آموزههای دینی درباره جمعآوری مال یکسان نیست. در یک دسته از آیات و روایات، ثروتاندوزی نکوهش شده است و در دستهای دیگر، توصیه و حتی تمجید. کسب مال اما در کجا جایز و در چه شرایطی ناپسند است؟
آیات و روایاتی که مال و ثروت را ارزش میداند
یک. در قرآن آمده که حضرت سلیمان علیهالسلام از خداوند سلطنتی باشکوه درخواست کرد که هیچ یک از پیشینیان و آیندگان از آن برخوردار نبوده و نخواهند بود. اگر برخورداری از مواهب دنیوی، اشکال داشت پیامبر خدا که از مقام عصمت برخوردار است نباید چنین چیزی را از خدا درخواست میکرد.
دو. در آیاتی از قرآن، ثروت و فرزند، وسیلۀ امداد الهی شمرده شده است: وَأَمْدَدْنَاکُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ (اسری:۶)
سه. بعلاوه، قرآن، از مال و فرزندان تعبیر به «زینت زندگانی دنیا» کرده است. (کهف:۴۶) پیداست که زینت امری پسندیده و مطلوب است.
چهار. همینطور، قرآن، از ثروت با عنوان «خیر» نام برده است، مانند: «کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیرا...». (بقره:۱۰۸) و نیز آیهی «و انّه لحبّ الخیر لشدید». (عادیات:۸)
پنج. نیز خداوند به پیامبر صل الله علیه و آله توصیه میکند خودش را از مواهب زندگی دنیا محروم نکند (قصص:۷۷)
ارزش مال و ثروت در روایات
روایات در این باب بسیار گسترده است اما از باب نمونه، به ذکر دو روایت بسنده میکنیم:
یک. در روایتی نبوی میخوانیم: چقدر مال صالح برای مرد صالح خوب است. (نبیه الخواطر و نزهة النواظر المعروف بمجموعة ورام، ج ۱، ص ۱۵۸)
دو. امام باقر علیهالسلام میفرماید: چقدر کمک دنیا برای تحصیل آخرت خوب است. با مروری بر متون معارف مکتوب میتوان دریافت که تنها خط قرمز اسلام برای داشتن مال و ثروت، کسب مال از راه مشروع و رعایت حق خدا و خلق است. همین و دیگر هیچ
آیات و روایاتی که از ثروتاندوزی نهی میکند
یک. آیاتی که تفاخر به مال و ثروت را جایز نمیداند: أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ (تکاثر: ۲ و ۱)
دو. آیات ۳۴ و ۳۳ زخرف در مقام نهی از اسباب عیش و آسایش دنیاست چنانکه میفرماید:
«اگر بنا نبود که همه به قدر تلاش خودشان از دنیا برخوردار شوند، سقف خانۀ بیدینها را از طلا و نقره میساختیم، با بهارخوابهایی باشکوه که آنها از بالایش خودنمایی بکنند * برای خانههایشان درهایی متعددی میگذاشتیم و تختهایی مجلل که بر آن لم بدهند» (ترجمه علی ملکی)
سه. در روایتی آمده که از امیرمؤمنان علی علیه السلام سؤال کردند: چه کسی حسرتش از همه بیشتر است؟
فرمودند: کسی که اموال خود را در ترازوی سنجش اعمال دیگران ببیند، خداوند او را به خاطر اموالش وارد دوزخ کند، و وارث او را به خاطر آن وارد بهشت سازد. (بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۱۴۲)
چهار. در حدیث دیگری آمده: مردی از امام صادق علیهالسلام موعظهای خواست. حضرت فرمودند: اگر حسنات حق است و به آن ایمان داریم، جمع مال برای چیست؟ [چرا در راه خدا انفاق نکنیم] و اگر پاداش و جبران الهی حق است، بخل برای چیست؟ (نورالثقلین، ج ۵، ص ۶۶۸)
جمعبندی نگاه دین به جمعآوری مال ثروت
با مروری بر متون معارف مکتوب میتوان دریافت که تنها خط قرمز اسلام برای داشتن مال و ثروت، کسب مال از راه مشروع و رعایت حق خدا و خلق است. همین و دیگر هیچ.
بنا بر گفتۀ استاد مطهری: «در اسلام مال و ثروت هیچ وقت تحقیر نشده است، نه تولیدش، نه مبادله اش، نه مصرف کردنش؛ بلکه همه اینها تأکید و توصیه شده است و برای آنها شرایط و موازین مقرر شده است و هرگز ثروت از نظر اسلام دور افکندنی نیست بلکه دور افکندنش (اسراف، تبذیر، تضییع مال) حرام قطعی است. اشتباه از آنجا ناشی شده که اسلام با هدف قرار دادن ثروت، با این که انسان فدای ثروت شود مخالف است و سخت مبارزه کرده است؛ به عبارت دیگر پول پرستی را و اینکه انسان برده پول باشد [محکوم کرده است، ] به عبارت دیگر اینکه انسان پول را به خاطر خود پول و برای ذخیره کردن و اندوختن بخواهد که «اَلَّذِینَ یَکْنِزُونَ اَلذَّهَبَ وَ اَلْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اَللّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ» (توبه:۳۴) که نام این حالت حرص و آز است، و یا پول را فقط برای پر کردن شکم و برای عیاشی و بیکاری و ولگردی بخواهد که نام آن شهوترانی است. در این حالت پول خواستن توأم است با دنائت و پستی و محو شخصیت انسانی در پول و فقدان هرگونه شخصیت انسانی و شرافت معنوی.
نقطه مقابل، این است که انسان پول را به عنوان یک وسیله برای فعالیت و عمل و تسهیل و تولید بخواهد. در این صورت پول تابع آن هدف کلی است که انسان پول را برای آن هدف میخواهد. (مجموعه آثار شهید مطهری، ج ۲۰، ص ۴۰۳)
آری، اگر مال و ثروت فی نفسه امری مذموم بود پس این همه دعاها و دستورالعملهای دینی در باب افزایش و توسعه روزی چه معنایی دارد؟
علاوه بر این، سبک زندگی پیشوایان پاک نشان میدهد آنها در راه تولید ثروت از راه حلال، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکردند به گونهای که طبق مستندات تاریخی، فقط درآمد سالانۀ املاکی که امیرالمؤمنین علیهالسلام وقف کرده بود به چهل هزار دینار میرسید. هر دینار معادل ۱۸ نخود طلاست بنابراین ۴۰ هزار دینار معادل ۳۰ هزار مثقال طلا است که اگر آن را با قیمت روز محاسبه کنیم، عددی حیرتآور خواهد بود. اما عجیب اینجاست که همین امام همام با این همه تولید و موقوفات، جزو زاهدترین مردم روزگار از زمان خویش تا امروز بوده و دنیا از او دنیاگریزتر سراغ ندارد.


