شرط اصلی سعادت هر یک از زن و مرد و در حقیقت جامعه بشری، اینست که دو جنس هر یک در مدار خویش به حرکت خود ادامه دهند. آزادی و برابری آنگاه سود میبخشد که هیچ کدام از مدار و مسیر طبیعی و فطری خویش خارج نگردند. آنچه در آن جامعه ناراحتی آفریده قیام برضدّ فرمان فطرت و طبیعت است نه چیز دیگر. (نظام حقوق زن در اسلام، ص ۲۵)
تساوی یا تشابه؟ باید توجه کنیم که سرپیچی از این قانونمندی سبب ظلم به زن یا مرد میشود. با نادیده گرفتن تفاوت طبیعی و چشم بر واقعیّت بستن به حق انسانی تجاوز میشود، این سرپیچی ممکن است با شعارهای فریبندهای چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.
یکی از اشکالاتی که بر نگرش حقوقی قرآن نسبت به زن شده اینست که: اگر اسلام زن را انسان تمام عیار میدانست؛ حقوق مشابه و مساوی با مرد برای او وضع میکرد، لکن حقوق مشابه و مساوی برای او قائل نیست. پس زن را یک انسان واقعی نمیشمارد. (مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۱۱۱) برای پاسخ دادن به این اشکال، نخست باید دید که آیا همسانی زن و مرد در حیثیّت انسانی و برابری آنها از جهت انسانیّت و حقوق، به معنای تشابه و یکنواختی آنها در حقوق است، یا تساوی امری غیر از تشابه است.
استاد مطهری در این باره مینویسد: تساوی غیر از تشابه است، تساوی برابری است و تشابه، یکنواختی. ممکن است پدری ثروت خود را به طور مساوی (از جهت ارزشی) میان فرزندان خود تقسیم کند، امّا به طور متشابه تقسیم نکند. مثلاً ممکن است این پدر چند قلم ثروت داشته باشد، هم تجارتخانه داشته باشد و هم مِلک مزروعی و هم مستغلات تجاری، ولی نظر به اینکه قبلاً فرزندان خود را استعدادیابی کرده است، در یکی ذوق و سلیقه تجارت دیده است و در دیگری علاقه به کشاورزی و در سومی مستغل داری، هنگامی که میخواهد ثروت خود را تقسیم کند، با در نظرگرفتن اینکه آنچه به همه فرزندان میدهد از لحاظ ارزش مساوی با یکدیگر باشد و ترجیح و امتیازی از این جهت در کار نباشد، به هر کدام از فرزندان خود همان سرمایه را میدهد که قبلاً آزمایش استعدادیابی آن را مناسب یافته است. (مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۱۱۲)
برای این که به این نکته پی ببریم که حرمت زن در اسلام حفظ شده و تفاوتها عین تعادل است؛ باید جایگاه آفرینش زن، تفاوتهای طبیعی در آفرینش زن و مرد و فلسفه ناهمانندی حقوق و وظایف زن و مرد را بررسی کنیم. استاد مطهری این سه مورد را بررسی کرده و وجود تعادل بین زن و مرد را به اثبات رسانده است.

الف: جایگاه زن در آفرینشاستاد مطهری، تساوی حقوق زن و مرد را حقیقتی مسلّم دانسته، اما تشابه و همانندی را نادرست و غیرممکن شمرده، زیرا با توجّه به ساختار آفرینشی زن و مرد و ویژگیها و نیازهای جسمی و روحی آنان، حقوق مشابه، نه ممکن است و نه سزاوار.
به نظر استاد مطهری، قرآن با تفسیر آفرینش، زیربنای مقررات امور اجتماعی از قبیل مالکیّت، حکومت، حقوق خانوادگی و ... را بیان داشته است. قرآن کریم سرشت و خلقت نخستین زن را احترامآمیز میداند و سرشت زن و مرد را دوگانه ندانسته است. قرآن با کمال صراحت در آیات متعدّدی میفرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریدهایم: ای مردم، از پروردگارتان پروا کنید، آن که شما را از یک نفس(جنس) آفرید و از آن (نَفس واحد) همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسیار پدید آورد. (نساء، ۱) یعنی آفرینش انسان چه مرد و چه زن از یک جنس و به یک گونه بوده است. خداوند زن (حوّا) را از همان جنس (گِل) آدم آفریده است. جنس آدم و حوّا یکی است و آفرینش آن دو از خاک است. در آیات دیگر نیز به صراحت اشاره شده که زن و مرد در آفرینش یکسانند و هیچ یک بر دیگری امتیازی ندارند.
