عده‌ای معتقدند از آنجایی که همه یکسان زندگی نمی‌کنند و با مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ پس در جهان هستی عدالت برپا نشده است. آنها راه حل را در تناسخ می‌بینند که با برگشتن در جسم دیگران می‌توانند زندگی خوبی را تجربه کنند و در این صورت است که عدالت در حق آنان اجرا شده است.

مهری هدهدی
یکشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۱ - ۰۰:۰۰
آیا عدل الهی با تناسخ رابطه‌ای دارد؟

تناسخ را معنا کردیم و این که در نگاه قرآن و روایات مردود است. اما تناسخیون برای اجرای عدالت در جهان به تناسخ معتقدند و گویند که با آن می‌شود عدالت را در حق کسانی که کمبودها و مشکلاتی در جهان داشته‌اند را جبران کنند.

عده‌ای معتقدند از آنجایی که همه یکسان زندگی نمی‌کنند و با مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ پس در جهان هستی عدالت برپا نشده است. کسانی که دچار بیماریهای مختلف و یا نقص عضو و معلولیت‌های مختلف هستند، آنهایی که گرفتار فقرند و طعم ثروت داشتن را نچشیده‌اند. افرادی که در دنیا مصیبت‌های بسیاری بر زندگی‌شان آوار شده و هرگز طعم لذت و آرامش را مزه نکرده‌اند. این افراد معتقدند که باید اتفاقی بیافته تا در حق اینان عدالت اجرا شود و طعم خوش زندگی را بچشند.

آنها راه حل را در تناسخ می‌بینند که با برگشتن در جسم دیگران می‌توانند زندگی خوبی را تجربه کنند و در این صورت است که عدالت در حق آنان اجرا شده است. پس آنها تناسخ را با عدل الهی سازگار می‌بینند. اما با توضیحاتی این اعتقاد رد می‌شود. برخی از این کمبودها خود عامل تکاملند. خدا برخی را با فقر امتحان می‌کند و برخی دیگر را با ثروت. برخی را با چشم و برخی را با نابینایی؛ برخی را با فرزند و برخی را با بی‌فرزندی

اشکالات رابطه عدل با تناسخ

اشکالات بسیاری بر استدلال رابطه عدل و تناسخ وارد است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

۱- نابینا شدن یا عقب مانده ذهنی شدن و امثال آنها از دید ما که به حکمت آفرینش آشنا نیستیم بی‌عدالتی جلوه می‌کند. اگر بنا شود که اینگونه افراد چندین بار زندگی کنند پس همه حیوانات هم باید روزی انسان شوند. مثلا یک نهنگ چرا باید کمال انسان را نداشته باشد. همین طور همه گیاهان و جمادات هم باید انسان شوند.

اگر قرار است که همه اینها روزی انسان شوند، چرا از اول غیر انسان آفریده شدند بلکه بالاتر از این همه موجودات عالم باید روزی به مرتبه حضرت رسول اکرم برسند. همه مردها باید روزی زن شوند و بالعکس. آیا معنی عدالت این است؟

۲- انسان‌ها نسبت به هم حقوقی دارند. اگر حق کسی را رعایت کنند عدالت داشته‌اند و در غیر این صورت، ظلم کرده‌اند؛ اما کسی بر خدا حقی ندارد.

۳- عدالت در مورد خدا به این معنی است که خدا هر چیزی را به جای خویش آفریده است. و هر چیزی در نظام خلقت در جای خود قرار گرفته است. اگر از پدر و مادری، فرزندی معلول به دنیا آمده به این دلیل است که نقصی در این پدر و مادر یا در شرایط پیدایش جنین بوده است. عالم براساس قانون علیت اداره می‌شود لذا از هر علتی معلول مناسب آن پدید می‌آید. اگر دیگر انسان‌ها به صورت اختیاری در معلولیت این فرزند دخیلند در روز قیامت، کمبود او را جبران کنند و اگر کسی در معلولیت او دخالت اختیاری ندارد خدا به فضل و جود ذاتی خود کمبود او را جبران می کند چرا که یکی از اسامی خدا جبّار (جبران‌کننده) است. لذا هیچ لزومی ندارد که چنین افرادی دوباره به دنیا بیایند.