خداوند در سوره زمر به آفرینش همانند و یگانه زن و مرد اشاره میکند و تفاوت یا امتیازی ویژه برای زن یا مرد قائل نیست. خلقکم من نفس واحدة ثمّ جَعَلَ منها زَوجها (زمر، ۶) شما را از یک نفس بیافرید و از آن یک نفس، همسرش را قرار داد. در سوره اعراف نیز آمده: اوست که همه شما را از یک نفس بیافرید و از آن یک نفس، همسرش را قرار داد تا به او آرامش یابد. (اعراف، ۱۸۹)

زن و مرد، دارای سرشتی یگانهدر آیات الهی بیان میشود که مادر حضرت موسی علیهالسلام و نیز مادر حضرت عیسی علیهالسلام به مقامی میرسند که به آنها وحی میشود و ملائکه با آنها سخن میگویند. حضرت مریم(س) به جایی میرسد که از غیب، از مواهب الهی به او روزی میرسد و بر سر سفره معنویت و کمالات الهی مینشیند.
قرآن برای تمام انسانها، اعم از زن و مرد، شخصیّت و فطرت مشترکی را قائل است و خمیرمایه اولیّه آنها را در آفرینش یکسان میداند. (فأقم وجهک للذین حنیفاً فطرت الله الّتی فطر النّاس علیها(روم، ۳۰)؛ به یکتاپرستی روی به دین آور. سرشتی است که خدا همه مردم را بدان سرشت آفریده است.
در داستان پررمز و راز آفرینش آدم، زن و مرد هر دو با یک مقام در بهشت نخستین استقرار یافته و از نعمتهای آن بهرهمند بودهاند. در هبوط، توبه، مقام قرب، همسخنی با خداوند، همسنگری در برابر شیطان، همگونی در خلافت الهی و... با یکدیگر مشترکند. این همسانی زن و مرد در قصّه آدم و حوّا، دیدگاه قرآن را نسبت به زن آشکار میکند که در آفرینش تفاوتی میزان زن و مرد نیست.
بر اساس آیات قرآن خداوند انسان را آفرید تا خلیفه و نمایانگر جمال و جلال او باشد. روشن است که انسان اعم از زن و مرد است: «انی جاعل فی الارض خلیفه؛ (بقره، ۳۰) میخواهم در زمین جانشینی را بیافرینم.
خلیفه نه فقط مردها بلکه اعم از زن و مرد است. به همین جهت گرچه حضرت آدم علیهالسلام به عنوان واسطه و پیامبر، وحی را دریافت میداشت، ولی مخاطب وحی آدم و حوا و نسل آن دو بودند. هر دو در بهشت ساکن شدند و از خوردن شجره منع شدند و شیطان دشمن هر دو معرفی شد. شیطان هر دو را فریب داد. هر دو از آن درخت خوردند و هر دو از بهشت اخراج گردیدند و به سکونت در دنیا محکوم شدند.
ای آدم، تو و همسرت در بهشت ساکن شوید. از هر آنچه میخواهید، از میوههای آن بخورید، ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ظالمان خواهید شد؛ پس شیطان آن دو را به لغزش واداشت و از جایی که در آن بودند، خارج ساخت. (بقره، ۳۵-۳۶) پس شیطان برای آن دو وسوسه نمود. (اعراف، ۲۰)
در تمام این آیات مخاطب خداوند زن و مرد هست، نه فقط زن. در آیات فوق، سخن از آدم و حوا است، بدون هیچ تفاوتی. بعد هم شیطان دشمن بنی آدم، اعم از زن و مرد. حکم اخراج برای همه صادر شد.
دستیابی زن به کمالات معنوی، همانند مرد
در دیدگاه قرآن کریم تفاوتی میان زن و مرد در امکان پیمودن راههای قرب الهی و کسب مقامات معنوی نیست، و جنسیت دخالتی ندارد. چه زن و چه مرد، هریک که از فرصتها به شایستگی استفاده کنند، پاداشهای بزرگ و مقامات عالی را به دست میآورد.
استاد مطهری در این باره مینویسد: قرآن در آیات فراوانی تصریح کرده است که پاداش اخروی و قرب الهی به جنسیّت مربوط نیست، به ایمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و یا از طرف مرد. قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدّیسی از یک زن بزرگ و قدّیسه یاد میکند، و از همسران آدم و ابراهیم و از مادران موسی و عیسی در نهایت تجلیل. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانی ناشایست برای شوهرانشان ذکر میکند، از زن فرعون نیز به عنوان زن بزرگی که گرفتار مرد پلیدی بوده است غفلت نکرده است، گویی قرآن خواسته است در داستانها توازن را حفظ کند و قهرمانان داستانها را منحصر به مردان ننماید. (نظام حقوق زن در اسلام، ۱۱۷)
در آیات الهی بیان میشود که مادر حضرت موسی علیهالسلام و نیز مادر حضرت عیسی علیهالسلام به مقامی میرسند که به آنها وحی میشود و ملائکه با آنها سخن میگویند. حضرت مریم(س) به جایی میرسد که از غیب، از مواهب الهی به او روزی میرسد و بر سر سفره معنویت و کمالات الهی مینشیند.