۴- برخی از این کمبودها خود عامل تکاملند. خدا برخی را با فقر امتحان می‌کند و برخی دیگر را با ثروت. برخی را با چشم و برخی را با نابینایی؛ برخی را با فرزند و برخی را با بی‌فرزندی. لذا کسانی که به امام حسین علیه‌السلام نامه نوشتند، قاتلش می‌شوند و حرّ که جلوی او را گرفته، در رکاب او شهید می‌شود. بلال حبشی سیاه‌پوستِ برده از اصحاب رسول الله می‌شود و عموی پیامبر ابولهب اهل جهنم می‌شود. پسر نوح و زن لوط با اینکه در بهترین محیط هستند به عذاب خدا گرفتار می‌شوند ولی زن فرعون در عین اینکه در بدترین محیط است به موسی ایمان می‌آورد و به مقام شهادت می‌رسد. هر ساله صدها و هزاران انسان در کشورهای کافر به اسلام می‌گروند و در مقابل هر ساله عده زیادی هم از دین خارج می‌شوند و به جای معصومین دست به دامن عرفانهای سکولار و عرفانهای هندی و سرخپوستی می‌شوند.

خداوند برای هر کس بسته به شرایطش، راه هدایت نشان می‌دهد و با در نظر گرفتن تمام شرائط حسابرسی می‌کند. و به کسی به اندازه ذرّه‌ای هم ظلم نمی‌کند. این خیال و تصور ماست که فکر می‌کنیم یک عده شرایط سعادت را دارند و عده‌ای دیگر ندارند. در دنیا هر چه به انسان داده شود یا از او گرفته شود از باب امتحان است و امتحان خدا برای این است که انسان به کمال برسد؛ اما ما خیال می‌کنیم که هر چه به افراد داده می‌شود برای خود اوست لذا خیال می‌کنیم که اگر به کسی زیاد دادند به نفع اوست و به آنها که کم داده شده ظلم شده است. خداوند متعال می‌فرماید:

«و بدانید اموال و اولاد شما، وسیله آزمایش است؛ و(برای کسانی که از عهده امتحان برآیند)، پاداش عظیمی نزد خداست!» (الأنفال، ۲۸)

«اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شما هستند؛ و خداست که پاداش عظیم نزد اوست!» (التغابن، ۱۵)

«مبادا اموال و فرزندانشان، مایه شگفتی تو گردد! (این برای آنها نعمت نیست؛ بلکه) خدا می‌خواهد آنها را به این وسیله در دنیا عذاب کند، و جانشان برآید در حالی که کافرند!»(توبه، ۸۵)

فرق تفاوت با تبعیض

آنچه در خلقت وجود دارد "تفاوت" است نه "تبعیض". تفاوت آن است که در شرایط نامساوی، فرق گذاشته شود، ولی تبعیض آن است که در شرایط مساوی و استحقاق‌های همسان، بین اشیا فرق گذاشته شود. مثلاً، اگر معلم به شاگردانش که در شرایط مساوی و یکسان هستند نمره‌های مختلفی بدهد، این تبعیض است، ولی اگر با امتحان و بر اساس استعداد و لیاقت هر شاگردی نمره‌ی او را بدهد، تفاوت محقق می‌شود. (عدل الهی، مطهری،  ص ۱۰۱) نابینا شدن یا عقب مانده ذهنی شدن و امثال آنها از دید ما که به حکمت آفرینش آشنا نیستیم بی‌عدالتی جلوه می‌کند. اگر بنا شود که اینگونه افراد چندین بار زندگی کنند پس همه حیوانات هم باید روزی انسان شوند

علل بلاهای وارده بر انسان

اما این‌که چرا بلاها و مصیبت‌ها در زندگی انسان‌ها مدام با آنها است؟

در جواب باید گفت: بلاها و مصایب اقسامی دارد:

۱. بلاهایی که نتیجه ‌ی عملکرد انسان است. مثل این‌که انسان با دست خودش باعث بدبختی خویش گردد، این نوع بلا را نباید به حساب خدا گذاشت. چنان‌که قرآن شریف نیز به این مطلب اشاره دارد که اگر ظلمی و فسادی در روی زمین است، نتیجه کار انسان ظالم و ستم‌گر است و نباید به خالق نسبت داد.

۲. بلاهایی که بر اثر سهل‌انگاری بعضی، در زندگی دیگران به وجود می‌آید. مانند این‌که به جهت عدم رعایت مسائل بهداشتی پدر و مادر به علت اشتباه آنها فرزندی بیمار و معلول به دنیا می‌آید، این قسم از بلا را نیز باید به حساب خود انسان گذاشت نه خالق. چرا که جهان بر اساس قانون علیت هدایت می‌شود.

همان‌طور که از انسان، انسان و از حیوان، حیوان به وجود می‌آید: "گندم از گندم بروید، جو ز جو". با این‌حال خداوند به مقتضای لطف و کرم بی‌انتهای خود و از روی فضل و بخشش به چنین انسانی در آخرت عوض می‌دهد و ناراحتی‌های او را جبران می‌کند.