زن و مرد، تکمیل کننده یکدیگرقرآن، هیچ یک از زن و مرد را فرع وجود دیگری ندانسته، بلکه هر دو را همعرض و تکمیل کننده یکدیگر به شمار آورده است.
از جمله دیدگاههای منفی که در جوامع بشری نسبت به زن مطرح بوده، اینست که اساساً آفرینش زن طفیل وجود مرد است، زن آفریده شده تا نیازهای مرد را برآورده سازد و به همین نسبت ارزشگذاری و منزلت اجتماعی زن در مقایسه مرد، فرعی و حاشیهای به حساب میآید!
اما قرآن، هیچ یک از زن و مرد را فرع وجود دیگری ندانسته، بلکه هر دو را همعرض و تکمیل کننده یکدیگر به شمار آورده است. هرگز نمیگوید زن برای مرد آفریده شده، اسلام میگوید هر یک از زن و مرد برای یکدیگر آفریده شدهاند. (نظام حقوق زن در اسلام، ۱۱۹) قرآن میفرماید: زنان زینت و پوشش مردان، و مردان نیز زینت و پوشش زنان هستند. (بقره، ۱۸۷) یعنی زن و مرد یکدیگر را از انحرافها نگاه میدارند، نارساییهای یکدیگر را میپوشانند و وسیله آسایش یکدیگرند. از این رو هریک زینت دیگری به شمار میآید. این تعبیر آیه نهایت ارتباط معنوی زن و مرد و نزدیکی آنها را روشن کرده و همان تعبیر که درباره مردان آمده درباره زنان نیز بدون کم و کاست آمده و در این زمینه کاملا مساوات رعایت شده و مردان هیچ برتری بر زنان ندارند.
ب: تفاوتهای طبیعی زن و مرد
در بخش اول مقاله، به آفرینش یکسان بین زن و مرد اشاره شد و در بخش دوم به تفاوتهای آفرینش بین زن و مرد میپردازیم. این تفاوتها باعث میشود که زن و مرد از جهت حقوق طبیعی و فطری وضع ناهمگونی داشته باشند. یعنی زن از آن جهت که زن است و مرد نیز از آن جهت که مرد است در جهاتی همانند نیستند، زیرا در آفرینش و طبیعت، یکنواخت نیستند. از این رو با تساوی کاملی که در انسانیّت دارند، از ارزش یکسانی برخوردارند. ولی از جهت مسائل حقوقی، وظایف، تکالیف، مجازاتها و ... وضع مشابهی ندارند.
امروزه جریان فمینیسم تلاش میکند میان زن و مرد از جهت وضع قوانین، مقررات، حقوق و وظایف، وضع یکسان و همانندی پدید آورند و تفاوتهای طبیعی و غریزی زن و مرد را نادیده بگیرند. استاد مطهری، تساوی حقوق زن و مرد را حقیقتی مسلّم دانسته، اما تشابه و همانندی را نادرست و غیرممکن شمرده، زیرا با توجّه به ساختار آفرینشی زن و مرد و ویژگیها و نیازهای جسمی و روحی آنان، حقوق مشابه، نه ممکن است و نه سزاوار. بلکه شایسته است که زن حقوق متناسب با خود را به دست آورد، و در حدودی که طبیعت زن و مرد تفاوت داشته و اقتضا میکند حقوق آنان نیز تفاوت داشته باشد.
این سخن با عدالت سازگار است. زیرا زن و مرد با تواناییها و نیازهای متفاوتی که دارند؛ در عرصه اجتماعی، خانواده و ... ظاهر میشوند. بنابراین با سندهایی که قانون طبیعی و چگونگی آفرینش به زن و مرد داده، حقوق هریک مشخص میشود. (نظام حقوق زن در اسلام، ص ۱۲۱) باید توجه کنیم که سرپیچی از این قانونمندی سبب ظلم به زن یا مرد میشود. با نادیده گرفتن تفاوت طبیعی و چشم بر واقعیّت بستن به حق انسانی تجاوز میشود، این سرپیچی ممکن است با شعارهای فریبندهای چون حقوق مشابه زن و مرد باشد.
نتیجه:
شکی نیست که با نگاه ابتدایی در فقه اسلامی، برخی نابرابریها میان حقوق زن و مرد دیده میشود، ولی هر تفاوتی، تبعیض و ستم نیست، چنان که هر برابری، همانندی و تساوی نیز به طور قطع عدالت و انصاف نمیباشد.
نتیجه اینکه گرچه بین زن و مرد به دلیل شرایط جسمانی و روحیات و وظایفی که بر عهده آنان است، تساوی وجود ندارد اما تعادل حاکم است و این تساوی به معنای ظلم نیست. و همه انسانها اعم از زن و مرد استعداد رسیدن به کمال و مقامات بالای انسانی از جمله جانشینی خداوند را دارند.