۳.  بلاهایی که برای از بین بردن آثار گناه است و این نه تنها با عدالت خداوند منافات ندارد، بلکه مقتضای رحمت و لطف او است؛ زیرا در واقع کفاره‌ گناهان است تا در آخرت بار گناه انسان سبک‌تر شود، اگرچه گرفتار بلاها و مصائب زودگذر دنیا می‌شود، ولی در عوض از عذاب اخروی در امان می‌ماند.

۴. بلاهایی که باعث توجه بیشتر مردم به خالق می‌شود و یا افراد غافل، از غفلت و نسیان خود خارج می‌شوند و به اشتباه گذشته خود پی می‌برند. این هم طبق رحمت و لطف پروردگار است.

۵. بلا و گرفتاری در زندگی باعث پیشرفت و تکامل انسان‌ها در زمینه‌های مختلف می‌شود.

۶. بلاهایی که برای امتحان و آزمایش افراد و یا بالا رفتن درجه‌ اولیا و دوستان خدا است و طبق فرمایش قرآن کریم، سنتی است که قابل تغییر و تبدیل نیست و همیشه برای امت‌ها وجود داشته است. قرآن می‌فرماید: "ما شما را با ترس و گرسنگی، نقص در اموال و جان‌ها و ثمرات، آزمایش و امتحان می‌کنیم و (به پیامبر دستور می‌دهد که) به صابرین بشارت بده".(بقره، ۱۵۵/اسفار اربعه، ص ۴۴۵)    

معنای عدل

برای پاسخ دادن به نظر اول باید معنای عدل را بدانیم. عدل به چند معنا مطرح است.

الف) موزون بودن: اگر مجموعه‌ای را در نظر بگیریم که در آن اجزا مختلفی به کار رفته و هدف خاصی از آن منظور است، باید شرایط معینی در آن از حیث مقدار لازم هر جزء و از لحاظ کیفیت، ارتباط اجزاء با یکدیگر رعایت شود، تنها در این صورت است که آن مجموعه می‌تواند باقی بماند و اثر مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را ایفا کند، مثلاً یک اجتماع اگر بخواهد باقی بماند، باید متعادل باشد. جهان نیز موزون و متعادل است، که اگر نبود برپا نمی‌ماند و نظم و حسابی در کار نبود.

نقطه‌ی مقابل عدل به این معنا، بی‌تناسبی است نه ظلم، بنابراین عدل به این معنا از موضوع بحث که تبعیض‌ها و تفاوت‌ها باشد، خارج است. بحث عدل به معنای تناسب، در مقابل بی‌تناسبی، از نظر کل و مجموع نظام عالم است، ولی بحث عدل در مقابل ظلم، از نظر هر فرد و هر جزء، مجزای از اجزای دیگر است. آنچه در خلقت وجود دارد "تفاوت" است نه "تبعیض". تفاوت آن است که در شرایط نامساوی، فرق گذاشته شود، ولی تبعیض آن است که در شرایط مساوی و استحقاق‌های همسان، بین اشیا فرق گذاشته شود

ب) رعایت حقوق افراد و عطا کردن حق هر صاحب حق است. و ظلم عبارت است از پای مال کردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران. این معنای از عدل و ظلم، به حکم این‌که از یک‌طرف، بر اساس اصل اولویت‌ها است و از طرف دیگر از یک خصوصیت ذاتی بشر ناشی می‌شود که ناچار است یک سلسله بایدها و نبایدها بسازد و خوب و بد ایجاد کند.

ج) رعایت استحقاق‌ها و شایستگی‌ها: موجودات در نظام هستی از نظر شایستگی و قابلیت با یکدیگر متفاوت‌اند. خداوند به هر موجودی آنچه را که برای او ممکن است از وجود و کمال، عطا می‌کند.

حکما معتقدند که هیچ موجودی بر خدا حق پیدا نمی‌کند که دادن آن حق، "انجام وظیفه" و "ادای دین" شمرده شود. عدل خداوند عین فضل وجود او است.

د) معنای دیگر عدل، تساوی و نفی هرگونه تبعیض است. اگر در عدل استحقاق و شایستگی رعایت نشود و با همه چیز و همه کس به یک چشم دیده شود، این عدالت عین ظلم است. و اگر عدالت را رعایت مساوات همراه با شایستگی‌ها بدانیم معنای درستی است. چرا که عدل چنین مساواتی را ایجاب می‌کند.

با مباحث فوق روشن شد که اولا کمبودها و مشکلات افراد در جامعه نشانه ظلم نیست بلکه گاهی بخاطر آزمایش الهی، و برخی برای تکامل یافتن انسان و در بعضی مواقع به علت شایستگی‌هاست و دوما عدالت به معنای تساوی نیست که اگر عده‌ای در دنیا با مشکلات روبرو هستند پس باید با تناسخ، این عدالت در حق‌شان جبران شود.

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها